بازگشت به جبهه شرقی؛ عربستان در جستجوی مسیر تازه برای مهار انصارالله

انتصاب دو متحد سابق ریاض به عنوان استانداران الجوف و البیضا نشانگر تحرک جدید عربستان علیه انصارالله است.

به گزارش گروه بین‌الملل خبرگزاری تسنیم، انتصاب مجدد «امین العکیمی» در استان الجوف و گماردن «حسین العواضی» در البیضا، از تلاش ریاض برای احیای ظرفیت‌های نظامی و سیاسی مخالفان انصارالله در شرق یمن حکایت دارد؛ تلاشی که بیش از آنکه نشانه ابتکار عمل سعودی باشد، بازتاب محدودیت گزینه‌های این کشور در جبهه‌های دیگر و ضرورت ایجاد فشار تازه بر نیروهای صنعا است.

انتصاب امین العکیمی به استانداری استان الجوف و فرماندهی محور نظامی این استان و حسین العواضی به استانداری البیضا، در دو حکم جداگانه از سوی رشاد العلیمی، رئیس شورای ریاستی مورد حمایت عربستان، صرفا جابه جایی دو مقام محلی در ساختار دولت عدن نیست. این تصمیم را باید در چارچوب تحولات میدانی یمن و تلاش عربستان برای بازتعریف آرایش نیروهای مخالف انصارالله بررسی کرد؛ به ویژه آنکه هر دو چهره منصوب شده، سابقه حضور در ساختار نظامی و سیاسی مخالفان انصارالله را دارند و با محیط اجتماعی و قبیله‌ای مناطقی آشنا هستند که اکنون بار دیگر در محاسبات ریاض اهمیت پیدا کرده‌اند.

بازگشت العکیمی به الجوف، پس از حدود چهار سال دوری از منصب استانداری، و انتصاب العواضی در البیضا، از تلاشی حکایت دارد که هدف آن فعال کردن ظرفیت‌های شرقی یمن برای گشودن مسیرهای تازه درگیری با انصارالله است. این تحرک در شرایطی صورت می‌گیرد که تلاش‍های پیشین برای سازماندهی جبهه‌های مخالف انصارالله نتوانسته است نتیجه مورد انتظار عربستان را به همراه داشته باشد و پیشروی‌های انصارالله در جبهه‌های غربی، ضرورت بازنگری در شیوه فشار نظامی بر دولت صنعا را برای ریاض افزایش داده است.

الجوف؛ بازگشت اجباری به اردوگاه اخوانی‌ها

استان الجوف از جمله مناطقی است که در محاسبات نظامی و سیاسی عربستان، به دلیل موقعیت جغرافیایی و ظرفیت‌های قبیله‌ای آن، اهمیت ویژه‌ای دارد. این استان در شمال شرقی یمن قرار دارد و تحولات آن می‌تواند بر آرایش نیروها در بخش‌های شرقی و شمالی کشور اثر بگذارد. از همین رو، کنترل سیاسی و نظامی الجوف و استفاده از نیروهای محلی برای ایجاد فشار بر انصارالله، همواره یکی از گزینه‌های مهم در محاسبات مخالفان دولت صنعا بوده است.

انتصاب مجدد امین العکیمی را باید در همین چارچوب ارزیابی کرد. او از چهره‌های بانفوذ سیاسی، نظامی و قبیله‌ای الجوف است که سابقه نمایندگی مجلس و عضویت در حزب اصلاح را دارد. العکیمی در سال 2016 به استانداری الجوف رسید و تا اکتبر 2022 این مسئولیت را بر عهده داشت. وابستگی سیاسی او به حزب اصلاح و پیوندهای این جریان با اخوان المسلمین، در کنار اختلافات بر سر مدیریت استان، از عوامل مهم در مناسبات او با حامیان منطقه‌ای دولت عدن بود. کنار رفتن او از استانداری نیز در چارچوب همین اختلافات و تغییر محاسبات عربستان درباره نیروهای سیاسی مورد حمایت خود قابل بررسی است.

بازگشت العکیمی به این جایگاه، بیش از آنکه بیانگر ابتکار عمل تازه عربستان باشد، نشان دهنده محدود شدن گزینه‌های این کشور است. ریاض در شرایطی بار دیگر به ظرفیت‌های نیروهای اخوانی در الجوف متوسل می‌شود که کارکرد سیاسی و نظامی این جریان در تعز، به عنوان یکی از مهم‌ترین عرصه‌های فعالیت آن، با محدودیت‌های جدی روبرو شده است. در نتیجه، احیای نقش العکیمی می‌تواند تلاشی برای انتقال مرکز ثقل فعالیت‌های این جریان به عرصه‌ای دیگر و بازسازی ظرفیت‌هایی باشد که عربستان برای فشار بر انصارالله به آنها نیاز دارد.

