به گزارش اکوایران، منابع دیپلماتیک به باراک راوید، گزارشگر ، گفتهاند که میانجیهای قطری روز جمعه بیش از ۱۲ ساعت در تهران مشغول مذاکره بودهاند. هدف از این مذاکرات، دستیابی به توافقی برای ازسرگیری مذاکرات میان ایالات متحده و ایران، و جلوگیری از وقوع جنگ پس از انتخابات میاندورهای آمریکا بود. به گفته راوید، این مذاکرات روز شنبه در دوحه، پایتخت قطر، ادامه خواهد یافت.
این در حالی است که به نوشته آکسیوس، ایالات متحده اکنون تنها چند روز با یک عملیات نظامی احتمالی فاصله دارد؛ عملیاتی که میتواند خسارات سنگینی وارد کند و به احتمال زیاد منجر به حملات تلافیجویانه ایران علیه اسرائیل و شماری از کشورهای حوزه خلیج فارس خواهد شد.
دو مانع پیشرفت مذاکراتیک منبع دیپلماتیک به اکسیوس گفته که میانجیهای قطری در جریان نشستِ تمامروزِ جمعه، بهطور مداوم با کاخ سفید در تماس بودهاند. این منبع گفت: «پیشرفتهای مثبتی حاصل شده است. گفتگوها همچنان ادامه دارد تا راهی برای دستیابی به توافقی میان آمریکا و ایران گشوده شود».
خبر مرتبطبه گفته یک مقام آمریکایی، تاکنون دو خواسته متضاد مانع پیشرفت مذاکرات شده است: اصرار دولت ترامپ بر اینکه ایران باید به عنوان پیششرطِ ازسرگیری گفتگوها، امتیازاتی در حوزه هستهای بدهد؛ و در مقابل، شرط ایران مبنی بر اینکه ایالات متحده ابتدا باید محاصره دریایی را لغو کند، داراییهای مسدودشده را آزاد نماید و اجازه فروش نفت را به ایران بدهد.
قطریها در تلاشند ایران را متقاعد کنند که به بازرسان سازمان ملل اجازه دهد از تأسیسات هستهای بمبارانشدهاش بازدید کنند. این اقدام به عنوان گامی برای اعتمادسازی در نظر گرفته شده که در صورت انجام آن، آمریکا نیز با کاهش برخی تحریمها پاسخ خواهد داد.
اختلاف در حلقه نزدیکاندر این میان نکته قابلتوجه این است که بر اساس گزارش آکسیوس، در حلقه نزدیکان ترامپ، دیدگاههای متفاوتی درباره اقدامات بعدی او وجود دارد. به گفته یک مقام آمریکایی، پیت هگست، وزیر دفاع و مارکو روبیو، وزیر امور خارجه، بهشدت نسبت به امکان دستیابی به هرگونه توافق هستهای با ایران بدبین هستند. آنها معتقدند که میراث ترامپ باید تضعیف هرچه بیشتر تهران -از جمله از طریق حملات بیشتر- باشد.
این در حالی است که معاون رئیسجمهور آمریکا، جیدی ونس، و فرستادگان ترامپ، استیو ویتکاف و جرد کوشنر، خواهان ازسرگیری مذاکرات هستند و خودِ ترامپ نسبت به اینکه ایران هرگز به توافقی که برای او قابلقبول باشد تن دهد، تردید دارد. ترامپ روز جمعه به خبرنگاران گفت: «گفتوگوهایی در جریان است. آنها میخواهند صحبت کنند. همچنان هم صحبت میکنند... راستش را بخواهید، ما وقت داریم. این یک جنگ است، اما نه یک جنگ معمولی».
جیدی ونس، معاون رئیسجمهور ایالات متحده (از سمت چپ)، دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، مارکو روبیو، وزیر امور خارجه، و پیت هگست، وزیر دفاع، روز شنبه در جریان سخنرانی برای ملت در «اتاق شرقی» کاخ سفید در واشنگتن دیسی. عکاس: کارلوس باریا / رویترز
اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا که هدایت کارزار فشار اقتصادی با نام «عملیات طرد اقتصادی» (Operation Economic Outcast) را بر عهده دارد، از نزدیکترین دستیاران ترامپ است. او به ترامپ توصیه میکند که به جای شتاب برای بازگشت به درگیری نظامی، اجازه دهد این ابتکار عمل مسیر خود را طی کند.
