روزنامه هفت صبح نوشت: مرد جوان به خاطر شک بیاساس به همسرش، پسرنوجوان خود را کشت و تکهتکه کرد.
نوروز سال ۱۴۰۳، زن جوانی با پلیس تماس گرفت و گفت: «من به همراه دو فرزند کوچکترم برای دیدوبازدید نوروزی و ملاقات با اقوام به شهرستانی در نزدیکی محل سکونتمان رفتیم، اما همسرم و پسر بزرگترم در خانه ماندند؛ زیرا همسرم مشغول کار بود و پسرم نیز باید تکالیف نوروزیاش را انجام میداد. قرار بود دو روز بعد به خانه برگردیم، اما حالا هرچه با منزلمان در یکی از شهرهای مرکزی کشور تماس میگیرم، همسر و پسرم پاسخ نمیدهند. نگرانشان هستم و حدس میزنم اتفاق ناگواری برایشان رخ داده باشد.»
کشف جنایت
پس از تماس این زن، مأموران پلیس برای بررسی موضوع به خانه او رفتند. در بررسیهای اولیه، خانه مرتب بود و اثری از همسر و فرزند زن در آن دیده نمیشد. مأموران در ادامه جستوجوها به انباری خانه، واقع در انتهای حیاط رفتند و با صحنهای هولناک روبهرو شدند: جسد مثلهشده پسر ۱۶ ساله خانواده در انباری کشف شد، اما خبری از پدر او نبود.
بلافاصله رسیدگی به پرونده برای رازگشایی از این جنایت در دستور کار قرار گرفت. بازپرس ویژه قتل به همراه کارآگاهان پلیس آگاهی وارد خانهای شدند که جسد در آن کشف شده بود. بررسیهای اولیه نشان داد جسد به ۳۷ قسمت تقسیم شده است. به نظر میرسید عامل جنایت در انتظار فرصتی مناسب بوده تا تکههای جسد را از خانه خارج کند.
در تحقیقات جنایی مشخص شد درِ انباری از داخل یا بیرون قفل شده بود و روی دیگر قفلهای درها و پنجرههای خانه نیز آثار تخریب دیده نمیشد. از سوی دیگر، شواهد حاکی از آن بود که فرد غریبهای وارد خانه نشده است. با توجه به این قرائن، پدر مقتول بهعنوان مظنون اصلی پرونده تحت تعقیب قرار گرفت؛ چراکه قفل کردن انباری به دست فردی که به کلید آن دسترسی داشته، محتمل به نظر میرسید.همزمان، تحقیقات دیگر نشان داد پدر مقتول فردی بدگمان بوده و به اطرافیان خود سوءظن داشته است. همین بدگمانیهای آزاردهنده نیز اختلافهای طولانیمدتی میان او و همسرش ایجاد کرده بود.
رازگشایی از جنایت
سرانجام مأموران موفق شدند رد متهم را شناسایی و او را دستگیر کنند. پدر نوجوان در نخستین مواجهه با پلیس به قتل پسرش اعتراف کرد و انگیزه خود از این جنایت را سوءظن به ارتباط پسر نوجوان با مادرش عنوان کرد.همسر متهم در جریان تحقیقات به مأموران جنایی گفت: «بدگمانیهای بیدلیل همسرم نسبت به من و تمام افرادی که با یکدیگر در ارتباط بودیم، آنقدر آزارم داده بود که تصمیم گرفته بودم از او جدا شوم. او حتی به کسبه محل نیز سوءظن داشت و نمیتوانست به هیچکس اعتماد کند. بدگمانیهای او برایم به حدی آزاردهنده شده بود که تصمیم داشتم مسیر زندگیام را از او جدا کنم، اما هرگز تصور نمیکردم روزی دست به چنین جنایتی بزند و پسرمان را با این قساوت و بیدلیل به قتل برساند.»
اعتراف به جنایت
در ادامه تحقیقات مشخص شد متهم هنگام ارتکاب جرم هیچگونه مواد مخدری مصرف نکرده و از سلامت روان برخوردار بوده است.متهم در نخستین برخورد با مأموران گفت: «مدتی بود متوجه شده بودم همسرم به من خیانت میکند. وقتی به این موضوع پی بردم، به فرزندانم نیز شک کردم و تصور کردم آنها هم فرزندان من نیستند. بعدتر به این سوءظن رسیدم که همسرم با پسر ۱۶ سالهمان نیز ارتباط دارد. همین موضوع باعث شد تصمیم به قتل او بگیرم.»
در پی ادعای متهم، از هر سه فرزند او، شامل دو فرزند زنده و پسر نوجوانی که به قتل رسیده بود، آزمایش دیانای گرفته شد. نتایج آزمایش نشان داد هر سه فرزند متعلق به خود متهم هستند و او برای سوءظنهایی که درباره همسرش مطرح کرده بود، دلیل و مدرک محکمی ارائه نکرده است.
در دادگاه
پس از تکمیل تحقیقات و صدور کیفرخواست، پرونده برای رسیدگی به دادگاه کیفری یک استان ارجاع شد و متهم پای میز محاکمه رفت.این مرد در دفاع از خود گفت: «به همسرم شک داشتم و مطمئن بودم که بارها به من خیانت کرده است. به همین دلیل تصمیم گرفته بودم فرزندانم را یکییکی از بین ببرم. روز حادثه، وقتی با پسر بزرگترم در خانه تنها شدم، ابتدا او را خفه کردم و سپس با استفاده از یک ابزار سنگین، جسدش را به ۳۷ تکه تقسیم کردم و در انباری گذاشتم.
مطمئنم این پسر نوجوان فاسد بود و از کاری که انجام دادهام، پشیمان نیستم. حالا هم میدانم قانون برای من حکم قصاص صادر نمیکند و اگر از زندان آزاد شوم، حتماً دو فرزند دیگرم را نیز خواهم کشت.» قضات دادگاه پس از شنیدن دفاعیات متهم وارد شور شدند تا رأی خود را صادر کنند. علیرضا دلیر وکیل تسخیری متهم با تائید جزئیات این جنایت به خبرنگار ما گفت:«این محاکمه پیش از جنگ ۴۰ روزه برگزار شده و تاکنون رأی قضات اعلام نشده است.»