«حوصلهام سر رفته!»؛ جملهای آشنا که با خاموش شدن گوشی از زبان بعضی بچهها شنیده میشود. اما چرا اسباببازیها و بازیهای ساده دیگر سرگرمکننده نیستند؟
به گزارش مشرق، فقط کافی است گوشی را از دستش بگیرید؛ چند دقیقه بعد، صدای اعتراض بلند میشود: «حوصلهام سر رفته!» اسباببازیهای اتاق دیگر جذاب نیستند، مدادرنگیها گوشهای افتادهاند و هیچ پیشنهادی هم به مذاق کودک خوش نمیآید. انگار با خاموش شدن صفحه نمایش، تمام راههای سرگرم شدن هم برای او بسته شده است.
بعضی والدین برای خلاص شدن از این غرغرها، دوباره گوشی را به دست فرزندشان میدهند؛ اما مسئله فقط چند دقیقه غر زدن و بیحوصلگی نیست؛ وقتی کودک برای گذراندن کوچکترین لحظههای بیکاری هم به گوشی پناه میبرد، این پرسش پیش میآید که آیا فرصت سرگرم کردن خودش را از دست داده است؟ آیا بازیهای آماده و محرکهای پیدرپی صفحه نمایش، لذت کشف کردن، خیالپردازی و ساختن بازیهای تازه را برای او کمرنگ کردهاند؟ و مهمتر از همه، والدین چگونه میتوانند بدون درگیری و تنش، کودک را دوباره با دنیای بازیهای واقعی آشتی دهند؟
دکتر زیبا ایرانی، روانشناس کودک و خانواده و عضو هیئت علمی دانشگاه، به این سوالات پاسخ میدهد.
مغز کودک به سرگرمیهای فوری عادت میکند
زیبا ایرانی درباره علت بیحوصلگی بعضی کودکان پس از کنار گذاشتن گوشی توضیح میدهد که ریشه این پدیده را باید در سیستم پاداش مغز و مفهوم آمادگی برای تحریک جستوجو کرد. بازیهای دیجیتال معمولاً با ارائه بازخوردهای سریع، جذاب و متناوب، ترشح دوپامین را به شکلی ناپایدار و در سطحی بسیار بالا تحریک میکنند.
او توضیح میدهد: وقتی کودک از این محرکهای پرشدت جدا میشود، آستانه تحمل او در برابر محرکهای طبیعی و کمتحرک دنیای واقعی، مانند اسباببازیهای ساده یا محیط اطرافش، تغییر میکند و دیگر آنها را بهاندازه کافی جذاب نمیبیند. در نتیجه، فعالیتهای معمولی برای کودک فاقد جذابیت به نظر میرسند و مغز در واکنش به این وضعیت، سیگنال بیحوصلگی میدهد. در واقع، کودک دچار افت انگیزش درونی میشود؛ زیرا مغز او به آن سطح از تحریک ناشی از ابزارهای دیجیتال عادت کرده است.
وقتی بازی آماده، جای خیالپردازی را میگیرد
این روانشناس کودک و خانواده درباره تأثیر استفاده مکرر از گوشی بر ابتکار عمل کودکان میگوید: شواهد پژوهشی بسیاری در حوزه علوم اعصاب شناختی نشان میدهند که وابستگی به رسانههای دیجیتال میتواند کارکردهای اجرایی مغز و شبکه حالت پیشفرض را که مسئول خیالپردازی و تفکر واگراست، تحت تأثیر منفی قرار دهد.
او با اشاره به تفاوت بازیهای سنتی و دیجیتال ادامه میدهد: در بازیهای سنتی، کودک طراح، کارگردان و حلکننده مسئله است و باید از طریق نوعی کوهنوردی ذهنی، راهحل را خلق کند. اما در صفحهنمایشهایی مانند تبلت و گوشی، بار شناختی کاهش پیدا میکند و پاسخها آمادهاند. این امر بهمرور زمان ابتکار عمل را از کودک میگیرد و انعطافپذیری شناختی و توانایی او برای داشتن تفکر ابداعی و خلاقیت را تضعیف میکند.
تکفرزندها در بازی مستقل ضعیفترند؟
بعضی والدین تصور میکنند کودکانی که خواهر یا برادر دارند، بهتر میتوانند خودشان را سرگرم کنند؛ چون همیشه همبازی در دسترس دارند. اما به گفته ایرانی، داشتن خواهر یا برادر بهخودیخود تضمینکننده توانایی بازی مستقل نیست.
او توضیح میدهد که کودکان در تعامل با خواهر و برادر، فرصت بیشتری برای تمرین مهارتهایی مانند مذاکره، حل تعارض، رعایت نوبت و بازی مشارکتی پیدا میکنند. این تعاملها میتوانند به رشد مهارتهای اجتماعی و درک دیدگاه دیگران کمک کنند.
با این حال، تکفرزندها نیز میتوانند بازی مستقل و خیالپردازی را بهخوبی یاد بگیرند. به اعتقاد این روانشناس، آنچه اهمیت دارد، توانایی کودک در خودتنظیمی و فرصتهایی است که برای تجربه بازی، تصمیمگیری و سرگرم شدن در اختیار دارد. حضور همبازی میتواند تجربه بازی را غنیتر کند، اما جای تمرین بازی مستقل را نمیگیرد.
از چند سالگی میتوان کودک را تنها گذاشت تا بازی کند؟
یکی از پرسشهای مهم والدین این است که کودک از چه سنی باید بتواند بدون حضور دائمی بزرگترها سرگرم شود. ایرانی تأکید میکند که توانایی تمرکز و بازی مستقل مستقیماً به سن و سطح تکامل سیستم عصبی بستگی دارد، اما نمیتوان سن دقیقی را برای همه کودکان در نظر گرفت؛ چراکه این توانایی در کودکان مختلف، متفاوت است.
