دیپلماسی در سایه تهدید؛ تهران و واشنگتن بر سر چه چیزی چانه می‌زنند؟

دیپلماسی در سایه تهدید؛ تهران و واشنگتن بر سر چه چیزی چانه می‌زنند؟ 156883 ۱۰ آبان ۱۴۰۵ - ۱۳:۴۸ کدخبر : 156883 در آستانه انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا، تلاش میانجی‌های منطقه‌ای برای جلوگیری از دور تازه تقابل نظامی میان ایران و آمریکا شدت گرفته است. علی بیگدلی، کارشناس مسائل بین‌الملل در گفت‌وگو با اکوایران به بررسی وضعیت پیش‌روی ایران و آمریکا پرداخته است.

به گزارش اکوایران، در شرایطی که تنش نظامی میان ایران و آمریکا همچنان بر معادلات امنیتی خلیج فارس سایه انداخته، تحرکات دیپلماتیک روزهای اخیر بار دیگر احتمال بازگشت دو کشور به مسیر مذاکره را مطرح کرده است. قطر در مرکز این تلاش‌ها قرار دارد و پاکستان، عربستان، ترکیه و مصر نیز در کنار دوحه برای کاهش تنش و جلوگیری از آغاز دور تازه‌ای از درگیری‌ها رایزنی می‌کنند. با این حال، آنچه از مواضع رسمی و گزارش‌های رسانه‌ای برمی‌آید، بیش از آنکه نشانه نزدیک شدن قطعی به یک توافق باشد، از تلاش دو طرف برای یافتن نقطه‌ای مشترک جهت آغاز دوباره مذاکرات حکایت دارد.

این تحرکات در حالی انجام می‌شود که انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره آمریکا در روزهای پیش رو برگزار خواهد شد و گزارش‌هایی درباره احتمال ازسرگیری عملیات نظامی پس از انتخابات منتشر شده است. به این ترتیب، تهران و واشنگتن با یک معادله دوگانه روبه‌رو هستند: از یک سو، هزینه‌های ادامه جنگ و پیامدهای منطقه‌ای آن انگیزه‌ای برای مذاکره ایجاد کرده و از سوی دیگر، اختلافات بنیادین و بی‌اعتمادی متقابل همچنان امکان توافق را محدود می‌کند.

قطر در مرکز رایزنی‌ها؛ مذاکره بدون مذاکره مستقیم

بر اساس گزارش ، میانجی‌های قطری روز جمعه 8 آبان پس از بیش از ۱۲ ساعت رایزنی در تهران، تلاش کردند دو طرف را به توافقی مقدماتی برای ازسرگیری مذاکرات مستقیم نزدیک کنند. این گفت‌وگوها در روز شنبه نیز در دوحه ادامه یافت. منابع دیپلماتیک به این رسانه گفته‌اند که قطر به‌طور مستمر با کاخ سفید در ارتباط بوده و در پی آن است که ایران و آمریکا بر سر مجموعه‌ای از اقدامات متقابل و مرحله‌ای به توافق برسند؛ اقداماتی که بتواند زمینه بازگشت به مذاکرات گسترده‌تر درباره پرونده هسته‌ای و سایر اختلافات را فراهم کند.

عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، در اظهاراتی که از سوی رسانه‌های ایرانی و بین‌المللی بازتاب یافت، از ادامه رایزنی‌ها با میانجی‌ها و بررسی نامه جی‌دی ونس، معاون رئیس‌جمهور آمریکا، خبر داد و تلاش واشنگتن برای آغاز گفت‌وگو را اقدامی مثبت توصیف کرد. او در عین حال تصریح کرد که در شرایط فعلی برنامه‌ای برای ملاقات با مقام‌های آمریکایی وجود ندارد و مشورت‌ها درباره شروط ایران از طریق میانجی‌ها ادامه دارد.

این موضع‌گیری از یک سو نشان می‌دهد تهران کانال دیپلماسی را مسدود نکرده و از سوی دیگر، بیانگر آن است که هنوز مقدمات لازم برای عبور از مذاکرات غیرمستقیم به گفت‌وگوی رودررو فراهم نشده است. در واقع، دو طرف فعلاً در حال سنجش امکان توافق بر سر شرایط ورود به مذاکره‌اند؛ نه مذاکره بر سر یک توافق نهایی.

