سخنرانی اخیر بدر البوسعیدی، وزیر خارجه عمان، در دانشگاه کمبریج انگلستان را باید از جمله مواضع مهمی دانست که در شرایط کنونی درباره آینده امنیت خلیج فارس مطرح شده است.
او در سخنرانی ۲۶ اکتبر خود با عنوان «امنیت فراگیر در خلیج فارس» تأکید کرد که دستیابی به امنیت پایدار در این منطقه، بدون مشارکت ایران امکانپذیر نیست. این سخنان در شرایطی بیان میشود که تحولات نظامی ماههای اخیر و ناامنی در تنگه هرمز، ضرورت بازنگری در مناسبات امنیتی کشورهای منطقه را بیش از گذشته مطرح کرده است.
وزیر خارجه عمان پیشنهاد کرد شش کشور عضو شورای همکاری خلیج فارس به همراه ایران و عراق برای بررسی آینده امنیت منطقه گرد هم آیند و زمینه انعقاد پیمان عدم تعرض میان هشت کشور را فراهم کنند. او با اشاره به نشست سال ۱۹۷۶ عمان یادآور شد که وزیران خارجه هشت کشور در آن زمان برای بررسی ترتیبات امنیتی جمعی گرد هم آمده بودند و احیای آن ابتکار میتواند فرصتی برای آغاز گفتوگویی فراگیر باشد.
نکته مهم در سخنان البوسعیدی، تأکید بر جایگاه ایران در معادلات امنیتی خلیج فارس بود. او با اشاره به موقعیت جغرافیایی، جمعیت و پیشینه تاریخی ایران، کنارگذاشتن این کشور از ترتیبات امنیتی منطقه را از عوامل بیثباتی دانست و تأکید کرد اختلافات موجود میان ایران و کشورهای عربی به معنای وجود دشمنی دائمی و اجتنابناپذیر میان آنها نیست. از نگاه وزیر خارجه عمان، کشورهای منطقه باید مسئولیت اصلی امنیت خود را برعهده بگیرند و وابستگی به قدرتهای خارجی را کاهش دهند.
این دیدگاه اگرچه با صراحت بیشتری از سوی عمان مطرح شده، اما در برخی مواضع اخیر مقامات امارات نیز قابل مشاهده است. محمد بن زاید، رئیس امارات در گفتوگوی ژانویه امسال با رئیسجمهور ایران بر ضرورت حمایت از تلاشهای دیپلماتیک برای حفظ ثبات منطقه تأکید کرد.
انور قرقاش، مشاور دیپلماتیک رئیس امارات نیز در ماه سپتامبر با وجود انتقاد از تحولات نظامی و آسیب دیدن اعتماد میان کشورهای منطقه، یادآور شد که واقعیت جغرافیایی، تعامل با ایران را اجتنابناپذیر میسازد. البته نمیتوان مواضع عمان و امارات را کاملاً یکسان دانست. عمان طی سالهای گذشته نقش فعالی در میانجیگری بین ایران و آمریکا داشته، در حالی که امارات نگرانیهای امنیتی خاص خود را دنبال میکند. با این حال، نقطه مشترک این مواضع آن است که همسایگی واقعیتی تغییرناپذیر است و کشورهای منطقه ناگزیرند برای حل مسائل مشترک، راهی برای گفتوگو پیدا کنند.
اهمیت این تحول را باید در تجربه چند دهه گذشته خلیج فارس جستوجو کرد. جنگهای متعدد، رقابتهای تسلیحاتی و حضور گسترده قدرتهای خارجی با وجود هزینههای فراوان نتوانستهاند امنیت پایدار و مورد قبول همه کشورهای منطقه ایجاد کنند. حتی در مقاطعی ترتیبات امنیتی موجود، خود به افزایش نگرانی و بیاعتمادی میان همسایگان انجامیده است.امنیت خلیج فارس نیز صرفاً مسئلهای نظامی نیست. بخش مهمی از تجارت جهانی، انتقال انرژی و فعالیتهای اقتصادی کشورهای ساحلی به ثبات این منطقه وابسته است. هرگونه اختلال در تنگه هرمز، آثار اقتصادی آن را به کشورهایی منتقل میکند که فاصله زیادی با منطقه دارند. از این رو، تأمین امنیت خلیج فارس نمیتواند تنها بر اساس نگرانیهای امنیتی یک یا چند کشور تعریف شود.