همچنین، به گفته یک منبع منطقهای، کشورهایی نظیر مصر، ترکیه، عراق، پاکستان و عربستان سعودی از ایران خواستهاند تا پیش از انتخابات میاندورهای، با از سرگیری مذاکرات موافقت کند. به گفته یک مقام آمریکایی، اگر جمهوریخواهان در انتخابات میاندورهای متحمل شکست سنگینی شوند، ممکن است ترامپ بیشتر ترغیب شود که دستور یک عملیات نظامی بزرگ را صادر کند. این مقام افزود: «اگر او احساس شرمساری کند یا حس کند که قدرت عمل از او سلب شده، دست به اقدامی جسورانه خواهد زد. این همان چیزی است که همه به ایرانیها میگویند؛ اکنون بهترین فرصت آنها برای دستیابی به توافق است».
در همین حال، بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، در حال رایزنی با ترامپ است تا او را متقاعد کند که بلافاصله پس از انتخابات، عملیاتی مشترک علیه ایران آغاز کند.
سیگنالهایی برای اعمال فشار بر تهرانبنابراین، در شرایطی که گزارشهای رسانهای دلالت بر آمادگی ایالات متحده برای آغاز دوباره درگیریها در روزهای پس از انتخابات میاندورهای دارد، پرسش این است که آیا واشنگتن به سمت جنگ پیش میرود یا به سوی یک توافق؟ بنا بر گزارش ، به نظر میرسد که در واقع، واشنگتن در حالی که یک کانال دیپلماتیک را باز نگه داشته، خود را برای جنگ آماده میکند.
روزبه پارسی، تحلیلگر مسائل ایران و پژوهشگر وابسته به گروه تاریخ و مطالعات حقوق بشر در دانشگاه لوند سوئد، جیدی ونس را «صدای عقلانیت» در دولت ترامپ در قبال ایران توصیف کرده و گفته که پیامهای او «کمترین میزان نوسان و غیرقابلپیشبینی بودن» را داشتهاند. اما او همچنین به الجزیره گفته که موضع ونس «هرگز آنقدر محکم نبوده که بتواند واقعاً ترامپ را تحت تأثیر قرار دهد و یا تغییر عقیده دهد». او گفت: «بنابراین، اگرچه در ظاهر، وضعیت در ارتباط با ونس بهتر از هر فرد دیگری در دولت ترامپ به نظر میرسد، اما بعید میدانم که مقامات ایرانی اعتبار زیادی برای اینگونه تلاشهای دیپلماتیک قائل شوند، مگر اینکه ونس ثابت کند که خودش به تنهایی قادر به انجام کاری [و به نتیجه رساندن چیزی] است».
نادر هاشمی، استاد سیاست خاورمیانه در دانشگاه جورجتاون، هم به الجزیره گفت که «رضایی تنها یکی از صداهای متعدد است» و «واقعیت این است که تصمیمات در جمهوری اسلامی به صورت جمعی گرفته میشوند». ولفگانگ پوشتای، تحلیلگر مسائل امنیتی و دفاعی و وابسته دفاعی پیشین اتریش در لیبی، معتقدست وقتی رضایی اظهارنظری میکند یا از پیشنهادی حمایت میکند، «این بازتابدهنده موضع نظام است» و بنابراین ایالات متحده «کاملاً حق داشته که با او مذاکره کند».
به گفته آندریاس کریگ، دانشیار مطالعات امنیتی در کینگز کالج لندن، پیشنهاد ونس برای مذاکرات مستقیم «نشان میدهد که آمریکاییها دچار تردید شدهاند» و برخلاف آنچه در ظاهر وانمود میکنند، آمادگی کمتری برای انجام حمله دارند. اما او هشدار داد که کوپر - که او را فردی «بسیار جنگطلب» توصیف کرد - ممکن است به ترامپ این اطمینان کاذب را بدهد که «راهکاری نظامی برای خروج از این وضعیت وجود دارد، در حالی که در واقعیت چنین راهکاری در کار نیست». او گفت: «این تصور که میتوان این مسئله را با یک عملیات نظامی کوتاه و قاطع حل کرد، آشکارا یک توهم است.»