گره اصلی مذاکرات؛ ابتدا هسته‌ای یا ابتدا رفع محاصره؟

مهم‌ترین مانع پیش روی تلاش‌های دیپلماتیک، اختلاف بر سر ترتیب اقدامات و امتیازهای متقابل است. واشنگتن خواهان آن است که پرونده هسته‌ای ایران از همان ابتدای مذاکرات در دستور کار قرار گیرد و تهران درباره محدودیت‌های هسته‌ای و دسترسی بازرسان آژانس بین‌المللی انرژی اتمی به تأسیسات آسیب‌دیده موضع روشنی اتخاذ کند. در مقابل، ایران تأکید دارد که پیش از ورود به مذاکرات جامع، باید بخشی از فشارهای اقتصادی و محدودیت‌های اعمال‌شده علیه خود برطرف شود.

بر اساس گزارش آکسیوس، پیشنهادهای مطرح‌شده از سوی میانجی‌ها شامل مجموعه‌ای از اقدامات اعتمادساز است. یکی از ایده‌های مورد بررسی، فراهم شدن امکان بازدید بازرسان آژانس از تأسیسات هسته‌ای آسیب‌دیده ایران در مقابل ارائه بخشی از تخفیف‌های تحریمی از سوی آمریکاست. این پیشنهاد، در صورت پذیرش دو طرف، می‌تواند راهی برای عبور از بن‌بست اولیه باشد؛ اما هنوز نمی‌توان آن را توافقی پذیرفته‌شده یا چارچوبی نهایی دانست.

در سوی دیگر، تهران بر طرح هفت‌روزه خود تأکید دارد؛ طرحی که طبق گزارش رویترز، محور آن رفع محاصره بنادر ایران، آزادسازی بخشی از دارایی‌های مسدودشده و فراهم شدن امکان ازسرگیری صادرات نفت است. در مقابل، ایران نیز آمادگی خود را برای بازگشایی تنگه هرمز و بازگشت تردد دریایی به وضعیت عادی، مشروط به تأمین شرایط موردنظرش، مطرح کرده است.

با این حال، اختلاف فقط بر سر اجزای یک توافق نیست؛ مسئله اصلی این است که کدام طرف باید نخستین گام را بردارد. آمریکا می‌خواهد امتیازهای هسته‌ای ایران در ابتدای مسیر مشخص شود، در حالی که تهران رفع بخشی از محدودیت‌های اقتصادی و دریایی را پیش‌شرط ورود به مذاکرات گسترده‌تر می‌داند. به همین دلیل، حتی اگر دو طرف درباره ضرورت کاهش تنش به درکی مشترک رسیده باشند، همچنان بر سر نقطه آغاز مسیر اختلاف دارند.

نامه ونس؛ نشانه‌ای از تغییر لحن یا ابتکاری محدود؟

در کنار میانجی‌گری قطر، نامه منتسب به جی‌دی ونس به محسن رضایی، دبیر شعام، به یکی دیگر از محورهای بحث درباره آینده روابط تهران و واشنگتن تبدیل شده است. گزارش‌هایی در نیویورک‌تایمز و وال‌استریت ژورنال، این نامه را تلاشی از سوی معاون رئیس‌جمهور آمریکا برای سنجش امکان ازسرگیری مذاکرات توصیف کردند. با این حال، دونالد ترامپ در اظهارات خود نقش نامه را به موضوع ورود کمک‌های پزشکی به ایران تقلیل داد و گفت با پیگیری این موضوع موافقت کرده است.

با این حال، نفس ارسال پیام از سوی معاون رئیس‌جمهور آمریکا به یک مقام ارشد ایرانی، در کنار استمرار تماس‌های میانجی‌ها، می‌تواند نشانه‌ای از وجود اختلاف‌نظر در داخل ساختار تصمیم‌گیری واشنگتن درباره مسیر آینده باشد. آکسیوس گزارش داده است که در حلقه نزدیک به ترامپ، درباره اولویت دادن به مذاکره یا ادامه فشار نظامی دیدگاه‌های متفاوتی وجود دارد. در حالی که برخی مقام‌ها از جمله ونس خواهان آزمودن مسیر دیپلماسی و حل و فصل کردن مناقشه ایران و آمریکا هستند، چهره‌هایی در دولت و ساختار امنیتی آمریکا نسبت به امکان دستیابی به توافق با ایران بدبین‌اند.

