اقتصادآنلاین: کارشناس ارشد مطالعات آمریکا گفت: آمریکا تا حد امکان تلاش میکند بدون جنگ به خواستههایش برسد اما در صورت عدم انعطاف در مواضع طرفین، بار دیگر جنگ آغاز میشود. او تاکید میکند که جنگ بعدی با جنگ ۴۰ روزه تفاوت معناداری خواهد داشت.
گروه سیاسی، امیرمحمد حسینی: ایران و آمریکا قدم به قدم به جنگ دوباره نزدیک میشوند اما در این فاصله، مذاکرات نیز در بالاترین سطوح در جریان است. با این حال، همچنان مشخص نیست دو طرف تا چه اندازه برای جلوگیری از وقوع یک جنگ جدید آمادگی دارند.
در این باره امیرعلی ابوالفتح، کارشناس ارشد مطالعات آمریکا در گفتوگو با اقتصادآنلاین معتقد است اگرچه ایران، آمریکا و کشورهای منطقه هر یک با اهداف متفاوتی به دنبال جلوگیری از جنگ هستند، اما اختلاف اصلی بر سر خواستههای هستهای همچنان پابرجاست.
او هشدار میدهد در صورت آغاز جنگ سوم، آمریکا قطعا به تکرار الگوی جنگهای قبلی بسنده نخواهد کرد و جنگ به لحاظ کیفی و کمی تفاوتهای محسوسی با جنگ ۴۰ روزه خواهد داشت.
مشروح این گفتوگو را در ادامه میخوانید.
*آقای ابوالفتح؛ به نظر میرسد مسیر مذاکره و آمادگی برای جنگ به صورت همزمان پیش میرود. نامه جیدی ونس به دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران در این شرایط چه هدفی دارد؟ به نظرتان آیا احتمال رسیدن به تفاهم وجود دارد؟
من متن نامه را ندیدهام و از مذاکرات پشت پرده هم اطلاعی ندارم. آن چیزی که در حال حاضر میتوانم برداشت کنم این است که ایران، آمریکا و کشورهای منطقه در تلاش هستند از وقوع یک جنگ جدید جلوگیری کنند؛ البته هر کدام با اهداف متفاوتی این تلاش را انجام میدهند.
امید آمریکاییها این است که هر آنچه را در دو جنگ گذشته در صحنه نظامی به دست نیاوردند، بتوانند از طریق فشار دیپلماتیک و اقتصادی، همراه با تهدید به اقدام نظامی به دست بیاورند و ایران را وادار کنند به خواستههای آمریکا تن بدهد.
خواستههای آمریکا از ایران*به نظرتان خواستههای آمریکا از ایران در مقطع کنونی چیست؟
دستکم در موضوع هستهای، حداقل خواسته این است که ایران غنیسازی صفر را بپذیرد. غنیسازی صفر یعنی فعالیت غنیسازی هستهای ایران برچیده شود، تکلیف مواد غنیشده مشخص شود؛ حالا یا رقیق شوند یا از ایران خارج شوند و در نهایت راستیآزمایی صورت بگیرد.
نامهای هم که نوشته شده با همین هدف است. البته به آن معنا نیست که آمریکاییها نمیخواهند جنگ کنند بلکه به این معناست که تا سرحد امکان، تلاش میکنند خواستههایشان را بدون شروع جنگ مجدد محقق کنند.
موضع ایران هم کاملاً مشخص است. همان اندازه که آمریکاییها بر غنیسازی صفر در ایران اصرار دارند، ایران هم بر ادامه غنیسازی اصرار دارد. حالا اینکه غنیسازی در چه سطحی باشد؛ ۶۰ درصد، ۲۰ درصد، ۳.۶۷ درصد مطابق برجام یا عددی کمتر و بیشتر، هنوز وارد آن بحث نشدهایم. اما ایران اصل غنیسازی را میخواهد.
اگر دو طرف نخواهند از مواضع خود مصالحه کنند، به نظر میرسد کار دوباره به جنگ بکشد؛ یعنی طرف آمریکایی احساس میکند با یک جنگ دیگر میتواند به خواستهاش برسد و طرف ایرانی هم احساس میکند با مقاومت میتواند به خواستههای آمریکا تن ندهد.
بنابراین، باز هم همهچیز بستگی به این دارد که طرفین در روزهای آینده بخواهند از مواضع خود عدول کنند یا خیر.