در چنین شرایطی نقش ایران را نمیتوان نادیده گرفت. موقعیت جغرافیایی، طول سواحل، ظرفیتهای اقتصادی و جایگاه سیاسی ایران، این کشور را به یکی از طرفهای اصلی هرگونه ترتیبات امنیتی در خلیج فارس تبدیل کرده است. تلاش برای ایجاد ساختارهایی که ایران در آنها حضور نداشته باشد، ممکن است در کوتاهمدت پاسخگوی برخی ملاحظات سیاسی باشد، اما در بلندمدت نمیتواند زمینه ثبات و همکاری پایدار را فراهم کند.با این همه، پذیرش ضرورت حضور ایران بهتنهایی برای شکلگیری نظام امنیتی مشترک کافی نیست. اختلافات سیاسی، نگرانیهای امنیتی متقابل و تجربه درگیریهای اخیر، موانعی واقعی در مسیر همکاری هستند. آنچه اهمیت دارد، تبدیل این شناخت مشترک به اقداماتی است که بهتدریج اعتماد را میان کشورهای منطقه تقویت کند.
از این منظر، پیشنهاد عمان برای انعقاد پیمان عدم تعرض میتواند نقطه آغاز مناسبی باشد، مشروط بر آنکه با تعهدات روشن و سازوکارهای اجرایی همراه شود. همکاری در تأمین امنیت کشتیرانی، ایجاد ارتباط مستقیم میان نهادهای مسئول برای جلوگیری از برخوردهای ناخواسته و گفتوگو درباره نگرانیهای متقابل، از جمله موضوعاتی است که میتوان پیش از دستیابی به توافقی جامع دنبال کرد.البته امنیت فراگیر به معنای قطع روابط کشورهای منطقه با قدرتهای خارجی نیست. کشورهای خلیج فارس مناسبات گسترده سیاسی، اقتصادی و نظامی با بازیگران بینالمللی دارند و تغییر این روابط بهسادگی امکانپذیر نیست. مسئله اصلی این است که کشورهای ساحلی بتوانند در تعیین چارچوب امنیت منطقه نقش اصلی را برعهده بگیرند و همکاری با قدرتهای خارجی را در جهت تقویت ثبات و نه تشدید اختلافات سامان دهند.
برای ایران، سخنان وزیر خارجه عمان فرصتی برای طرح دوباره همکاریهای امنیتی منطقهای است. تهران در سالهای گذشته نیز ابتکارهایی در این زمینه مطرح کرده، اما شرایط کنونی و نگرانی مشترک کشورهای منطقه از پیامدهای ادامه درگیریها، ممکن است زمینه مناسبتری برای پیگیری این موضوع فراهم کرده باشد.به نظر میرسد ایران بتواند با استقبال از پیشنهاد عمان و استفاده از روابط خود با کشورهای همسایه، از آغاز گفتوگوهای منظم میان هشت کشور حمایت کند. این گفتوگوها میتواند در مرحله نخست بر موضوعات عملی، ازجمله عدم تعرض، امنیت تنگه هرمز، احترام به حاکمیت کشورها و جلوگیری از گسترش تنشها متمرکز باشد. موفقیت در این زمینه بهتدریج امکان پرداختن به اختلافات پیچیدهتر را نیز فراهم خواهد کرد.
اهمیت سخنان البوسعیدی در این است که ضرورت مشارکت ایران در امنیت خلیج فارس، این بار با صراحت از سوی یکی از کشورهای همسایه مطرح شده است. تأکید مقامات امارات بر ضرورت تعامل با ایران نیز با وجود اختلافات و بیاعتمادیهای موجود، نشان میدهد زمینهای برای بازنگری در شیوه مدیریت مناسبات منطقه وجود دارد.اکنون پرسش اصلی این است که آیا کشورهای منطقه میتوانند از این فرصت برای ایجاد سازوکاری عملی استفاده کنند؟ پاسخ بیش از آنکه به حل فوری همه اختلافات گذشته وابسته باشد، به آمادگی کشورها برای آغاز همکاری در موضوعات مشخص بستگی دارد. ایران نیز میتواند با پیگیری دیپلماسی فعال و ارائه پیشنهادهای اجرایی، در تبدیل ابتکار عمان به روندی منطقهای نقش مؤثری ایفا کند.
امنیت پایدار خلیج فارس زمانی دستیافتنی خواهد بود که کشورهای ساحلی با وجود اختلافات خود، بپذیرند امنیت هیچیک از آنها جدا از امنیت دیگران تأمین نخواهد شد. بر همین اساس، با توجه به پیشنهاد دولت عمان برای برگزاری اجلاس «امنیت جمعی خلیج فارس»، امید میرود زمینه برگزاری این نشست در عمان فراهم شود و هشت کشور منطقه ــ شش کشور عضو شورای همکاری خلیج فارس به همراه ایران و عراق ــ بتوانند از این فرصت برای دستیابی به نتایجی مثبت و حرکت به سوی شکلگیری سازوکاری پایدار برای امنیت جمعی در خلیج فارس استفاده کنند.