فاجعه زیست محیطی در کمین ایـران و عـراق

نتایج پژوهشی بین‌المللی به سرپرستی یکی از استادان دانشگاه تهران نشان می‌دهد که مداخلات انسانی و سدسازی در ترکیه، عامل اصلی خشکی و تخریب منابع آبی حوضه رودخانه‌ای «دجله»، «فرات» و «ارس» است، فاجعه‌ای که مستقیما بر شرایط اقلیمی و زیست انسانی در پایین دست سدها، یعنی استان‌های شمال غربی و  خوزستان در ایران و نیز کشور عراق دارد. به گزارش اطلاعات،  حوضه‌های آبی رودخانه‌ها و نوسانات آبی از جمله مهم‌ترین مخاطرات زیست محیطی است که در چند سال اخیر در منطقه غرب آسیا میان همسایگانی که رودخانه‌های مشترک با یکدیگر دارند، سبب منازعاتی شده است. سدسازی‌های بسیار بزرگ ترکیه بر سرمنشاء رودهای ارس و دجله و فرات و نیز فجایع زیست‌محیطی این اقدام بر عراق، سوریه و البته ایران سوژه پژوهشی بین‌المللی است که دانشگاه تهران منتشر کرده است. بر اساس این تحقیق، مجموعه‌ای از عوامل مختلف به طور مستقیم یا غیرمستقیم باعث ایجاد تغییراتی اساسی در روند طبیعی اقلیم می‌شوند. این عوامل را به علل طبیعی و انسانی تقسیم می‌کنند. برخلاف آنچه در مورد علت تشدید مخاطرات زیست‌محیطی در نتیجه تغییر اقلیم گفته می‌شود،  پژوهش‌ها نشان می‌دهند اتفاقا عوامل انسانی، تأثیرات مخرب‌تری بر بحران‌های محیط زیست دارند و از آنجا که نمی‌توان تا حدود زیادی با عوامل طبیعی تغییر اقلیم مقابله کرد، به ناچار باید از شدت عوامل انسانی که باعث تغییر اقلیم و پیامدهای آن می‌شود، کاست.  سدسازی و دستکاری منابع آبی گروهی از پژوهشگران دانشگاه تهران به سرپرستی علی درویشی بلورانی، عضو هیأت علمی گروه سنجش از دور و سیستم اطلاعات جغرافیایی(GIS)  دانشکده جغرافیا، در همکاری با استادانی از دانشگاه‌های کویت، ایتالیا و استرالیا، موفق به انتشار مقاله‌ای در یکی از مجلات معتبر علمی شده‌اند که نتایج آن تائید دیگری بر پیشی گرفتن سهم مداخلات انسانی از عوامل طبیعی در تخریب محیط زیست است. این پژوهش با استفاده از روشی نوآورانه مبتنی بر داده‌های ماهواره‌ای، هیدرولوژیکی، کشاورزی و اقلیمی، توانسته است سهم تغییرات اقلیمی را از مداخلات انسانی در بحران آب حوضه آب رودخانه‌ای دجله و فرات تفکیک کند. یافته‌های کلیدی پژوهش نشان می‌دهد که سهم مداخلات انسانی در ایجاد تنش و تخریب منابع آب ۳۹.۳درصد است، در حالی‌که سهم تغییرات اقلیمی در بحران آب ۱۳.۶درصد است. بر اساس یافته‌های این پژوهش، طی ۴دهه (۱۹۸۴تا ۲۰۲۲) میانگین بارش ۹.۶درصد کاهش داشته و در همین بازه زمانی، میزان تبخیر، ۶.۳درصد افزایش یافته است. همچنین یافته‌های پژوهش بیانگر این است که آب مخازن سدها در بالادست طی ۳۰سال اخیر بیش از ۱۰۰درصد افزایش یافته و سطوح تبخیری جدید به وسعت ۹۵۰۰کیلومتر مربع ایجاد شده است. به گزارش سایت اطلاع رسانی دانشگاه تهران، درویشی بلورانی در تشریح اهمیت این پژوهش گفت: حوضه رودخانه‌ای دجله و فرات برای ایران از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است، زیرا کم‌آبی یا خشک شدن آن منجر به شکل‌گیری توفان‌های گردوغبار می‌شود که به‌طور مستقیم زندگی مردم ایران به‌ویژه در مناطق جنوب‌غربی کشور را تحت‌تأثیر قرار می‌دهد. از سوی دیگر، معیشت مردم عراق نیز به‌شدت به این رودخانه‌ها وابسته است. وی افزود: سدسازی‌های گسترده در ترکیه، دستکاری منابع آب توسط عراق و توسعه کشاورزی بدون توجه به حقابه‌های زیست‌محیطی، اگرچه موجب توسعه کشاورزی در بالادست شده، اما برای مردمان پایین‌دست، پیامدهای فاجعه‌باری مانند خشک شدن تالاب‌ها و تشدید پدیده گردوغبار در غرب آسیا به همراه داشته است . این پروژه که حاصل چهارسال پژوهش میدانی و تحلیلی است، با به‌کارگیری رویکردی جامع و تلفیق داده‌های چندمنبعی ماهواره‌ای، تحلیل‌های هیدروکلیماتیک (شاخه میان‌رشته‌ای میان آب‌شناسی و اقلیم‌شناسی) و معادلات بیلان آب، به بررسی روند کاهش منابع آب در این حوضه طی چهار دهه گذشته پرداخته است. بر اساس اعلام دانشگاه تهران، نتایج این مطالعه تأکید می‌کند که مدیریت بحران آب در حوضه ارس، دجله و فرات، بیش از آن‌که نیازمند سازگاری با تغییر اقلیم یا مقابله با کانون‌های گردوغبار باشد، مستلزم مدیریت هوشمندانه مداخلات انسانی، تقویت همکاری‌های فرامرزی و تدوین سیاست‌های توسعه پایدار در کل حوضه است. فاجعه ارس مسأله درگیری زیست‌محیطی همسایگان ترکیه با این کشور فقط محدود به سدسازی‌های گسترده روی دجله و فرات نیست، ترکیه با سدسازی‌ها بر روی رود «ارس» در قالب پروژه «داپ» در موضوع قطع آب ورودی به ایران، علاوه بر خشکاندن ارس بر ورودی آب به دریای خزر هم تأثیر دارد و تبعات آن به طور مستقیم متوجه ایران خواهد شد. ایران در موضوع سدسازی بر دجله و فرات تنها از یک پیامد یعنی حقابه زیست‌محیطی یا همان گرد و غبارها آسیب می‌بیند، اما در موضوع سدسازی بر روی ارس از هر چهار حقابه، یعنی زیست‌محیطی، حقابه شرب یا شهری، حقابه کشاورزی و همچنین حقابه صنعتی آسیب می‌بیند. از سوی دیگر حتی تعداد سدهای احداث‌شده مشخص نیست و کشور ترکیه برای فرار از پاسخگویی به افکار و مطالبات عمومی، پروژه‌ها را در سانسور خبری پیش می‌برد.  متأسفانه در هیاهوی اخبار جنگ، مسأله دیپلماسی آب در کشور ما مغفول مانده؛ در حالی که انتظار می‌رود پیش از آن‌که خیلی دیر شود، مسئولان تدبیری برای حل این بحران زیست‌محیطی بیندیشند.