*اینکه دبیر شورای عالی امنیت ملی گفته لحن آمریکا در نامه تغییر کرده نشانه چیست؟
حالا آقای رضایی میگوید لحن طرف مقابل تغییر کرده است، اما لحن یک بحث است و خواستههای آمریکا بحثی دیگر. به نظر میرسد خواسته آمریکا تغییر نکرده است حتی اگر لحنش تغییر کرده باشد.
یعنی شواهدی وجود ندارد که نشان دهد خواستههای آمریکا تغییر کرده است. برای مثال، ترامپ بلافاصله پس از انتشار خبر نامهنگاری، دیشب گفت که باید تکلیف دو سایت ایران مشخص شود و اگر بخواهیم آنها را نابود کنیم، بیشتر از ۱۰ دقیقه زمان نمیبرد. این اظهارات نشان نمیدهد که آمریکا همچنان بر غنیسازی صفر اصرار دارد، حتی اگر لحن دوستانهتری داشته باشد.
*پیش از آغاز جنگ در ۹ اسفند هم تا روزهای آخر و حتی یک هفته پیش از شروع درگیری، شاهد مذاکرات بودیم. به نظر شما مذاکرات این بار تفاوتی با گذشته دارد؟
مذاکره که همیشه بوده و به شکل جدی هم بوده است. اینطور نیست که کسی برای مذاکره غیرجدی برود مذاکره کند.
همه دستورالعملها برای رسیدن به توافقی است که از نظر خودشان مطلوب باشد. در وضعیت جنگ هم مذاکره وجود دارد. یعنی خود آقای عراقچی میگوید من در زمان جنگ ۱۲ روزه هم با طرف مقابل در حال گفتوگو بودم و از طریق شبکههای اجتماعی پیام ردوبدل میکردیم.
یعنی مذاکره وجود داشته است. وقتی آتشبس اعلام میشود از دو سه روز قبل درباره آن رایزنی و زمینهسازی میکنند و مشخص میکنند در چه روزی و به چه شکلی و با چه ابعادی این اتفاق بیفتد. حالا مستقیم بوده یا غیرمستقیم، هرچه بوده، مذاکره انجام میشده است.
اصلاً مذاکره موضوعی نیست که محل مناقشه باشد. گره اصلی، رسیدن به توافق خوب است که همچنان باز نشده و به نظر میرسد در میانه جنگ هم باز نشود. حتی ممکن است بعد از جنگ سوم هم باز نشود.
البته برآورد آمریکاییها این است که ایران را به شکلی هدف قرار میدهند که ایران تسلیم شود. در جنگ ۴۰ روزه هم احتمالاً همین تصور را داشتند. در جنگ ۱۲ روزه هم همین تصور وجود داشت؛ اینکه یک عملیات برقآسا انجام میدهیم، سران را هدف قرار میدهیم و حکومت از هم میپاشد؛ شبیه اتفاقی که در ونزوئلا افتاد.
اما چنین اتفاقی نیفتاد و معلوم هم نیست در جنگ سوم حتی اگر بسیار پرشدت باشد، جمهوری اسلامی آن خواستهای را که آمریکا دارد، محقق کند.
بنابراین، میتوان گفت اگر جنگ سوم هم شروع شود و پایان یابد، بر اساس برآوردهای ایران، گره اصلی باز نخواهد شد. برآورد آمریکاییها این است که ما گره را باز میکنیم، اما اینکه آن چیزی که دوست دارند اتفاق بیفتد، واقعاً محقق شود، دو مسئله متفاوت است.
جنگ اول و دوم آمریکا علیه ایران نشان داد آن چیزی که آمریکاییها دوست داشتند، محقق نشد. معلوم نیست در جنگ سوم هم به خواستههایشان برسند یا خیر.
جنگ سوم چگونه خواهد بود؟*اگر جنگی دربگیرد، فکر میکنید با جنگ ۱۲ روزه و ۴۰ روزه چه تفاوتی خواهد داشت؟
اگر جنگ از طرف آمریکاییها آغاز شود، به شکل معناداری با جنگ ۴۰ روزه متفاوت خواهد بود. وقتی جنگ ۴۰ روزه نتیجه نداده است، آمریکاییها دوباره نمیآیند جنگی را با همان سطح و ابعاد تکرار کنند. جنگی که نتیجهاش هم احتمالاً همان نتیجه قبلی خواهد بود.
