اکوایران: هرچند رویدادی مرتبط با سیاست داخلی آن کشور است، اما بهواسطهی وزن بالای واشنگتن در معادلات بینالمللی، توجه جهانی را از جمله در ایران به سوی خود جلب میکند.
ساختار دو مجلس نمایندگان و سناکنگرهی آمریکا در اصل از جمع دو مجلس نمایندگان و سنا تشکیل میشود. هر که در میانهی دورهی تصدی یک رئیسجمهور برگزار شود، انتخابات میاندورهای نامیده میشود. گفتنی است که در انتخابات کنونی، افزون بر نمایندگان کنگره، فرمانداران 36 ایالت از مجموع 50 ایالت نیز انتخاب خواهند شد. تاکنون 210 میلیون آمریکایی برای شرکت در انتخابات ثبتنام کردهاند که البته لزوماً تمام آنان رأی نخواهند داد. اعضای مجلس جدید، در سوم ژانویه 2027 سوگند یاد کرده و کار خود را آغاز میکنند.
خبر مرتبطهر ایالت آمریکا، صرفنظر از جمعیت آن، دو نماینده به میفرستد که با توجه به مجموع پنجاه ایالت، مجلس سنا از 100 سناتور تشکیل میشود. مدت زمان نمایندگی برای مجلس سنا، 6 ساله است و هر دو سال یک بار برای یکسومِ کرسیهای سنا انتخابات برگزار میشود. برخلاف سنا، شمار صاحبان کرسیِ هر ایالت در ، به نسبت جمعیت آن ایالت متغیر است؛ چنانکه تقریباً به ازای هر 760 هزار نفر، یک کرسی در مجلس نمایندگان تعریف میشود. آمار جمعیت هر ناحیه بر اساس سرشماریهای ده ساله بهروزرسانی میشود. بهاینترتیب، مجلس نمایندگان آمریکا از 435 نماینده تشکیل میشود. مدت زمان نمایندگی در مجلس نمایندگان 2 سال است و انتخابات این مجلس هر دو سال یکبار برای تمام 435 کرسی برگزار میگردد.
ترکیب کنونی کنگره و چشمانداز تغییرات آندر انتخابات کنونی، رقابت بر سر 35 کرسیِ سنا انجام میشود. رقابت بر سر 33 کرسی از این 35 عدد، مطابق معمولِ جابهجاییهای 6 ساله صورت میگیرد و 2 کرسی دیگر، درواقع کرسیهای خالیشدهی مارکو روبیو از فلوریدا و جی. دی. ونس از اوهایو هستند. یک حزب برای آنکه بتواند اکثریت را در سنا به دست آورد، به 51 کرسی نیاز دارد. معاون رئیسجمهور، بدون آنکه حق رأی داشته باشد، رئیس جلسات سنا بهشمار میآید. بااینوجود، اگر تعداد مخالفان و موافقان یک لایحه در سنا برابر با عدد 50 باشد، استثنائاً با رأی خود سرنوشت لایحه را تعیین خواهد کرد.
درمقابل، هر حزب برای آنکه بتواند در مجلس نمایندگان حائز اکثریت شود، باید بتواند 218 کرسی به دست آورد. هماینک جمهوریخواهان با ۲۱۸ کرسی در برابر ۲۱۴ کرسیِ دموکراتها، کنترل مجلس نمایندگان و با 53 کرسی در برابر 47 کرسیِ دمکرات، کنترلِ سنا را در اختیار دارند. از مجموع ۳۵ کرسیِ مورد رقابتِ سنا، ۲۲ کرسی در اختیار جمهوریخواهان و ۱۳ کرسی در اختیار دموکراتهاست. دمکراتها برای آنکه بتوانند در سنا به اکثریت برسند، باید بتوانند علاوه بر 13 کرسی کنونی، 4 کرسی را هم از جمهوریخواهان بگیرند.
در مجموع فضای سیاسی کنونی آمریکا به نفع دمکراتهاست و مطابق یک آمار، از سال 1946 تا امروز، حزبِ رئیسجمهور در انتخاباتِ میاندورهای، بهطور میانگین 26.5 کرسی در مجلس نمایندگان و تعدادی کرسی در مجلس سنا را از دست داده است. رقابتها تنها بر سر گرایش حزبی رأیدهندگان نیست؛ موضوعاتی مانند هزینههای زندگی، تورم، مهاجرت، خدمات درمانی، تعرفههای تجاری، جنگ ایران و حتی مراکز داده و پرونده اِپستین به محورهای اصلی مناقشه تبدیل شدهاند.
