پاشنه آشیل ریاض در تیررس یمنی‌ها

چه می‌شود اگر قلب صنعت نفت عربستان از تپش بیفتد؟ پالایشگاه ساتورپ که نفت خام سعودی را به محصولات پرارزش و شبکه‌ای از صنایع پتروشیمی و صادرات پیوند می‌دهد، در جنگ یمن به هدفی تبدیل شده که می‌تواند معادله اقتصادی ریاض را دگرگون کند.

 در سایه تداوم محاصره و تجاوز یمن از جانب عربستان سعودی، نیروهای مسلح یمن، راهی جز رویارویی اقتصادی و صنعتی با سعودی‌ها نیافتند. در قلب این رویارویی نیز، تأسیسات نفتی و پتروشیمی عربستان سعودی قرار دارند؛ تأسیساتی که ستون فقرات اقتصاد این کشور و موتور محرکه صادرات انرژی آن به شمار می‌روند.یکی از مهم‌ترین تأسیسات سعودی‌ها، پالایشگاه ساتورپ (SATORP) در شهر صنعتی الجبیل در سواحل شرقی عربستان سعودی واقع شده و یکی از تأسیسات کلیدی در بخش پالایش و پتروشیمی این کشور محسوب می‌شود. اهمیت این پالایشگاه فراتر از تولید مشتقات نفتی است؛ چرا که بخشی از یک منظومه گسترده‌تر، شامل شرکت «سعودی آرامکو»، صنایع شیمیایی و زنجیره‌های متنوع صادرات و تأمین به شمار می‌آید. به همین دلیل، این مجموعه به عنصری بنیادین در زیرساخت‌های اقتصادی و صنعتی تبدیل شده است که شالوده بخش انرژی عربستان سعودی را تشکیل می‌دهد.در سایه تداوم جنگ علیه یمن، این پالایشگاه اهمیت مضاعفی می‌یابد؛ زیرا به عنوان تأسیساتی مرتبط با بخش انرژی عربستان سعودی شناخته می‌شود؛ بخشی که منبع اصلی اقتصادی برای دولت این کشور است.وبگاه الخنادق با انتشار یادداشتی در این خصوص با نگاهی تحلیلی، به معرفی تاریخچه تأسیس، ساختار مالکیت و ظرفیت تولید ساتورپ و طرف‌های ذی‌نفع در آن پرداخت و از پیامدهای احتمالی هدف قرار گرفتن آن در سایه تداوم پاسخ‌های کوبنده یمنی‌ها به تداوم تجاوزات سعودی‌ها نوشت.

  تأسیس و مشارکت با آرامکو و توتالشرکت «ساتورپ» (مخفف عبارت «شرکت پالایش و پتروشیمی سعودی آرامکو و توتال») در سال ۲۰۰۸ از طریق مشارکت میان «آرامکو» سعودی و شرکت فرانسوی «توتال» _(که اکنون با نام «توتال‌انرژیز» شناخته می‌شود) تأسیس شد. آرامکو مالک ۶۲.۵ درصد از سهام این شرکت است و توتال‌ انرژیز (TotalEnergies) ۳۷.۵ درصد سهام آن را در اختیار دارد.این پالایشگاه در سال ۲۰۱۴ فعالیت خود را آغاز کرد و پس از سرمایه‌گذاری‌های کلان برای توسعه یک مجتمع یکپارچه پالایش نفت و پتروشیمی در شهر صنعتی الجبیل در سال ۲۰۱۶ به طور رسمی افتتاح شد.این پالایشگاه به گونه‌ای طراحی شده است که نفت خام سنگین عربستان را پالایش کند؛ فرآیندی که نیازمند فناوری‌های پیشرفته برای تفکیک اجزای نفت خام و تبدیل برش‌های سنگین آن به محصولات نفتی و پتروشیمی با ارزش بالاتر است.