بنابراین، اگر بخواهند جنگ را شروع کنند این جنگ از لحاظ کمی و کیفی تغییرات اساسی خواهد داشت. ممکن است سناریوهای مختلفی وجود داشته باشد؛ ممکن است جنگ کوتاهمدت، اما با شدت بسیار زیاد باشد. ممکن است جنگ طولانیتر و با شدت کمتر باشد و حالت فرسایشی پیدا کند.
اما همانطور که جنگ ۴۰ روزه از لحاظ کمی و کیفی با جنگ ۱۲ روزه تفاوت زیادی داشت، جنگ بعدی هم باید با جنگ ۴۰ روزه متفاوت باشد. حالا ممکن است برخی اهداف مشابه باشند. برای مثال، ترور مقامات سیاسی و نظامی در جنگ ۱۲ روزه اتفاق افتاد، در جنگ ۴۰ روزه هم اتفاق افتاد و ممکن است در جنگ بعدی نیز تکرار شود. حمله به تأسیسات هستهای هم در جنگ ۱۲ روزه و هم در جنگ ۴۰ روزه اتفاق افتاد.
اما میزان و شدت حملات متفاوت خواهد بود. برای مثال، در جنگ ۱۲ روزه رهبر ایران به شهادت نرسید اما در جنگ ۴۰ روزه این اتفاق افتاد. یا فرض کنید آمریکاییها در جنگ ۱۲ روزه فقط در یک عملیات شرکت کردند و فردو و تأسیسات دیگر را هدف قرار دادند، اما در جنگ ۴۰ روزه، ۴۰ روز در حال جنگیدن بودند.
احتمال استفاده از سلاح مخربتر در جنگ سوماحتمال دارد آمریکاییها از سلاحهای مخربتری استفاده کنند یا اهداف بزرگتری در نظر بگیرند. احتمال حمله به زیرساختها حتی زیرساختهای غیرنظامی و مراکز غیرنظامی هم وجود دارد. برای مثال، ما در جنگ ۱۲ روزه فاجعه میناب را نداشتیم. حتی ممکن است از سلاحهایی مانند مادر بمبها استفاده کنند. احتمال استفاده از سلاح هستهای تاکتیکی هم وجود دارد. همه این احتمالات مطرح است.
ممکن است بخواهند جنگ را در سه روز تمام کنند، اما جنگ بسیار پرشدتی باشد. ممکن است اصلاً نیروی زمینی گسیل کنند یا از نیروهای تکاور استفاده کنند؛ نه در ابعاد گسترده، اما برای مثال، عملیات زمینی هم انجام دهند.
ممکن است کشورهای منطقه را وارد جنگ کنند. در جنگ ۴۰ روزه، درگیری ایران و کشورهای منطقه عمدتاً در سطح هوایی بود، اما ممکن است این بار در سطح زمینی هم اقداماتی انجام شود.
برای مثال، ممکن است از ارتشها برای تحرکات در جنوب یا غرب ایران استفاده شود. همچنین ممکن است گروههای جداییطلب مسلح را فعال کنند.
اینها سناریوهایی هستند که اگر خدای نکرده اتفاق بیفتند، میتوان فهمید که جنگ بعدی باید متفاوت از جنگهای قبلی باشد. وگرنه هیچ منطق نظامی وجود ندارد که جنگی را که یک بار نتیجه نداده است، دوباره با همان شکل و ابعاد تکرار کنند.
*به نظر شما احتمال استفاده از سلاح هستهای علیه ایران نیز وجود دارد؟
ترامپ گفته است که چنین کاری انجام نمیدهیم، اما هیچ تضمینی هم وجود ندارد.
آمریکا و بهطور مشخص ترامپ کارهایی انجام میدهند که وقتی به وقوع میپیوندد، شگفتیساز میشود. برای مثال، اینکه بروند رهبر یک کشور را دستگیر کنند و با خود ببرند، رهبر یک کشور را ترور کنند یا یک مرکز اتمی را بمباران کنند. خاطرم هست تا یک سال یا یک سالونیم پیش، اگر از من هم میپرسیدند، میگفتم اصلاً منطق ندارد که شما مرکزی را که در آن مواد رادیواکتیو وجود دارد، بمباران کنید. اساساً مراکز هستهای را بمباران نمیکنند. سابقهای هم وجود نداشت که کسی چنین کاری انجام داده باشد. هر اتفاقی هم که افتاده بود، مربوط به حملات اسرائیلیها به بناهای در حال ساخت بود.