در ایالتِ اوهایو، رقابت شرود براون و جان هوستد با موضوعاتی چون مراکز داده، پرونده اپستین و فساد گره خورده است. دموکراتها هستد را به یک رسوایی در بخش انرژی ایالت مرتبط میکنند؛ جمهوریخواهان نیز مواضع براون دربارهی مالیات و مهاجرت را هدف گرفتهاند.
در تگزاس که بهطور سنتی ایالتی جمهوریخواه بوده است، مسائل فرهنگی و اختلافنظر درباره جنسیت و مذهب به موضوع مناقشه تبدیل شده است. وضعیت رأیدهندگان لاتینتبار و احتمال فاصلهگرفتن بخشی از آنها از ترامپ نیز میتواند بر سرنوشت این ایالت اثرگذار باشد. در ایالتهای کشاورزی مانند آیووا و کانزاس، تعرفههای تجاری، افزایش قیمت گازوئیل و کود شیمیایی و پیامدهای جنگ ایران از جمله مسائل مهم هستند.
و اما در ایالت میشیگان، رقابت میان عبدالسید نامزد جنجالی دموکراتها برای کرسی سنا و مایک راجرز، نماینده پیشین جمهوریخواه کنگره، یکی از رقابتهای مهم و خبرساز است. السید در نظرسنجیها از رقیب خود پیش افتاده، اما اختلافاتِ درونِ حزب دموکرات بر سر مواضع او دربارهی کمکهای نظامی آمریکا به اسرائیل نیز به یکی از موضوعات جنجالی کارزار تبدیل شده است. اختلافات درونیِ دمکراتها در این ایالت تا آنجا گسترش یافته است که هیلی استیونز، نماینده دموکراتِ کنگره، در اقدامی غیرمعمول حمایت خود را از السید پس گرفت و از راجرزِ جمهوریخواه حمایت کرد؛ تصمیمی که با واکنش منفی شماری از دموکراتها، از جمله چاک شومر، رهبر دموکراتهای سنا، روبهرو شد.
در کنار این اختلافات، هزینههای خدمات درمانی، افزایش قیمت گازوئیل و پیامدهای جنگ تجاری ترامپ با کانادا نیز از موضوعات مهم مورد بحث در این رقابتها هستند. آنچنانکه از نظرسنجیها و گرایش غالب ایالتها بر میآید، میتوان با قاطعیت گفت که ما همین حالا هم برندگانِ ۹۰ درصد از رقابتهای مجلس نمایندگان و ۷۵ درصد از رقابتهای مجلس سنا را میشناسیم.
«موج آبی» یا آبی ملایم؟گمانهزنیها پیرامون اینکه آیا انتخابات ۲۰۲۶ منجر به یک «موج آبی» یا پیروزی قاطع دموکراتها، خواهد شد، یا آنکه صرفاً شاهد یک «تلاطم آبی»، یعنی تغییراتی جزئی به نفع دموکراتها خواهیم بود، این واقعیت را پنهان میکند که تنها تعداد اندکی از کرسیهای کنگره در معرض تغییر حزب حاکم بر آنها قرار دارند. تحلیلگران انتخاباتی تنها حدود بیست رقابت در مجلس نمایندگان را «نامشخص» یا رقابتیِ نزدیک ارزیابی میکنند.
مطابق نظرسنجیهای گوناگون، سهم احتمالی دمکراتها در مجلس نمایندگان در حدود 230 کرسی و سهم جمهوریخواهان در حدود 205 کرسی برآورد میشود. این نسبت در مجلس سنا برای دمکراتها در حدود 51 تا 52 کرسی و برای جمهوریخواهان 47 تا 49 کرسی است. روی هم رفته، هیچ حزبی در قرن بیستویکم تاکنون موفق به تصاحبِ طولانیمدتِ کنگره نشده است. از سال ۲۰۰۰ به این طرف، کنترلِ مجلس نمایندگان چهار دفعه و کنترل سنا دستکم هفت دفعه میان دموکراتها و جمهوریخواهان جابهجا شده است. بنابراین اگر بخواهیم یک واژه را برای توصیف وضعیت کنگره در قرن بیستویکم به کار ببریم، آن واژه «جابجایی» است.