از سوی دیگر، تلاش‌های پیشین سعودی برای فعال کردن محور الجوف و استفاده از آن به منظور کاهش فشار بر جبهه‌های ساحل غربی و تعز، به نتیجه مورد انتظار نرسیده است. در چنین شرایطی، بازگرداندن چهره‌ای که پیش از این مسئولیت سیاسی و نظامی استان را بر عهده داشته، راهی برای استفاده مجدد از شبکه‌های محلی، پیوندهای قبیله‌ای و تجربه مدیریتی او محسوب می‌شود. با این حال، تغییر فرمانده و استاندار به خودی خود به معنای تغییر موازنه میدانی نیست. مسئله اصلی آن است که آیا ساختار سیاسی و نظامی مخالفان انصارالله در الجوف، پس از تجربه سال‌های گذشته، توان بازسازی ظرفیت عملیاتی خود را دارد یا خیر.

البیضا؛ تلاش برای گشودن جبهه‌ای تازه علیه انصارالله

انتصاب حسین العواضی به استانداری البیضا، مکمل همین رویکرد در جغرافیایی متفاوت است. العواضی از چهره‌های بانفوذ قبیله آل عواض و از شخصیت‌های نظامی و سیاسی مرتبط با استان‌های شرقی یمن است. او پیش از این نیز مسئولیت استانداری الجوف را در دو دوره بر عهده داشته و سابقه حضور در ساختار نظامی مخالفان انصارالله را دارد. انتخاب او برای اداره البیضا، با توجه به پیوندهای قبیله‌ای و تجربه نظامی‌اش، نشان می‌دهد که عربستان و ساختار سیاسی مورد حمایت آن، برای فعال کردن ظرفیت‌های محلی این استان حساب ویژه‌ای باز کرده‌اند.

اهمیت البیضا در این محاسبات، تنها به موقعیت جغرافیایی آن محدود نمی‌شود. این استان به دلیل ترکیب اجتماعی و قبیله‌ای، اختلافات مذهبی و سیاسی و سابقه درگیری‌های نظامی، از ظرفیت لازم برای تبدیل شدن به یکی از محورهای فشار بر انصارالله برخوردار است. فعال شدن این جبهه می‌تواند بخشی از توان نظامی انصارالله را به سمت شرق معطوف کند و از این طریق، فشار بر جبهه‌های ساحل غربی را کاهش دهد. به همین دلیل، انتصاب العواضی را باید فراتر از تعیین یک مدیر محلی و در چارچوب تلاش برای ایجاد مسیر تازه‌ای از تقابل با دولت صنعا بررسی کرد.

در این میان، سابقه نظامی العواضی نیز اهمیت دارد. او در دوره‌های پیشین مسئولیت خود، در شرایطی فعالیت کرده که الجوف یکی از عرصه‌های اصلی تقابل میان انصارالله و نیروهای مخالف آن بوده است. انتقال او به البیضا می‌تواند با هدف استفاده از تجربه نظامی و شناخت او از ساختارهای قبیله‌ای و امنیتی مناطق شرقی صورت گرفته باشد. با این حال، ظرفیت بالقوه یک استان برای تبدیل شدن به جبهه درگیری با توان بالفعل آن تفاوت دارد. بهره برداری از شکاف‌های اجتماعی و سیاسی، بدون برخورداری از سازماندهی نظامی موثر و پشتیبانی پایدار، لزوما به ایجاد یک جبهه موفق منجر نخواهد شد.

از راست به چپ: عیدالروس الزبیدی، رهبر شورای انتقالی جنوب در کنار حسین عواضی

از لحج و عدن تا شرق یمن؛ تغییر مسیر فشار بر انصارالله

در کنار اهمیت جداگانه الجوف و البیضا، همزمانی این دو انتصاب نیز حامل پیام سیاسی و نظامی مشخصی است. عربستان در شرایطی به دنبال فعال کردن ظرفیت‌های شرقی یمن است که جبهه‌های لحج و عدن نتوانسته‌اند به مسیر موثری برای مهار انصارالله تبدیل شوند. از این منظر، تحرکات جدید را باید تلاشی برای تغییر جغرافیای فشار و یافتن مسیرهای جایگزین در برابر پیشروی‌های انصارالله در غرب یمن دانست.

