به گزارش اقتصادنیوز به نقل از ایلنا، سیدرضا میرطاهر کارشناس مسائل بینالملل با اشاره به پیشنهاد آمریکا و نامه جی دی ونس و درخواست مذاکره با محسن رضایی و همچنین رایزنیهای اخیر در قطر، گفت: واشنگتن ممکن است با طرح پیشنهاد مذاکره دو هدف را دنبال کند؛ نخست ارسال پیام مثبت به بازارهای جهانی نفت و کاهش قیمتها در آستانه انتخابات میاندورهای آمریکا و دوم، زمینهسازی سیاسی و تبلیغاتی برای اقدام نظامی احتمالی علیه ایران.
وی افزود: دونالد ترامپ بهدنبال آن است که در هفته منتهی به انتخابات میاندورهای، قیمت نفت را کاهش دهد. طبیعتاً اگر مذاکرات مستقیم میان ایران و آمریکا آغاز شود، آثار آن بهسرعت در بازار نفت نمایان خواهد شد و این اتفاق میتواند در راستای اهداف انتخاباتی ترامپ باشد.
این کارشناس مسائل بینالملل با اشاره به موضع ایران در قبال مذاکره تصریح کرد: به نظر میرسد ایران با هوشیاری اعلام کرده است که شروط هفتگانه خود برای مذاکره با آمریکا همچنان پابرجاست و واشنگتن باید پیش از هر اقدامی، محاصره دریایی را بردارد و داراییهای مسدودشده ایران را آزاد کند.
میرطاهر دومین هدف احتمالی آمریکا از طرح پیشنهاد مذاکره را زمینهسازی برای اقدام نظامی علیه ایران دانست و گفت: ممکن است واشنگتن از دیدگاه خود، این پیشنهاد را بهعنوان آخرین اولتیماتوم به ایران مطرح کرده باشد تا در صورت نپذیرفتن آن، زمینه تبلیغاتی لازم برای اقدام نظامی احتمالی فراهم شود.
وی ادامه داد: در چنین شرایطی، آمریکا میتواند در افکار عمومی جهان اینگونه وانمود کند که پیشنهاد مذاکره را به ایران داده، اما این ایران بوده که آن را نپذیرفته است. به این ترتیب، واشنگتن تلاش میکند برای اقدام نظامی احتمالی خود نوعی مشروعیت سیاسی و تبلیغاتی ایجاد کند.
این تحلیلگر مسائل بینالملل با اشاره به لغو دو سفر انتخاباتی ترامپ در روزهای شنبه و یکشنبه اظهار کرد: این اتفاق میتواند احتمال تصمیم آمریکا برای انجام اقدامی علیه ایران، حتی پیش از انتخابات میاندورهای، را تقویت کند.
میرطاهر همچنین به اظهارات سناتور کریس مورفی، از سناتورهای دموکرات آمریکا، درباره طرح نظامی احتمالی علیه ایران اشاره کرد و گفت: مورفی اعلام کرده است که طرح نظامی علیه ایران را دیده و آن را اقدامی دیوانهوار میداند. از دیدگاه او، بمباران و نابودی زیرساختهای ایران اقدامی است که قواعد و موازین بینالمللی را زیر سؤال میبرد.
وی با بیان اینکه احتمالاً دامنه اهداف مورد نظر آمریکا فراتر از تأسیسات هستهای خواهد بود، افزود: به نظر میرسد ترامپ درصدد است علاوه بر تأسیسات هستهای، زیرساختهای ایران را هم هدف قرار دهد؛ در حالی که بر اساس کنوانسیونهای چهارگانه ژنو و پروتکلهای الحاقی آن، حمله به اهداف غیرنظامی و قرار دادن مردم غیرنظامی در معرض فشار و آسیب، اقدامی غیرقانونی محسوب میشود.
این کارشناس مسائل بینالملل با انتقاد از رویکرد دولت آمریکا گفت: متأسفانه در جهان امروز، گویی قانون جنگل حاکم شده است. ترامپ که بدون مجوز شورای امنیت، جنگ ۴۰ روزه را علیه ایران آغاز کرد، بار دیگر بهدنبال ماجراجویی بزرگی علیه ایران با امید به سرنگونی نظام جمهوری اسلامی است.