پل ماسگریو، دانشیار علوم سیاسی در دانشگاه جورجتاون قطر، به الجزیره گفت که کاخ سفید ممکن است با ارسال سیگنالهایی در پی اعمال فشار بر تهران باشد، اما «منطقیترین تفسیر، همان سادهترین تفسیر است». او معتقد است که «ایالات متحده در حال آمادهسازی برای انجام حملاتی گسترده در آیندهای نسبتاً نزدیک است» و انتظار نمیرود واشنگتن آنچه را که وی «توافق نامطلوب» پیشنهادی تهران خواند، «بدون یک دور دیگر حملات» بپذیرد.
عملیات فریبپوستای اظهار داشت که تمرکز اصلی ترامپ در حال حاضر بر انتخابات میاندورهای است؛ از این رو، «بسیار بعید است که او پیش از انتخابات، دستور حمله گسترده دیگری علیه ایران را صادر کند» و «احتمالا از اواسط تا اواخر نوامبر، موج بزرگی از حملات با هدف پیشبرد دستور کار آمریکا آغاز شود». ماسگریو هم باور دارد که فارغ از نتیجه رأیگیری، «در کوتاهمدت تغییر چندانی رخ نخواهد داد». به گفته او، عملکرد قوی جمهوریخواهان میتواند زمینهساز اتخاذ تاکتیکهای تهاجمیتر شود، در حالی که پیروزی دموکراتها ممکن است ترامپ را بر آن دارد تا با اقداماتی همچون انجام حمله، قدرت یکجانبه خود را به نمایش بگذارد.
در واقع، برخی تصور میکنند که تمام سلسله این وقایع پیش از این هم رخ داده است -هم در سال ۲۰۲۵ و هم در سال ۲۰۲۶، در حالی که مذاکرات در جریان بود، ایران مورد حمله اسرائیل یا ایالات متحده قرار گرفت. هاشمی با اشاره به این رویدادها گفت: «ما پیش از این نیز شاهد چنین الگوی رفتاری از سوی ایالات متحده بودهایم»؛ او این وضعیت را «سخن گفتن از دیپلماسی همزمان با تدارک برای جنگ» توصیف کرد. هاشمی با استناد به اظهارات اخیر سناتور آمریکایی، کریس مورفی، گفت گمان میکند «همان الگو در حال تکرار است» و ایالات متحده در حال تدارک «یک کارزار بمباران گسترده در ایران است».
به گفته کریگ: «مسئله عمدتاً به ترتیبِ مراحل (توالی اقدامات) و فقدان اعتماد در طرف ایرانی مربوط میشود؛ آنها اطمینان ندارند که آمریکاییها واقعاً به تعهدات خود پایبند بمانند». به گفته او، تهران خواهان آن است که تحریمها و محاصره دریایی آمریکا بهسرعت لغو شوند، زیرا نگران است که کند بودن این روند به ترامپ فرصت دهد تا از تعهدات خود عقبنشینی کند. او افزود که برخی از تندروها در تهران، اگر جنگ منجر به تحکیم تسلط آنها بر تنگه هرمز شود، لزوماً آن را پدیدهای منفی نمیدانند؛ و «ایرانیها در سه هفته گذشته خود را برای این جنگ آماده کردهاند، بنابراین برای نبرد آمادگی دارند».
کریگ گفت انتظار دارد که «تا سوم نوامبر [تاریخ برگزاری انتخابات میاندورهای آمریکا] اتفاق خاصی رخ ندهد». به گفته او، پس از آن تاریخ، احتمال وقوع جنگ «بهطور تصاعدی افزایش خواهد یافت». او اظهار داشت که هرگونه تشدید تنش جدید، وخیمتر از وضعیت ماههای فوریه و مارس خواهد بود، چرا که ایران اکنون برای حمله به زیرساختهای حیاتی کشورهای حوزه خلیج فارس آمادگی بیشتری دارد. او گفت که تهدید علیه کشورهای حوزه خلیج فارس «بیسابقه خواهد بود».