گزینه نظامی همچنان روی میز است

درست در زمانی که رایزنی‌های دیپلماتیک افزایش یافته، نشانه‌های تداوم آمادگی نظامی نیز از میان نرفته است. آکسیوس به نقل از منابع آمریکایی و منطقه‌ای گزارش داده که واشنگتن و تل‌آویو درباره احتمال انجام عملیات نظامی تازه علیه ایران پس از انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا در حال بررسی گزینه‌ها هستند. بر اساس این گزارش، برخی مقام‌های اسرائیلی خواهان اقدام مشترک نظامی‌اند و در مقابل، شماری از مقام‌های آمریکایی ترجیح می‌دهند فرصت بیشتری به تلاش‌های دیپلماتیک داده شود.

مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا، روز شنبه اعلام کرد که دونالد ترامپ هنوز درباره انجام حملات جدید علیه ایران تصمیم نگرفته است. او در عین حال گفت رئیس‌جمهور آمریکا حل‌وفصل دیپلماتیک را ترجیح می‌دهد، اما در صورت لزوم، ایالات متحده توانایی اقدام نظامی را دارد. این موضع را می‌توان ادامه راهبرد فشار همراه با مذاکره دانست؛ راهبردی که در آن واشنگتن تلاش می‌کند ضمن باز نگه داشتن کانال دیپلماسی، گزینه نظامی را نیز به‌عنوان اهرم فشار حفظ کند.

در تهران نیز پیام‌های متناقضی از آمادگی برای مذاکره و آمادگی برای مقابله با حمله احتمالی منتشر شده است. مقام‌های ایرانی بر ادامه رایزنی با میانجی‌ها تأکید می‌کنند، اما هم‌زمان از آمادگی نظامی کشور برای مواجهه با هرگونه حمله سخن می‌گویند. محسن رضایی نیز در اظهاراتی درباره احتمال بازنگری در سیاست دیرینه ایران در قبال سلاح هسته‌ای در صورت ازسرگیری درگیری‌ها صحبت کرده، هرچند تأکید کرده است که تصمیمی در این زمینه اتخاذ نشده است. اهمیت این اظهارات در آن است که نشان می‌دهد تداوم تهدید نظامی می‌تواند حتی مباحثی را که پیش‌تر در چارچوب سیاست رسمی ایران تثبیت‌شده تلقی می‌شد، دوباره به موضوع بحث تبدیل کند.

در نتیجه، دیپلماسی کنونی در خلأ پیش نمی‌رود؛ بلکه زیر سایه تهدید نظامی و در شرایطی دنبال می‌شود که هر دو طرف می‌کوشند با حفظ اهرم‌های فشار، امتیاز بیشتری در مذاکرات احتمالی به دست آورند.

بیگدلی: ایران و آمریکا راهی جز بازگشت به دیپلماسی ندارند

علی بیگدلی، کارشناس مسائل بین‌الملل، در گفت‌وگو با اکوایران با اشاره به تحرکات اخیر میانجی‌های قطری و پاکستانی معتقد است تجربه درگیری‌های نظامی نشان داده است که ایران و آمریکا از مسیر جنگ به اهداف موردنظر خود دست پیدا نمی‌کنند و ناگزیرند به دیپلماسی بازگردند.

به گفته او، هر دو طرف باید در مواضع خود انعطاف بیشتری نشان دهند و با رویکردی واقع‌بینانه‌تر وارد روند مذاکره شوند. بیگدلی معتقد است ایران در برخی از مواضع پیشین خود تعدیل‌هایی انجام داده و شرایط دشوار اقتصادی کشور نیز ضرورت جلوگیری از تکرار جنگ را افزایش داده است. در سوی مقابل، آمریکا نیز با هزینه‌های سنگین نظامی و فشار افکار عمومی و کنگره روبه‌روست و نمی‌تواند بدون توجه به پیامدهای سیاسی و اقتصادی، به‌سادگی وارد یک درگیری طولانی‌مدت دیگر شود.

