امروز سالروز درگذشت داوود پیرنیا است؛ حقوقدانی فرزانه و شیفته عرفان که وقتی دید سیاهی ابتذال و روزمرگی گنجینه موسیقی ایرانی را تهدید میکند، بساط هنر را به کوچهباغِ جان مردم برد و شاهکاری به نام «گلها» را جاودانه ساخت.
به گزارش اطلاعات آنلاین، داستان شکلگیری «گلها» ریشهای عمیقتر از استودیوهای رادیویی داشت. بذر اولیه این برنامه در محفلهای صمیمانه و شبنشینیهای باغ «گلندوئک» نظامالسلطان خان خواجهنوری کاشته شد. آن باغ و همنشینی با بزرگان شعر، دولتمردان و اهل دل، تلنگری به داوود خان با روحیهای درویشمسلکانه زد تا در آن روزگار که از سیاست و مناصب دولتی کنارهگیری کرده بود، تمام دغدغهی خود را معطوف به نجات فرهنگ و موسیقی اصیل کند.
دقتی که پیرنیا در آمیختن کلام و نوا به کار میگرفت، ریشه در ذهن مهندسی و نگاه هنرمندانهاش داشت. در دهههای پرآشوب جنگ جهانی دوم و نفوذ فرهنگهای وارداتی، موسیقی اصیل ایرانی چنان به حاشیه رفته بود که رادیو گاه به ابزاری برای مقاصد سطحی و عروسیها بدل شده بود، همین باعث شده بود بزرگان موسیقی همچون مشیرهمایون شهردار لب به گلایه بگشایند. در همین بحبوحه، پیرنیا در سال ۱۳۳۴ راهی رادیو شد.
برنامه «گلهای جاویدان» در نوروز ۱۳۳۵ با اشعاری از حافظ و نوای ساز استادانی چون احمد عبادی، غلامحسین بنان، ابوالحسن صبا و عبدالعلی وزیری متولد شد. این مجموعه فراتر از یک سرگرمی بود؛ تا پیش از آن، جامعه نگاه چندان مناسبی به هنرمندان و خوانندگان نداشت، اما برنامههای گلها برای نخستین بار اهالی موسیقی را در مقام استادان و خبرگان عالیقدر هنری نشاند و جایگاه والایی به آنان بخشید.
پیرنیا با هوشمندی دریافت که شاید برخی از بخشهای جاویدان برای عموم سنگین باشد؛ از این رو تنوع آفرید:
•گلهای جاویدان (۱۵۷ برنامه): ضیافتی از اشعار عمیق عرفانی و فلسفی.
•گلهای رنگارنگ (۴۸۱ برنامه): با ترکیبی از ترانههای مدرنتر، تصنیفهای عاشقانه و صدای خوانندگانی چون گلپایگانی، الهه، ایرج، پروین و ناهید که طلاییترین تصنیفها را خلق کردند.
•برگ سبز (۳۱۲ برنامه): دکلمه عمیق اشعار همراه با آوازهای ناب کلاسیک (همچون اجراهای بهیادماندنی سید جواد ذبیحی).
•یک شاخه گل (۴۶۵ برنامه): معرفی مشروح بزرگان شعر پارسی.
•گلهای صحرایی (۶۲ برنامه): پاسداری از حق گرانبهای موسیقی محلی و فولکلور اقوام ایرانی.
مجموعه این ۱۵۰۰ برنامه در طول ۲۳ سال، به گفته دکتر داریوش صفوت و فرهاد فخرالدینی، موسیقیدان برجسته معاصر، نهتنها پاسدار موسیقی معتبر ایرانی بود، بلکه سواد ادبی جامعه را بهشدت ارتقا داد؛ به گونهای که با پخش نواهای این برنامه، در کوی و برزن کارها متوقف میشد و همه، گوش به زنگ گنجینههای ادب پارسی میسپردند.
داوود پیرنیا، باغبان این بوستان معنوی، اگرچه در سال ۱۳۴۵ به دنبال ملتهب شدن فضاهای اداری و کسالت جسمانی، با عزت و مناعت طبع برای همیشه از رادیو کناره گرفت و در ۱۱ آبان ۱۳۵۰ دیده از جهان فروبست، اما میراثی از خود به یادگار گذاشت که هیچگاه خزان نمیپذیرد. نام «گلها» تا همیشه یادآور بزم عاشقانهای است که وطن، شعر و موسیقی را در آغوش یکدیگر جاودانه کرد.