از سندرز تا ممدانی؛ آیا سوسیالیست‌ها آینده حزب دموکرات را می‌سازند؟ | بازگشت سوسیالیسم به صحنه سیاست

سوسیالیست‌های متأخر لزوماً افراد نادانی نیستند اما... اقتصادنیوز: با وجود تجربه تاریخی شوروی، کوبا و دیگر دولت‌های سوسیالیستی، ایده سوسیالیسم بار دیگر در بخشی از فضای سیاسی غرب طرفدارانی پیدا کرده است. کِی. لوید بیلینگزلی در مقاله ای با مرور تجربه‌های تاریخی و ارجاع به اندیشه‌های هایک و اورول، به این پرسش می‌پردازد که چرا نسل تازه‌ای از سوسیالیست‌ها بار دیگر به آرمانی دل بسته‌اند که به باور او، کارنامه‌ای شکست‌خورده دارد.

به گزارش اقتصادنیوز، کِی. لوید بیلینگزلی، پژوهشگر سیاست‌گذاری، در وبسایت انستیتو ایندیپندنت نوشت:

در سال ۱۹۲۵، ورنر زومبارت، اقتصاددان آلمانی، اصطلاح «کاپیتالیسم متأخر» را برای توصیف شرایط اروپای پس از جنگ جهانی اول ابداع کرد. در سال ۱۹۷۲، ارنست ماندل، مارکسیست بلژیکی، کتابی با عنوان کاپیتالیسم متأخر را برای توصیف شرایط پس از جنگ جهانی دوم نوشت. هر دو اقتصاددان تلویحاً چنین القا می‌کردند که کاپیتالیسم در مسیر زوال است و دارد جای خود را به سوسیالیسم می‌دهد؛ سوسیالیسمی که اکنون در مرحلۀ متأخر خود، بار دیگر در حال بازگشت است.

الکساندریا اوکاسیو کورتز و رشیده طالب، نمایندگان کنگرۀ آمریکا، از اعضای سازمان «سوسیالیست‌های دموکرات آمریکا» هستند که حالا در حالت پیروزی است. زهران ممدانی، شهردار نیویورک، با حمایت برنی سندرز، سناتور آمریکایی، از «گرمای جمع‌گرایی» سخن می‌گوید. این موج جدید نشان می‌دهد که سوسیالیسم متأخر هیچ نگاهی به گذشته و تجربه‌های پیشین ندارد. شرایط اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی، نخستین دولت سوسیالیستی جهان، را در نظر بگیرید. 

سوسیالیسم شوروی

مالکوم ماگریدج که در خانواده‌ای سوسیالیست بزرگ شده بود، در اوایل دهۀ ۱۹۳۰ به‌عنوان خبرنگار روزنامۀ گاردین منچستر به اتحاد جماهیر شوروی رفت. در آن زمان، مقامات و شخصیت‌های برجستۀ خارجی به شوروی سفر می‌کردند تا پیشرفت سوسیالیستی را از نزدیک مشاهده کنند. اما عملاً پیشرفت چندانی در کار نبود و روزنامه‌نگاران مسابقه‌ای ترتیب داده بودند تا ببینند چه کسی می‌تواند عجیب‌وغریب‌ترین داستان را به‌عنوان واقعیت به خورد دیگران بدهد.

ماگریدج توانست لرد مارلی، از اعضای حزب کارگر در مجلس اعیان بریتانیا، را متقاعد کند که صف‌های طولانی برای خرید تقریباً همه‌چیز، سیاست رسمی حکومت است تا کارگران مشتاق شوروی فرصتی برای استراحت داشته باشند. در آن زمان، استالین در پی اشتراکی‌سازی کشاورزی بود و قصد داشت کولاک‌ها، یعنی کشاورزان مستقل، را به‌عنوان یک طبقۀ اجتماعی از میان بردارد.

ماگریدج خبر قحطی تحمیلی استالین در اوکراین را افشا کرد، درحالی‌که والتر دورانتی، خبرنگار نیویورک تایمز، وقوع هرگونه قحطی را انکار می‌کرد. ماگریدج این ماجرا را در کتاب برجستۀ خود، وقایع‌نگاری زمانِ ازدست‌رفته، روایت کرده است، کتابی که تنها یکی از آثار متعددی است که سوسیالیست‌های متأخر ظاهراً از توجه به آن غافل مانده‌اند.

سوسیالیسم ناسیونالیستی

فردریش آگوست فون هایک در کتاب راه بردگی توضیح داد که دانش اقتصادی در میان افراد جامعه به‌طور گسترده پراکنده است و به همین دلیل، اقتصادِ برنامه‌ریزی‌شده‌ای که از بالا اداره شود، محکوم به شکست است. از سوی دیگر، چنین نظام دستوری و متمرکزی این امکان را فراهم می‌کند که بدترین افراد به بالاترین موقعیت‌های قدرت دست یابند. هایک همچنین توضیح داد که ناسیونال‌سوسیالیسمِ حاکم بر آلمان آن زمان، در واقع سوسیالیسم واقعی بود، نه آن‌گونه که سوسیالیست‌های متأخر ادعا می‌کنند، یک ایدئولوژی «دست راستی». 