به گفته او، کودکان زیر دو سال به دلیل ویژگیهای رشدی و تکامل نیافتن کافی توجه ارادی، بهسختی میتوانند برای مدت طولانی بهطور مستقل بازی کنند و برای شروع و ادامه بازی به حضور والدین، دستکم برای چند دقیقه، نیاز دارند. در سه تا چهار سالگی، توانایی بازی مستقل در بازههای زمانی کوتاهتر، مانند ۱۰ تا ۱۵ دقیقه، شکل میگیرد. کودکان پنج سال به بالا نیز با رشد توجه ارادی و تکامل قشر پیشپیشانی مغز، ممکن است بتوانند بین ۳۰ تا ۴۵ دقیقه بهطور مستقل بازی کنند؛ البته به شرط آنکه محیط بازی فاقد محرکهای حواسپرتی باشد.
این روانشناس کودک و خانواده تأکید میکند که این بازههای زمانی، معیار قطعی برای سنجش رشد همه کودکان نیستند. فراهم بودن محیطی امن و متناسب با سن، دسترسی به وسایل بازی مناسب و کاهش عوامل حواسپرتی میتواند به تداوم بازی کمک کند.
گوشی را یکباره نگیرید؛ سرگرمی جایگزین بسازید
ایرانی درباره نحوه تغییر عادت کودکانی که هر بار بیکار میشوند سراغ گوشی میروند، میگوید: قطع ناگهانی استفاده از گوشی، بدون در نظر گرفتن جایگزین، معمولاً به پدیدهای به نام مقاومت رفتاری شدید منجر میشود که میتواند با پرخاشگری و اضطراب کودکان همراه باشد.
او با تأکید بر رویکرد اصلاح رفتار ادامه میدهد: رویکرد علمی مبتنی بر اصلاح رفتار بر کاهش تدریجی استفاده و جایگزینی نظاممند تأکید دارد. والدین باید ابتدا زمان استفاده از گوشی را بهصورت قانونمند محدود کنند و سپس فضاهای جایگزین غنی در اختیار کودک قرار دهند؛ از جمله بازیهای حرکتی و هنری، مشارکت در امور اجرایی منزل یا ایجاد فعالیتهای جذابتر که بتوانند جایگزین استفاده از ابزارهای دیجیتال شوند. به این ترتیب، مدار پاداش مغز میتواند بهتدریج به سمت فعالیتهای دنیای واقعی بازگردد. به همین دلیل، کنار گذاشتن ناگهانی گوشی توصیه نمیشود.
قاطع باشید، اما با عصبانیت جواب عصبانیت را ندهید
بعضی کودکان هنگام تمام شدن زمان بازی با گوشی، گریه میکنند، عصبانی میشوند یا با اصرار از والدین میخواهند چند دقیقه دیگر از دستگاه استفاده کنند. در چنین موقعیتی، واکنش بزرگترها میتواند بر نحوه یادگیری کودک برای مدیریت هیجانهایش تأثیر بگذارد.
ایرانی معتقد است والدین باید میان پذیرش احساسات کودک و تغییر ندادن قانون تفاوت قائل شوند. او توضیح میدهد که میتوان ناراحتی کودک را به رسمیت شناخت، بدون آنکه به دلیل گریه یا عصبانیت او از تصمیم گرفتهشده عقبنشینی کرد.برای مثال، والدین میتوانند به کودک بگویند: «میدانم دوست داشتی بیشتر بازی کنی و تمام شدنش ناراحتت کرده، اما زمان گوشی تمام شده است.» به گفته این روانشناس، چنین واکنشی هم به کودک نشان میدهد که احساساتش درک میشوند و هم به او کمک میکند محدودیتها را بشناسد.
برخورد پرخاشگرانه، تحقیر یا تهدید کودک راه مناسبی برای آموزش خودتنظیمی نیست. در مقابل، آرامش، همدلی و قاطعیت در اجرای قوانین به کودک فرصت میدهد بهتدریج راههای مناسبتری برای کنار آمدن با ناکامی و ناراحتی بیاموزد.
چه زمانی بیحوصلگی زنگ خطر است؟
ایرانی با بیان اینکه بیحوصلگی طبیعی معمولاً گذراست، میگوید: اگر این وضعیت با نشانههای بالینی همراه باشد، از حوزه یک عادت ساده فراتر میرود و به ارزیابی روانشناختی نیاز دارد.
او نخستین نشانه هشدار را فراوانی و شدت بالای بیحوصلگی میداند و توضیح میدهد: اگر بیحوصلگی مزمن باشد و حتی با محرکها یا فعالیتهای لذتبخش، از جمله فعالیتهایی که کودک قبلاً به آنها علاقه داشته است، برطرف نشود، ممکن است نشانهای از افسردگی دوران کودکی باشد.
این روانشناس کودک و خانواده، اختلال در عملکردهای روزمره را از دیگر نشانههای مهم میداند و میگوید: افت شدید تحصیلی، اختلالات مداوم خواب یا تغییرات چشمگیر در اشتها میتوانند از نشانههای همراه باشند. همچنین ممکن است اضطراب شدید یا نشانههای اختلال نقص توجه و بیشفعالی وجود داشته باشد که با ناتوانی کودک در تمرکز حتی بر بازیهای ساده همراه است.
او ادامه میدهد: تحریکپذیری بیش از حد، اضطراب جدایی یا بروز وحشت هنگام دور شدن از ابزارهای دیجیتال نیز از نشانههایی هستند که باید جدی گرفته شوند. در چنین شرایطی، پیشنهاد میشود کودک برای ارزیابی تخصصی به روانشناس مراجعه کند.
منبع: ایرنا