اغلب نظرسنجیها و سوابق تاریخی انتخابات میاندورهای در سالها و دهههای گذشته، حکایت از این دارند که بختِ دمکراتها برای برنده شدن در انتخابات سوم نوامبر بسیار بالاست. فعلاً پیشبینی میشود که دموکراتها دستکم مجلس نمایندگان را به دست بگیرند، درحالیکه در سنا رقابت نزدیک تری در جریان است؛ هرچند خطا در نتایجِ نظرسنجیها امر بیسابقهای نیست. اکنون با فرض اینکه دمکراتها بتوانند مطابق همین نظرسنجیها عمل کنند، پرسش اینجاست که چه اتفاقی برای اختیارات دولت ترامپ میافتد و قدرت آن تا چه اندازه محدود میگردد؟
«آقای وتو» و اختیارات گسترده رئیسجمهور ایالات متحدهبا توجه به ساختار سیاسی ایالات متحده، حتی با کنترل یک یا هر دو مجلس کنگره، باز هم بسیاری از تلاشهای دموکراتها برای خنثی کردن سیاستهای دولت ترامپ یا اعمال نظارت بر آنها، با موانع ساختاری مواجه خواهند شد. دمکراتها با کسب اکثریت در یک یا هر دو مجلس، میتوانند اقدامات قانونگذاری جمهوریخواهان را مسدود کنند. این امر احتمالاً کاخ سفید را وادار میکنند تا بیشتر به اختیارات اجرایی خود، از جمله احکام اجرایی، اعلامیههای اضطراری و اقدامات نظارتی متکی بشود.
ترامپ اخیراً در یکی از مصاحبهها در پاسخ به خبرنگاری که از واکنش او به از دست رفتن اکثریت کنگره دست دمکراتها پرسیده بود، پاسخ داد که در آن صورت من احتمالاً به «آقای وتو» تبدیل خواهم شد. اشاره ترامپ به حق وتوی رئیسجمهور در مورد لوایحی است که با کمتر از دو سومِ رأی اعضا تصویب میشوند. این امر ترامپ و دمکراتها را وارد یک دور باطل ارائه لوایح محدودکننده و وتو میسازد که میتواند برای کاخ سفید آزاردهنده باشد.
بااینهمه، اصل این واقعیت برقرار است که رئیسجمهور از اختیارات بسیار بالایی برخوردار است، اما عکس این قضیه صادق نیست. بهاینمعنی که حتی اگر دموکراتها در هر دو مجلس حائز اکثریت شوند، باز برای پیشبرد سیاستهای خود از طریق قانونگذاری با مشکل مواجه خواهند شد. این موضوع بهویژه در مورد سیاست خارجی مصداق بیشتری پیدا میکند. در زمینهی سیاست خارجی رئیسجمهور آمریکا بهعنوان فرمانده کل قوا از مزایای عملی، قانونی و ساختاری برخوردار است.
از جمله حوزههایی که دمکراتها بهشرط کسب اکثریت در سنا میتوانند در آن اثرگذاری داشته باشند، عدم تأیید انتصاباتهای ریاست جمهوری است؛ برای مثال، اگر یک جای خالی در دیوان عالی، سفارتهای خارج از کشور یا فدرال رزرو ایجاد شود، سنا میتوان پیشنهاد رئیسجمهور را رد کند؛ اما باز این واقعیت بر سر جای خود باقی میماند که پیشنهاد متصدی جایگاههای خالی باید از سوی رئیسجمهور انجام بگیرد.
یک کنگره دمکرات در کدام حوزهها میتواند اثر بگذارد؟حوزهای که دموکراتها حتی در صورت تصاحب تنها مجلس نمایندگان میتوانند در آن نفوذ واقعی پیدا کنند، حوزه مسائل مالی است. ترامپ برای تأمین بودجهی دولت و افزایش سقف بدهیِ مجاز که استقراض دولت را با محدودیت مواجه میسازد، به تأیید کنگره نیاز دارد. در سال ۲۰۲۵، کنگره آمریکا سقف بدهی دولت را به میزان ۵ تریلیون دلار افزایش داد؛ درنتیجه مجموع بدهیهای دولت حداکثر میتواند تا همین اندازه برسد.