ظرفیت تولید این پالایشگاه از ۴۰۰ هزار بشکه در روز در آغاز بهره‌برداری، به تدریج به حدود ۴۶۰ هزار بشکه در روز افزایش یافت؛ در حالی که داده‌های منتشرشده فعلی توسط این شرکت، نشان‌دهنده ظرفیت پالایشی معادل ۴۶۵ هزار بشکه در روز است. تولیدات و ذینفعان بر اساس این گزارش، نقش ساتورپ فراتر از پالایش نفت خام است؛ این مجموعه، طیفی از مشتقات نفتی را تولید می‌کند که در بخش‌های حمل‌ونقل، هوانوردی، تولید صنعتی و صنایع شیمیایی کاربرد دارند. محصولات اصلی آن عبارتند از:* بنزین: به عنوان سوخت خودروها استفاده می‌شود. این پالایشگاه انواع مختلفی از بنزین را تولید می‌کند، از جمله انواعی که به‌طور خاص برای صادرات به بازارهای آسیا، اروپا و قاره آمریکا در نظر گرفته شده‌اند.* گازوئیل (دیزل): در کامیون‌ها، خودروهای سنگین، بخش حمل‌ونقل و عملیات صنعتی مورد استفاده قرار می‌گیرد.* سوخت جت: در بخش هوانوردی کاربرد دارد و یکی از محصولات نفتی کلیدی این پالایشگاه محسوب می‌شود.* پارازایلن: یک ماده پتروشیمیایی که در تولید الیاف مصنوعی، پارچه‌های صنعتی و ظروف پلاستیکی از جمله ظروف نوشیدنی به کار می‌رود.* بنزن: ماده‌ای بنیادین در صنایع شیمیایی که برای تولید ترکیبات ضروری جهت ساخت پلاستیک‌ها و انواع مواد صنعتی استفاده می‌شود.* پروپیلن: ماده اولیه‌ای که در تولید پلیمرها و پلاستیک‌ها کاربرد دارد و توسط «ساتورپ» به شرکت‌های پتروشیمی در شهر الجبیل عرضه می‌شود.* کک نفتی و گوگرد: در کاربردهای صنعتی گوناگونی، از جمله تولید انواع خاصی از باتری‌ها و اسید سولفوریک، استفاده می‌شوند. بر اساس داده‌های شرکت «توتال‌انرژیز»، تولید سالانه این پالایشگاه شامل حدود ۲۲ میلیون تن فرآورده‌های نفتی پالایش‌شده، به همراه حدود ۷۰۰ هزار تن پارازایلن، ۱۵۰ هزار تن بنزن و ۲۱۰ هزار تن پروپیلن با خلوص بالا است. اما ذینفعان محصولات این پالایشگاه شامل بازار عربستان، شرکت‌های صنایع پتروشیمی در الجبیل و بازارهای خارجی است. محصولات آن مواد اولیه بخش‌های حمل‌ونقل، هوانوردی، صنایع پلاستیکی و شیمیایی را تأمین کرده و علاوه بر آن، با جریان صادرات عربستان به بازارهای جهانی در ارتباط است.جایگاه آن در منظومه اقتصادی عربستاناهمیت ساتورپ به دلیل جایگاه آن در زنجیره ارزش نفت عربستان است. این پالایشگاه به جای آنکه تنها به صادرات نفت به عنوان یک ماده خام بسنده کند، تبدیل نفت خام به مشتقات و محصولاتی با ارزش اقتصادی بالاتر را انتخاب کرده است.همچنین این پالایشگاه با استراتژی آرامکو برای گسترش فعالیت‌های تصفیه و پتروشیمی و تقویت حضور در بازارهای جهانی پیوند خورده است. تأثیر آن از مرزهای بخش سوخت فراتر می‌رود، چرا که محصولات آن با صنایع دیگری همچون پلاستیک، منسوجات، مواد شیمیایی و بسته‌بندی در ارتباط است.این نقش از طریق پروژه پتروشیمی «امیرال» (Amiral) که آرامکو و توتال انرژیز در حال توسعه آن برای ادغام با پالایشگاه ساتورپ هستند، تقویت می‌شود. این پروژه شامل یک واحد شکست پلیمری با ظرفیت تولید سالانه ۱.