این تغییر جهت، بیش از هر چیز، محدودیت الگوی پیشین عربستان را آشکار می‌کند. ریاض برای سال‌ها تلاش کرده است از مجموعه‌ای از نیروهای سیاسی، نظامی و قبیله‌ای در مناطق مختلف یمن به صورت همزمان استفاده کند و با توزیع فشار در چند جبهه، توان انصارالله را فرسوده سازد. با این حال، هنگامی که جبهه‌های موجود قادر به ایجاد تغییر تعیین کننده در موازنه نیستند، فعال کردن محورهای دیگر به ضرورتی برای ادامه همین راهبرد تبدیل می‌شود. بازگشت العکیمی و انتصاب العواضی را می‌توان بخشی از چنین بازآرایی دانست؛ بازآرایی‌ای که هدف آن، جبران ناکامی‌های پیشین از طریق ایجاد تهدیدهای تازه در جغرافیای شرقی یمن است.

البته گشایش جبهه جدید، صرفا به معنای انتقال نیرو و تعیین فرمانده نیست. چنین اقدامی مستلزم بازسازی شبکه‌های محلی، ایجاد هماهنگی میان نیروهای سیاسی و نظامی و فراهم کردن زمینه اجتماعی برای تداوم درگیری است. تجربه سال‌های گذشته نشان داده است که برخورداری از حمایت خارجی و انتصاب چهره‌های بانفوذ، به تنهایی نمی‌تواند تضمین کننده موفقیت نظامی باشد. به همین دلیل، تصمیم‌های جدید را باید تلاشی برای احیای ظرفیت‌های فرسوده مخالفان انصارالله ارزیابی کرد، نه نشانه‌ای از شکل‌گیری یک موازنه تازه و تثبیت شده علیه دولت صنعا.

تجربه انصارالله و محدودیت‌های راهبرد سعودی

در سوی دیگر این معادله، انصارالله طی سال‌های گذشته با عملیات‌های نظامی خود در الجوف و البیضا، توانسته است ظرفیت عملیاتی نیروهای مخالف را به شدت محدود کند و امکان استفاده موثر از این دو جبهه برای فشار بر دولت صنعا را کاهش دهد. همین سابقه است که اهمیت انتصاب‌های اخیر را دوچندان می‌کند؛ زیرا عربستان در حال بازگشت به عرصه‌هایی است که پیش از این نیز برای فعال کردن آنها تلاش کرده، اما نتوانسته است نتیجه مورد نظر خود را به دست آورد.

تجربه میدانی انصارالله در این مناطق، به ویژه در مواجهه با نیروهای مورد حمایت عربستان، نشان داده است که برتری در چنین جبهه‌هایی تنها با اتکا به موقعیت جغرافیایی یا پیوندهای قبیله‌ای به دست نمی‌آید. توان سازماندهی، انسجام فرماندهی، شناخت محیط عملیاتی و برخورداری از شبکه‌های اجتماعی موثر، از جمله عواملی هستند که در تعیین نتیجه درگیری نقش دارند. از این رو، تلاش برای بازگرداندن چهره‌های سابق به مسئولیت‌های سیاسی و نظامی را باید در بستر رقابتی ارزیابی کرد که انصارالله در آن طی سال‌های گذشته توانسته است دست برتر خود را حفظ کند.

تحرکات جدید عربستان را نباید با توانایی بالفعل مخالفان انصارالله یکسان دانست. ریاض در پی باز کردن مسیرهای تازه فشار است، اما این هدف با موانعی روبروست که ریشه در تجربه نظامی سال‌های گذشته دارد. جبهه‌های الجوف و البیضا پیش از این نیز شاهد تلاش برای سازماندهی نیروهای مخالف بوده‌اند و بازگشت دوباره به آنها، بیش از هر چیز از نیاز عربستان به یافتن گزینه‌های جایگزین حکایت می‌کند.

 

در مجموع، انتصاب امین العکیمی در الجوف و حسین العواضی در البیضا را باید نشانه‌ای از تغییر مسیر تلاش‌های عربستان برای مهار انصارالله دانست. ریاض با احیای ظرفیت‌های اخوانی در الجوف و تکیه بر پیوندهای قبیله‌ای و نظامی در البیضا، می‌کوشد جبهه‌های شرقی را بار دیگر به عرصه فشار بر دولت صنعا تبدیل کند و از این طریق، بخشی از محدودیت‌های خود در جبهه‌های غربی را جبران سازد. با این حال، این تصمیم‌ها به خودی خود بیانگر تغییر موازنه نیستند؛ بلکه نشان می‌دهند عربستان برای ادامه تقابل با انصارالله ناگزیر است بار دیگر به ظرفیت‌هایی متوسل شود که پیش از این نیز در دستیابی به اهداف مورد نظر آن ناکام مانده‌اند. مسئله تعیین کننده، نه نام استانداران و فرماندهان جدید، بلکه توان واقعی آنها برای عبور از این سابقه و تغییر معادلاتی است که انصارالله طی سال‌های گذشته در میدان تثبیت کرده است.

نویسنده: احمد حاجی صادقیان، کارشناس مسائل یمن

انتهای پیام/