به گزارش اقتصادنیوز به نقل از جماران، علی صوفی، عضو کابینه دولت اصلاحات درباره راه خروج از وضعیت نه جنگ، نه صلح گفت: اخیراً آقای محسن رضایی که به دیدار رهبری رفته بود، یکی از نکاتی که مطرح کرد، این بود که مقام رهبری تأکید کردند که این حالت نه جنگ و نه صلح باید تمام شود. ایشان شش محور را امطرح کرده بودند و مخصوصاً به وضعیت نه جنگ و نه صلح پرداخته بودند که برای من جالب بود که ایشان هم این وضعیت را نامطلوب میدانند و تأکید دارند این وضعیت باید تمام شود. در اینجا نکته حائز اهمیت این است که وضعیت نه جنگ نه صلح که با جنگ تمام نمیشود؛ حتماً باید با مذاکره تمام شود. مفهومش این است که مذاکره صورت بگیرد و به تفاهم برسند و ابتدا بدهبستانهایی که لازم است،انجام شود، در هر صورت مذاکره هم همین است.
عضو کابینه دولت اصلاحات در واکنش به اینکه منظور شما این است قبل از شروع مذاکره ابتدا باید تندروهای داخلی را کنترل کنیم؟ اظهار کرد: قطاً باید تندروهای داخلی کنترل شوند؛ چون همین جریان در برجام هم کار دست ما دادند. کما اینکه بلافاصله بعد از اینکه برجام امضا شد، رهبر شهید تایید کردند و تاکید ایشان مبنی بر اینکه مجلس برجام را تصویب کند و بارها و بارها رهبر شهید از تیم مذاکرهکننده، دیانتشان، انقلابی بودنشان و حزباللهی بودنشان صحبت کرده بودند و تیم مذاکرهکننده را تأیید کرده بودند و همه مفاد برجام هم کلمهبهکلمه به هر حال مورد بحث قرار گرفته بود و مجلس هم تصویب کرده بود و رهبری هم قبل از آن تأیید کرده بودند، اما با شلیک یک موشک، آن را متزلزل کردند. بعد همه تلاش خود را کردند که برجام به نتیجه نرسد و موفق هم شدند. بعد از آن هم که جنگ شد، دوباره مذاکره کردیم و جنگ شد. الان هم همین جریان تندرو فکر میکند همین که توانستیم در مقابل دو جنگ بایستیم و مقاومت کنیم، مبنایی است برای اینکه تن به مذاکره ندهیم. البته طرف مقابل هم با بدعهدیهایی که انجام داده، بهانه به دست تندروها داده است.
صوفی ادامه داد: در هر صورت باید جریان تندرو کنترل شود اما نه به این ترتیب که ابتدا اینها را کنترل کنیم و بعد مذاکره کنیم. مذاکره باید جریان داشته باشد که الان هم جریان دارد. بالاخره رفتوآمدهایی که هست، میانجیگریهایی که توسط قطر صورت میگیرد، حاکی از آن است که مذاکره در جریان است. آخرین نامهای هم که ونس نوشته و ایران هم هفت شرط پیشنهاد کرده، نشان میدهد مذاکره هنوز در جریان است و تمام نشده و جای امیدواری است که طرفین به ترک مخاصمهای برسند.وی افزود: از طرف دیگر مذاکره در جریان است؛ اما این جریان تندرو ممکن است، در مرحلهای که مذاکره در حال رسیدن به نتیجه است، دوباره کارشکنی کند و کاری مثل همان حمله به آن سه کشتی انجام دهد که در نهایت طرف مقابل را وادار کند که بخواهد مقابلهبهمثل کند و به صلح نرسیم. لذا این خطر از طرف جریان تندرو وجود دارد که دوباره در لحظهای که بخواهیم به صلح برسیم، اجازه ندهند مذاکره به نتیجه برسد. خراب کردن صلح کار سادهای است، یعنی به وجود آوردن شرایط جنگی کار سادهای است. موشک و اسلحه در دست این جریان قرار دارد و حاشیه امنی هم دارند. تریبونهای زیادی هم در اختیارشان است؛ مثل تریبون همین تجمعات شبانهای که مردم دارند، صداوسیما و موارد دیگر. بهر حال امکان دارد تندروها تهدیدی جدی برای صلح باشند.
صوفی تصریح کرد: بنابراین، آقای رئیسجمهور باید قبل از اینکه مذاکرات به نتیجه برسد، تضمینی برای کنترل تندروها در داخل بدست بیاورد، چون در جریان حمله به آن 3 کشتی همه اعضای شورای عالی امنیت ملی گفتند که فرماندهان ما در جریان زدن آن سه کشتی قرار نداشتند. یعنی یک اقدام سرنوشتساز علیه کشور صورت گرفته، اما هیچکس مسئولیت آن را قبول نمیکند و کسی هم نمیگوید ما بررسی کردیم، آن فردی که خطا انجام داده و آن جریانی که پشت آن بوده را پیدا کردیم. لذا این موضوع را روی زمین و هوا رها کردهاند. در چنین شرایطی طبیعی است که آنها احساس میکنند امنیت دارند و فردا هم ممکن است این کار را تکرار کنند.
عضو کابینه دولت اصلاحات در واکنش به اینکه در جریان قطعنامه ۵۹۸ که به موجب آن جنگ ایران و عراق به پایان رسید، آیا در آن زمان هم تندروها به این شدت حضور پررنگ داشتند و یا کنترل شدند؟ خاطرنشان کرد: در آن زمان شرایط بهگونه دیگری بود. واقعیت این است که وقتی امام قطعنامه را پذیرفتند، بسیاری از ارادتمندان امام و بسیاری از کسانی که نسبت به امام تعبد داشتند، ناراحت شدند که چرا باغ شهادت بسته شد یا چرا امام میگویند که من جام زهر نوشیدم. ضمن اینکه حرفوحدیثهایی وجود داشت برای مثال عدهای میگفتند برای امام فضاسازی کردند که ایشان چنین تصمیمی را گرفتند؛ اما نمیتوان گفت یک جریان تندرو وجود داشت.
وی در پایان یادآور شد: فضا احساسی بود عدهای به شعارهایی مانند «جنگ، جنگ تا پیروزی» و «جنگ، جنگ تا رفع فتنه از عالم» پایبند بودند و چنین شعارهایی را پذیرفته بودند. البته این روحیه را خود امام هم داشتند؛ یعنی امام این روحیه را داشتند که باید مقاومت کرد، باید جنگید و نباید تسلیم شد. اما در عین حال، امام کاریزمایی داشتند که هیچ جریانی نمیتوانست در مقابل آن مقاومت کند. لذا در اوج شعارهای «جنگ، جنگ تا پیروزی» و «جنگ، جنگ تا رفع فتنه از عالم»، امام قطعنامه ۵۹۸ را پذیرفتند و همه هم با پیامی که امام دادند و گفتند من جام زهر نوشیدم، گریه کردند؛ امام با مردم و جامعه ارتباطی وسیع و تنگاتنگ داشتند و احساس مردم را کاملاً درک میکردند. وقتی این قطعنامه را پذیرفتند، نامهای نوشتند و همه کسانی که تا حدودی از این تصمیم ناراضی بودند، با آن فضای عاطفیای که به وجود آمد، دیگر مسئله برایشان حل شد.