کتاب هایک در سال ۱۹۴۴، در اوج ستایش و پرستش استالینیسم، منتشر شد. جورج اورول نیز در سال ۱۹۴۵ کتاب مزرعۀ حیوانات را منتشر کرد؛ کتابی که چندین ناشر آن را رد کردند، از جمله تی. اس. الیوت که از طرف انتشارات فیبر اند فیبر تصمیم به رد آن گرفت. آن‌ها معتقد بودند این طنز درخشان نسبت به استالین و کل پروژۀ سوسیالیستی زیادی بی‌رحم است. حیوانات مزرعه، پس از انقلاب پیروزمندانه‌شان باید تصمیم می‌گرفتند با جانوران وحشی و غیراهلی چه کنند. آن‌ها به‌درستی رأی می‌دهند که موش‌ها نیز رفقای آن‌ها هستند که تجربه نیز درستی این تصمیم را ثابت می‌کند.

استالین غلات کولاک‌ها را مصادره کرد و هر کسی را که چیزی به دست آورده بود، هدف قرار داد. بنابراین، چندان هم بی‌راه نیست اگر ادعا کنیم که سوسیالیسم دزدی است. طرح پیشنهادی شمارۀ ۴۰ کالیفرنیا موسوم به «مالیات میلیاردرها» را ببینید که که به سیاستمدارانی که خود هیچ محصولی تولید نمی‌کنند، اجازه می‌دهد تقریباً هر کسی را که چیزی تولید می‌کند، غارت کنند.

اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی و مستعمراتش هرگز نتوانستند به سطح تولید کشورهای کاپیتالیستی‌ای برسند که همواره آن‌ها را به باد انتقاد می‌گرفتند. کالاهای مصرفی سوسیالیستی نیز به‌وضوح درجه سه، اگر نگوییم از آن هم بدتر، بودند. کافی است قسمت «خودروهای کمونیستی» برنامۀ تاپ گی‌یر را تماشا کنید و به یاد خودروهای لادای شوروی و ترابانت آلمان شرقی بیفتید که بی‌تردید در زمرۀ بدترین اتومبیل‌های تاریخ هستند.

سوسیالیسم کوبایی

شکست سوسیالیسم به اروپا محدود نماند. در حکومت استالینیستی فیدل کاسترو، سوسیالیسم کوبایی نظام سهمیه‌بندی مواد غذایی را برقرار کرد و هزاران نفر را واداشت تا با به خطر انداختن جان خود از کشور بگریزند، آن‌هایی هم که در کوبا ماندند، راهی برای توجیه وضعیت اسفبارشان یافتند.

همان‌طور که در لطیفه‌ای مربوط به اواخر دهۀ ۱۹۸۰ نقل می‌شود، میخائیل گورباچف، رهبر شوروی، به کوبا سفر می‌کند و کاسترو او را به مبارزه با یک گاو نر دعوت می‌کند. حیوان عظیم‌الجثه گورباچف را در میدان تعقیب می‌کند و او ناچار می‌شود به جایگاه تماشاگران پناه ببرد. سپس کاسترو وارد میدان می‌شود و با آرامش چیزی در گوش گاو نر زمزمه می‌کند. گاو نقش بر زمین می‌شود و جمعیت از شدت هیجان به وجد می‌آید. گورباچف از کاسترو می‌پرسد که در گوش حیوان چه گفته است و او پاسخ می‌دهد: «یا سوسیالیسم یا مرگ.»

سوسیالیسم متأخر

در مقابل، سوسیالیست‌های متأخر ظاهراً چندان اهل شوخی و طنز نیستند. آن‌ها پیوسته خواستار مصادرۀ ثروتی هستند که دیگران تولید کرده‌اند و درعین‌حال، چشم خود را بر کارنامۀ شکست‌خوردۀ سوسیالیسم می‌بندند. همان‌طور که ایپولیت تن، مورخ فرانسوی، خاطرنشان کرد، هیچ‌چیز خطرناک‌تر از ایده‌ای کلی در ذهن‌های تنگ و تهی نیست. بنابراین، ایدۀ کلی که در این مورد سوسیالیسم باشد، عملاً آن‌ها را به تسخیر خود درمی‌آورد. 

سوسیالیست‌های متأخر لزوماً افراد نادانی نیستند اما همان‌طور که سال بلو اشاره کرد، هنگامی که نیاز به توهم شدید باشد، می‌توان هوش و استعداد بسیاری را به‌سوی جهل هدایت کرد. در سال ۲۰۲۶، این توهم آن است که سوسیالیسم، که از همان ابتدا پروژه‌ای شکست‌خورده بود، می‌تواند رفاه، حقوق بشر و تمام آن ارزش‌های خوبی را ترویج کند که سوسیالیست‌ها ادعا می‌کنند زندگی خود را وقف آن‌ها کرده‌اند. همان‌طور که خودشان باید بدانند، هنوز هم برای کنار گذاشتن سوسیالیسم و طنین‌انداز شدن صدای آزادی دیر نشده است.