از سوی دیگر، انتظار میرود که بدهیهای دولت تا میانههای سال ۲۰۲۷ به همین میزان برسد. پس از رسیدن به این سقف، ترامپ برای افزایش سقف بدهی محتاج رأی کنگره خواهد بود و در اینجا یه کنگرهی با اکثریتِ مخالف دولت، بهراستی میتواند دردسرساز باشد. عدم افزایشِ به موقع سقف بدهی برای برآورده ساختنِ تعهداتِ بدهی دولت، میتواند شوک فاجعهباری را به بازار وارد کند.
حوزهی دیگری که دمکراتها در آن توان مانور بیشتری دارند، مسائل مالی شخصی ترامپ است. میدانیم که برای مثال اعضای خانوادهی ترامپ در حوزهی رمزارزها فعالند و حتی رمزارز خاص خود با عنوان «وورلد لیبرتی» را دارند. همچنین موضوع سپردن مأموریتهای دیپلماتیک و مذاکراتی به اعضای خانواده میتواند مورد رسیدگی قرار بگیرد. هرگونه تغییر در موازنهی قدرت در کنگره، میتواند به آغاز تحقیقاتِ گسترده در کنگره منجر بشود؛ از جمله بررسیِ معاملات تجاری خانوادهی ترامپ. اما ابزارهای در اختیار کنگره، برای مثال، قدرت احضارِ شهود، بهسرعت با چالشهایی در مرحلهی اجرا و اعمال قانون مواجه خواهند شد.
استیضاح رئیسجمهور هم یکی دیگر از نقاط تنشزای احتمالی است که امکان طرح دوباره را دارد. از لحاظ قانونی، مجلس نمایندگان به استیضاح رئیسجمهور رأی میدهد، اما روند شنیدن صحبتهای رئیسجمهور در سنا انجام میشود و سنا است که باید رأی به برکناری رئیسجمهور بدهد و چنین چیزی نیز به دو سومِ آراء سنا نیاز دارد؛ امری که تحقق آن بسیار بعید است. بااینحال، به جز خود ترامپ، اعضای کابینهی او مانند وزیر دفاع نیز میتوانند هدف استیضاح قرار بگیرند.
نتایج انتخابات، جدای از وضعیت توازن قوا در سیاست آمریکا، بر آینده رقابتها درون حزبی هم تاثیر قابل توجهی میگذارد. در درون حزب دموکرات رقابت شدیدی میان جناح پرگرسیو یا مترقی با جناح میانهروتر حزب وجود دارد. در سالهای اخیر، جناح مترقی که گرایشهای چپگرایانهتر و حتی مشخصاً سوسیالیستی دارد، توانسته است بخش قابلتوجهی از بدنه حزب را به سوی خود متمایل سازد و حتی در رقابتهای درون حزبی، افراد منتسب به این جناح موفق شدهاند نمایندگان و سناتورهای مستقر حزب را شکست داده و مانع حضور آنها در رقابت نهایی با رقیب جمهوریخواهشان بشوند. مسائلی مانند جنگ غزه و حمایت تمامعیار دو دولت دموکرات و جمهوریخواه از اسرائیل، باعث شده است شکاف بین این دو حزب عمیقتر نیز بشود. نتایج این انتخابات و کسب کرسیهای کنگره از سوی هر کدام از این دو جناح بهنوعی تعیین کننده سمتوسوی آینده این حزب به سمت گرایشهای چپگرایانهتر و رادیکالتر یا جهتگیری معتدلتر خواهد بود.
در میان جمهوریخواهها نیز رقابت روشنی بین جناح پوپولیست و محافظهکارِ حزب در جریان است؛ هرچند طی یک دهه اخیر و با ظهور ترامپ، پوپولیستهای جنبش ماگا جریان غالب را در این حزب تشکیل دادهاند. بااینهمه، در صورت شکست چهرههای منتسب به این جریان در انتخابات، ممکن است در سالهای آینده شاهد نوعی پوستاندازی در این حزب نیز باشیم.
منبع: اکوایران