بدترین سناریوی ممکن در میانمدتدر این شرایط، نوشت در روزهای اولیه جنگ، مقامات آمریکایی عمدتاً به یک جدول زمانی «چهار تا شش هفتهای» پایبند بودند، اگرچه تا ماه مه، پیامها مبهمتر شده بود. اکنون، انتخابات میاندورهای این محاسبه را پیچیدهتر کرده است: او میخواهد نشان دهد که ایران برای مذاکره تحت فشار است، بدون اینکه به نظر برسد خیلی چیزها را واگذار میکند. در مقابل، ایران دیدگاه بلندمدت را اتخاذ میکند.
واشنگتن به دو اصل پایبند است که با دشمنی مانند ایران سازگار نیست. اولین اصل، این باور است که قدرت نظامی برتر میتواند به سرعت در جنگها پیروز شود. اصل دیگر این است که مردم آمریکا پیوسته از «جنگهای ابدی» بیزار بودهاند. این دیدگاهها در کنار هم، گزینههای ایالات متحده در برابر دشمنی را که هم قصد و هم زیرساخت سیاسی برای برنامهریزی بلندمدت دارد، محدود میکند.
به گفته صنم وکیل، مدیر برنامه خاورمیانه و شمال آفریقای چتم هاوس: «ایران مانند خاری در چشم ایالات متحده است. برای جمهوری اسلامی، این وضعیت درست شبیه به تمام کارهایی است که هر روز انجام میدهند: بیدار شدن، نفس کشیدن و اندیشیدن به اینکه چگونه دوام بیاورند. بنابراین، نوعی عدم تقارن وجود دارد و آنها سعی میکنند زمان بخرند. شاید به نظر برسد که آنها زمان کمتری در اختیار دارند، اما به دلیل ماهیت وجودیِ این مناقشه، زمان به نوعی به نفع آنهاست».
به گفته حمید عزیزی، تحلیلگر مسائل ایران در گروه بینالمللی بحران: «ایران انگیزههای قدرتمندی دارد تا در برابر این تصور مقاومت کند که یک مهلت تعیینشده از سوی آمریکا، آن را به دادن امتیاز واداشته است». به باور الی گرانمایه، مدیر بخش خاورمیانه شورای روابط خارجی اروپا: «ایران ممکن است پس از انتخابات میاندورهای و تا پایان دوره ریاستجمهوری ترامپ، تلاش کند با تبدیل کردن او به نمونهای مشابه "کارتر"، ترامپ را "کیشومات" کند. در واقع، تهران میتواند از اعطای دستاوردی که ترامپ به دنبال آن است خودداری ورزد — و بدینوسیله او را به خاطر آغاز جنگ تنبیه کند — و سپس با جانشین او به توافق برسد».
با این حال، گرانمایه و دیگران خاطرنشان کردهاند که این خطر متوجه ایران است که یک ترامپ ضعیفشده میتواند حتی غیرقابلپیشبینیتر باشد و ممکن است با تصرف زمین، اعزام نیروهای زمینی یا حمله به ذخایر هستهای ایران، واکنش نشان دهد. اما، یکی از پیامدهای بالقوه نگرانکنندهتر است این است که ایران میتواند به یک کشور شکستخورده تبدیل شود. چندین تحلیلگر این را به عنوان بدترین سناریوی ممکن در میانمدت شناسایی کردند و این میتواند به معنای فقر گسترده، بحران مهاجرتی که به اروپا سرایت میکند و یک وضعیت بحرانی چریکی فزاینده باشد. به گفته ست کاپلان، متخصص کشورهای فرومانده در دانشگاه جان هاپکینز: «در خاورمیانه، شما راهحلی ندارید. شما فقط مشکلاتی دارید که میتوانید مدیریت کنید».