این کارشناس مسائل بین‌الملل با وجود اهمیت میانجی‌گری قطر و پاکستان، معتقد است این کشورها به‌تنهایی قدرت کافی برای متوقف کردن جنگ یا وادار کردن دو طرف به توافق را ندارند. با این حال، نگرانی کشورهای منطقه از آسیب دیدن اقتصاد و امنیت آنها می‌تواند فشار دیپلماتیک بر واشنگتن و تهران را افزایش دهد.

این کارشناس مسائل بین‌الملل با اشاره سفر هیأت ایرانی و حضور کاظم غریب‌آبادی در دوحه، این تحولات را در چارچوب تلاش‌های دیپلماتیک برای کاهش تنش میان تهران و واشنگتن ارزیابی کرد.

بیگدلی همچنین انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا را عاملی مؤثر در محاسبات دولت ترامپ می‌داند. از نگاه او، دستیابی به یک پیشرفت دیپلماتیک پیش از انتخابات می‌تواند برای دولت آمریکا دستاورد سیاسی داشته باشد؛ هرچند به تعویق افتادن تصمیم‌گیری تا پس از انتخابات نیز ممکن است فضای متفاوتی برای سیاست واشنگتن ایجاد کند.

او تأکید دارد که اقدام نظامی مجدد، حتی اگر با هدف افزایش فشار بر ایران انجام شود، لزوماً به نتیجه مطلوب آمریکا منجر نخواهد شد.  بیگدلی همچنین با اشاره به هزینه‌های نظامی آمریکا در جریان درگیری‌های اخیر، رقم ۵۰ میلیارد دلار را به‌عنوان برآورد هزینه‌های نظامی واشنگتن مطرح کرد.

توافق موقت؛ تنها مسیر عبور از بن‌بست؟

مجموع تحولات اخیر نشان می‌دهد که مسیر دیپلماسی میان ایران و آمریکا نه متوقف شده و نه به مرحله توافق نزدیک شده است. آنچه اکنون در جریان است، تلاش برای توافق بر سر یک چارچوب اولیه و مجموعه‌ای از اقدامات متقابل است؛ چارچوبی که بتواند از یک سو تنش نظامی را مهار کند و از سوی دیگر، امکان ورود به مذاکرات جامع‌تر را فراهم آورد.

در چنین شرایطی، توافق موقت می‌تواند واقع‌بینانه‌ترین گزینه پیش روی دو طرف باشد. توافقی که در مرحله نخست بر کاهش تنش در تنگه هرمز، توقف اقدامات نظامی، تسهیل صادرات نفت و رفع بخشی از محدودیت‌های اقتصادی متمرکز شود و در مقابل، گام‌هایی مشخص و قابل‌راستی‌آزمایی در حوزه هسته‌ای تعریف کند. با این حال، چنین توافقی تنها زمانی پایدار خواهد بود که ترتیب اجرای تعهدات، سازوکار نظارت و ضمانت‌های لازم برای جلوگیری از نقض توافق روشن باشد.

تجربه تفاهم‌های پیشین نیز نشان داده است که توافق بر سر کلیات، بدون تعیین دقیق مراحل اجرا و تضمین پایبندی طرفین، نمی‌تواند مانع بازگشت بحران شود. از این رو، مسئله اصلی فقط آغاز دوباره مذاکرات نیست؛ بلکه ایجاد سازوکاری است که هر دو طرف بتوانند به اجرای تعهدات طرف مقابل اطمینان کنند.

در نهایت، دیپلماسی فعلی بیش از هر چیز آزمونی برای سنجش میزان انعطاف تهران و واشنگتن است. اگر دو طرف حاضر باشند از تقدم دادن به مطالبات حداکثری خود فاصله بگیرند، امکان دستیابی به یک توافق محدود و موقت وجود دارد. اما اگر هر کدام بخواهند پیش از آغاز مذاکره، امتیازهای اصلی را از طرف مقابل دریافت کنند، میانجی‌گری قطر و دیگر کشورهای منطقه نیز احتمالاً نمی‌تواند مانع بازگشت بحران شود. در چنین سناریویی، انتخابات آمریکا ممکن است نه نقطه پایان تنش، بلکه آغازی برای مرحله تازه‌ای از فشار و تقابل باشد.