میرطاهر با اشاره به ناکامی اقدامات نظامی در تغییر ساختار سیاسی ایران تأکید کرد: همانطور که سناتور مورفی هم اشاره کرده، تجربیات گذشته نشان داده است که جمهوری اسلامی ایران با چنین اقدامات نظامی سرنگون نخواهد شد. با این حال، اگر حملهای در این ابعاد صورت بگیرد، منطقه با وضعیتی بیسابقه از نظر جنگ و تخریب مواجه خواهد شد و پیامدهای آن ابعاد بسیار متفاوتی خواهد داشت.
میرطاهر در ادامه و در پاسخ به پرسشی درباره احتمال آغاز مذاکرات با میانجیگری قطر، با تأکید بر اینکه آمریکا به شروط ایران توجهی ندارد، گفت: آمریکاییها همچنان بر خواستههای خود، بهویژه تسلیم کامل برنامه هستهای ایران، پافشاری میکنند. خواسته آمریکا این است که ایران اساساً تمام فعالیتهای هستهای خود را متوقف کند و بهخصوص حدود ۴۰۰ کیلوگرم اورانیوم ۶۰ درصدی را به خارج از کشور منتقل کند. در واقع، واشنگتن بهدنبال آن است که پیش از هر اقدام دیگری، امتیازات مهم هستهای را از ایران دریافت کند.
این تحلیلگر مسائل بینالملل تصریح کرد: طبیعتاً ایران زیر بار چنین معامله یا بدهبستانی نخواهد رفت؛ به این معنا که امتیازات نقد را واگذار کند، به این امید که آمریکا در آینده و بهصورت نسیه، امتیازاتی مانند رفع محاصره دریایی یا آزادسازی داراییهای مسدودشده ایران را عملی کند.
میرطاهر با اشاره به سابقه رفتاری ترامپ گفت: بهویژه با توجه به اینکه دونالد ترامپ فردی نیست که بتوان به وعدههای او اعتماد کرد و اساساً در عرصه سیاسی نیز پایبندی چندانی به معیارهای اخلاقی از خود نشان نداده است، ایران نمیتواند امتیازات مهم خود را بدون دریافت تضمینهای عملی واگذار کند.
این کارشناس مسائل بینالملل در پاسخ به این پرسش که آیا ایران و آمریکا به نقطه بیبازگشت رسیدهاند، گفت: بسیاری از تحلیلگران معتقدند به دلیل فاصله بسیار زیاد مواضع و خواستههای دو طرف، ایران و آمریکا عملاً در مسیر تشدید تنش حرکت میکنند.
میرطاهر در ادامه با اشاره به گمانهزنیها درباره احتمال حمله آمریکا و اسرائیل به ایران پیش از انتخابات میاندورهای آمریکا اظهار کرد: اگرچه با توجه به فاصله اندک تا برگزاری انتخابات در روز سهشنبه، احتمال اقدام نظامی آمریکا پیش از انتخابات نیز وجود دارد، اما به اعتقاد بسیاری از کارشناسان، بازه زمانی پس از انتخابات نوامبر ۲۰۲۶ تا ژانویه ۲۰۲۷، یعنی پیش از آغاز به کار کنگره جدید، زمان محتملتری برای چنین اقدامی خواهد بود.وی افزود: با توجه به نظرسنجیها، احتمال پیروزی دموکراتها و در اختیار گرفتن اکثریت کنگره از سوی آنها مطرح است؛ بنابراین ممکن است ترامپ در فاصله میان انتخابات تا آغاز به کار کنگره جدید، فرصت را برای انجام اقدام نظامی علیه ایران مناسب بداند.
این کارشناس مسائل بینالملل در پاسخ به پرسشی درباره رایزنیهای قطر و دیگر کشورهای منطقه برای کاهش تنش میان ایران و آمریکا گفت: کشورهای عربی حاشیه جنوبی خلیج فارس در جریان جنگ ۴۰ روزه بهطور کامل با آمریکا مشارکت داشتند. تصور آنها این بود که نظام جمهوری اسلامی ایران ظرف چند روز سرنگون خواهد شد و آنها به خواسته دیرینه خود خواهند رسید. اما زمانی که متوجه شدند این محاسبه عملی نشده و ایران ضربات سنگینی، بهویژه به امارات و کویت، وارد کرده است، دریافتند که در ارزیابیها و محاسبات خود دچار اشتباهات بزرگی شدهاند.