۶۵ میلیون تن اتیلن و همچنین واحدهای تولید مواد شیمیایی دیگر است. هدف این پروژه، گسترش توانایی این مجموعه در تبدیل محصولات نفتی و گازی به موادی است که در صنایع تبدیلی کاربرد دارند.بدین ترتیب، ساتورپ تنها یک پالایشگاه نفت نیست، بلکه یک حلقه صنعتی است که تولید مواد خام را به تصفیه، تولید و صادرات متصل می‌کند و در ساختار خود، منافع آرامکو عربستان و شریک فرانسوی‌اش را گرد هم آورده است. هدف قرار گرفتن ساتورپ به چه معناست؟در سایه تجاوز مداوم عربستان سعودی به یمن و محاصره آن، که با عملیات نظامی شدید در خاک یمن همراه است، تأسیسات نفتی و صنعتی عربستان به بخشی از معادله «محاصره در برابر محاصره» تبدیل شده‌ که مستقیماً بر منافع اقتصادی طرف متجاوز تأثیر می‌گذارد.اگر نیروهای مسلح یمن، پالایشگاه ساتورپ را هدف قرار دهد، پیامدهای احتمالی آن بسیار فراتر از صرفاً ایجاد اختلال در عملیات پالایش نفت خواهد بود. این پالایشگاه روزانه حدود ۴۶۰ تا ۴۶۵ هزار بشکه نفت را فرآوری می‌کند؛ هرگونه توقف جدی در فعالیت آن، نه تنها بر تولید بنزین، گازوئیل و سوخت جت تأثیر می‌گذارد، بلکه زنجیره‌های تأمین شرکت‌های پتروشیمی در منطقه الجبیل را که به محصولات این پالایشگاه وابسته‌اند، نیز تحت‌الشعاع قرار می‌دهد.افزون بر این، تعطیلی یا آسیب دیدن واحدهای فرآیندی این مجموعه می‌تواند آرامکو را ناچار سازد تا به دنبال منابع جایگزین برای برخی محصولات و مواد اولیه باشد، یا کمبود ایجاد شده را از طریق سایر تأسیسات پالایشی جبران کند؛ امری که موجب افزایش فشار بر سیستم‌های تأمین و عملیاتی این شرکت خواهد شد.بسته به میزان خسارت و مدت زمان توقف احتمالی عملیات، پیامدهای این رویداد می‌تواند حتی صادرات فرآورده‌های نفتی و محصولات پتروشیمی را نیز تحت تأثیر قرار دهد. اهمیت این احتمال با توجه به واقع شدن پالایشگاه در شهر صنعتی جبیل که کانون تمرکز مجموعه‌ای گسترده از تأسیسات نفتی و پتروشیمی است، دوچندان می‌شود؛ بدین معنا که تداوم فعالیت این پالایشگاه، پیوندی ناگسستنی با شبکه‌ای وسیع‌تر از فعالیت‌های صنعتی و تولیدی دارد. در خاتمه این یادداشت آمده است: از منظر سیاسی و اقتصادی، کشیده شدن تأسیساتی با این مقیاس به دایره درگیری‌ها، واقعیت جدیدی را پیش روی عربستان سعودی قرار می‌دهد: تداوم عملیات نظامی این کشور در یمن، بدین معنا نیست که پیامدهای جنگ در مرزهای همان کشور باقی خواهد ماند. عربستان سعودی که برای تأمین مالی و تقویت جایگاهش در بازارهای بین‌المللی به نفت، مشتقات آن و صنایع وابسته متکی است، به‌خوبی آگاه است که هرگونه اختلال در تأسیسات تولیدی‌اش، هزینه‌هایی به مراتب سنگین‌تر از صرفاً تعمیر خسارات فیزیکی مستقیم به آن تحمیل خواهد کرد.