اما آمریکاییها آمدند و این کار را انجام دادند. از این کارهای عجیبوغریب انجام دادهاند. درباره سلاح اتمی هم بله، ممکن است چنین کاری انجام دهند. اما اینکه اگر آمریکاییها این کار را انجام دهند، به این معنا نیست که روسها هم بتوانند چنین کاری انجام دهند.
اگر روسها بخواهند از سلاح هستهای استفاده کنند، ممکن است آمریکا واکنش نشان دهد. در اوایل جنگ اوکراین، آمریکاییها به روسها پیام دادند که اگر از سلاح اتمی استفاده کنید، ما ارتش روسیه در اوکراین را بمباران میکنیم و نابود میکنیم.
این به معنای ورود به جنگ است و احتمالاً پوتین ملاحظاتی را در نظر میگیرد. اما ترامپ از کسی نمیترسد و کسی هم آمریکا را تهدید نمیکند که اگر به ایران حمله کنید، با شما برخورد خواهیم کرد. چه کسی میخواهد جلوی آمریکا بایستد؟ بنابراین، احتمال استفاده از سلاح هستهای ضعیف است، اما غیرممکن نیست. ترامپ ممکن است به چنین اقدامی دست بزند.
ایران با ناتو درگیر میشود؟*در مقابل به نظر شما، واکنش ایران چه تفاوتی خواهد داشت؟ به ویژه با توجه به اینکه که گفته شده پاسخ ایران در این مرحله بدون محدودیت جغرافیایی خواهد بود و ترامپ هم خیلی سریع واکنش نشان داده است.
من متخصص نظامی نیستم و اینها را باید متخصصان نظامی پاسخ دهند. اما آنچه مشخص است این است که در زمان رهبر شهید، یک محدودیت خودخواسته از طرف ایران اعمال میشد و آن هم محدودیت حدود ۲۰۰۰ کیلومتری برد موشکها بود.
از لحاظ فنی، ایران همان زمان هم میتوانست برد موشکهایش را بیشتر کند اما خودش این محدودیت را اعمال کرده بود و این کار را انجام نمیداد. حالا بر اساس صحبتی که رهبر سوم انجام داده است، به نظر میرسد آن محدودیت خودخواسته برداشته شده باشد.
اما برداشته شدن محدودیت ۲۰۰۰ کیلومتری یعنی چه؟ یعنی برد موشکها ممکن است به ۳۰۰۰، ۴۰۰۰ یا ۸۰۰۰ کیلومتر برسد؟ خب، برد موشکها مشخص میکند که چه مناطقی میتوانند در معرض هدف قرار گرفتن باشند.
اگر برد موشکها ۳۰۰۰ کیلومتر باشد، بله به شرق اروپا میرسد و اهدافی مانند پایگاههای آمریکا در شرق اروپا میتوانند مورد هدف قرار بگیرند؛ همانطور که پایگاههای آمریکا در منطقه غرب آسیا مورد هدف قرار گرفتهاند.
*در آن صورت، اگر ایران به یک کشور عضو ناتو حمله کند و پایگاه آمریکا در خاک یک کشور عضو ناتو را هدف قرار دهد، چه اتفاقی میافتد؟
اتفاق خاصی نمیافتد، چون ناتو در جنگ ۴۰ روزه با ما در جنگ بوده است. ناتو همه عِده و عُده و توان خود را آورده بود. البته که ناتو از آمریکا بزرگتر نیست! بنابراین، ممکن است ایران پایگاه آمریکا در شرق اروپا را هم هدف قرار دهد. این احتمال وجود دارد که در ادامه، برد موشکها بیشتر شود و به خاک آمریکا برسد.
اما به نظر میرسد فعلاً موشکهای ایران به اندازهای پیشرفت نکردهاند که بردشان به خاک اصلی آمریکا برسد.
البته باز هم این موضوع مشخص نیست. در جنگ، اخباری منتشر شد مبنی بر اینکه موشکی به سمت لسآنجلس شلیک شده است؛ حالا اینکه به هدف خورده یا نخورده یا ایران شلیک کرده و موشک به نزدیکی آن منطقه رسیده است، نمیدانم.
این موضوعات را دیگر باید در زمان جنگ مشخص کرد. آقای رضایی هم گفته است که ما یک چیزهایی داریم که در زمان جنگ رو میکنیم. ممکن است در آن زمان مشخص شود.