میرطاهر با اشاره به نگرانی کشورهای منطقه از تکرار درگیریها تصریح کرد: اکنون با توجه به تجربه جنگ ۴۰ روزه و همچنین حملات مستمر ارتش یمن علیه عربستان سعودی، کشورهای منطقه، بهویژه عربستان و قطر، نگران هستند که در صورت آغاز جنگی جدید، ایران و یمن بهطور گسترده تأسیسات زیرساختی و انرژی کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس را هدف قرار دهند.
وی افزود: آنها میدانند که در چنین شرایطی، بازندگان اصلی جنگ احتمالی کشورهایی مانند عربستان سعودی و قطر و تا حدودی امارات خواهند بود. البته حاکمان امارات و بحرین بهشدت خواهان آغاز مجدد جنگ علیه ایران هستند، اما با توجه به قدرت و گستره احتمالی عملیات ایران و اقدامات واکنشی آن، چنین جنگی میتواند خسارتهای بسیار جدی به این کشورها وارد کند.
این تحلیلگر مسائل بینالملل تأکید کرد: طبیعی است که کشورهای منطقه، بهویژه قطر، حداکثر تلاش خود را برای جلوگیری از وقوع جنگ جدید انجام دهند. قطر برای صادرات گاز خود به تنگه هرمز وابسته است و به همین دلیل وقوع جنگی که این مسیر و زیرساختهای انرژی منطقه را با مخاطره مواجه کند، برای این کشور پیامدهای بسیار سنگینی خواهد داشت.
میرطاهر در پاسخ به پرسشی درباره علت درخواست آمریکا برای حضور سرلشکر محسن رضایی در تیم مذاکرهکننده ایران و ایفای نقش مذاکرهکننده ارشد اظهار کرد: آمریکاییها معتقدند آقای رضایی روابط بسیار نزدیکی با رهبری، دارد.
وی افزود: دلیل دوم میتواند سوابق طولانی محسن رضایی، بهویژه دوران فرماندهی کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و مسئولیتها و جایگاههایی باشد که در طول سالها داشته است. آنها احتمالاً بر این باورند که رضایی با توجه به سوابق و موقعیت فعلی خود، یعنی دبیری شورای عالی امنیت ملی، از جایگاه و ظرفیت مؤثری برای مذاکره برخوردار است.
این کارشناس مسائل بینالملل ادامه داد: یکی از ادعاهایی که ترامپ و اطرافیانش همواره مطرح میکنند این است که نمیدانند در ایران با چه کسی مذاکره کنند. بنابراین، این موضوع نیز میتواند یکی از دلایل مطرح شدن نام سرلشکر رضایی از سوی طرف آمریکایی باشد.
میرطاهر در ادامه، درباره احتمال تغییر دکترین هستهای ایران و تأثیر آن بر قدرت بازدارندگی کشور گفت: اکنون شاهد هستیم که برخی نمایندگان، بهویژه جریان پایداری و فراکسیون پایداری در مجلس شورای اسلامی، طرح خروج از پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای (انپیتی) را مطرح کردهاند و این طرح به صحن مجلس آمده است.
وی با بیان اینکه مشخص نیست ایران در نهایت چنین تصمیمی اتخاذ خواهد کرد یا خیر، افزود: به نظر من، این موضوع به تحولات آینده بستگی دارد، اما خروج از انپیتی اقدامی است که باید در آخرین مرحله انجام شود.
این تحلیلگر مسائل بینالملل تأکید کرد: اگر از این ابزار یا کارت مهمی که در اختیار داریم، در زمان مناسب و بهدرستی استفاده نکنیم، ممکن است نهتنها آثار مثبتی نداشته باشد، بلکه پیامدهای منفی نیز به دنبال داشته باشد و زمینه ایجاد اجماع جهانی علیه ایران را فراهم کند.
میرطاهر خاطرنشان کرد که خروج از انپیتی باید با توجه به شرایط و تحولات پیشرو و با در نظر گرفتن پیامدهای سیاسی و بینالمللی آن مورد بررسی قرار گیرد.