به گزارش اقتصادنیوز به نقل از عصرایران، محمد عطریانفر، فعال سیاسی اصلاحطلب و عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران سازندگی ایران، در گفتگویی به بررسی رابطه حاکمیت و جامعه، پیامدهای بیتوجهی به مطالبات عمومی و ضرورت بازسازی اعتماد مردم پرداخته است.
این گفت و گو از این قرار است:
*در شرایطی که جامعه میان احتمال وقوع جنگ و منتفی شدن آن در نوسان است، نظام حکمرانی چه وظیفهای برای ایجاد آرامش و اطمینان در میان مردم دارد؟
- جامعه ایران در حال حاضر با احتمال درگیری نظامی، تهدیدهای امنیتی و نگرانی نسبت به آینده روبهروست. در چنین شرایطی، یکی از مهمترین وظایف حاکمیت، ایجاد آرامش و اطمینان در میان مردم است.
امنیت و معیشت دو محور اصلی نگرانی جامعه در شرایط بحرانی هستند و باید در کانون توجه مسئولان قرار گیرند. آنچه میتواند از شدت این نگرانیها بکاهد، صداقت و شفافیت در تصمیمگیری و ارائه تصویری روشن از شرایط کشور و چشمانداز پیشروست. مردم میخواهند تا حد امکان بدانند چه اتفاقی در حال رخ دادن است، چه اقداماتی برای حفاظت از امنیت و زندگی آنان انجام میشود و دولت برای کاهش فشارهای اقتصادی چه برنامهای دارد.
ما ناچاریم میان ضرورتهای امنیتی و نیاز جامعه به آرامش تعادل برقرار کنیم. حتی در دشوارترین شرایط نیز نمیتوان از مطالبات مردم غافل شد؛ زیرا سرمایه اجتماعی و احساس همراهی شهروندان از مهمترین پشتوانههای کشور برای عبور از بحرانهاست.
بیتوجهی به مطالبات مردم، اعتماد عمومی را تضعیف میکند*بیتوجهی احتمالی به دغدغههای عمومی چه پیامدهایی برای نظام مدیریتی کشور و جامعه خواهد داشت؟
- بی توجهی به مطالبات مردم و نادیده گرفتن نگرانیهای اقتصادی جامعه، پیامدهایی فراتر از نارضایتیهای مقطعی دارد. هنگامی که مردم با افزایش هزینههای زندگی و نگرانی نسبت به آینده مواجهاند، انتظار دارند مسئولان این مشکلات را به رسمیت بشناسند و برای حل آنها برنامهای روشن و قابل ارزیابی ارائه دهند.
اگر فاصله میان انتظارات جامعه و عملکرد مسئولان افزایش پیدا کند، بهتدریج اعتماد عمومی آسیب میبیند و احساس بیتفاوتی در جامعه گسترش مییابد. چنین وضعیتی میتواند زمینهساز گسترش شایعات شود و فاصله میان مردم و نهادهای تصمیمگیر را افزایش دهد.
نکته مهم این است که مشکلات اقتصادی، آثار روانی و اجتماعی متعددی نیز به دنبال دارند. حکومت کارآمد باید صدای گروههای مختلف جامعه را بشنود، اولویتهای واقعی مردم را بشناسد و نشان دهد که بهبود کیفیت زندگی شهروندان را فراموش نکرده است.
موفقیت نظامی بهتنهایی نمیتواند جایگزین رضایت عمومی شود*موفقیت نظامی میتواند بیتوجهی به مشکلات روزمره مردم را توجیه کند؟
- موفقیت در عرصه نظامی، دستاوردی مهم در دفاع از امنیت و منافع ملی است، اما بهتنهایی نمیتواند جایگزین رضایت عمومی شود. امنیت ملی مفهومی گستردهتر از توان نظامی دارد و ابعاد اقتصادی، اجتماعی و روانی زندگی شهروندان را نیز در بر میگیرد.
مردمی که برای تأمین نیازهای اساسی خود با دشواری روبهرو هستند، انتظار دارند سیاستگذاران برای مهار تورم، حفظ قدرت خرید و بهبود شرایط زندگی اقدام کنند. نمیتوان از جامعه انتظار داشت که دستاوردهای یک حوزه را به معنای حل شدن مشکلات سایر حوزهها تلقی کند.
اتفاقاً یکی از نشانههای توفیق مسئولان آن است که بتوانند همزمان از امنیت کشور دفاع کنند و کیفیت زندگی مردم را نیز ارتقا دهند. امنیت و رفاه دو مسئولیت جدا از یکدیگر نیستند، بلکه مکمل یکدیگرند.
بازسازی اعتماد عمومی، ضرورتی برای تقویت قدرت ملی*اگر رابطه مردم و حاکمیت مطلوب باشد، دشمنان نیز به قدرت کشور اذعان میکنند. در شرایط فعلی، این رابطه در چه وضعیتی قرار دارد و نظام حکمرانی برای بهبود نگاه مردم به حاکمیت چه الزاماتی را باید مورد توجه قرار دهد؟
- رابطه مطلوب میان مردم و حاکمیت، از مهمترین مؤلفههای قدرت ملی است. شهروندان زمانی که به تصمیمهای کلان مسئولان اعتماد داشته باشند و احساس کنند صدای آنان شنیده میشود و در سرنوشت عمومی نقش دارند، از ظرفیت بیشتری برای عبور از بحرانها برخوردار خواهند بود.
در مقابل، اگر فاصله میان جامعه و حاکمیت افزایش یابد، حتی دستاوردهای مهم نیز ممکن است نتوانند احساس رضایت و همراهی عمومی ایجاد کنند. در وضعیت کنونی، وجود نگرانیهای اقتصادی ضرورت بازسازی اعتماد را برجستهتر کرده است.
برای بهبود این رابطه، حاکمیت باید بر قانونمداری و پذیرش نقد تأکید کند. میان وعدههای رسمی و عملکرد واقعی باید تناسب وجود داشته باشد. مردم زمانی به حاکمیت اعتماد میکنند که آثار تصمیمهای درست را در زندگی خود ببینند و اطمینان پیدا کنند که منافع عمومی بر هر ملاحظه دیگری اولویت دارد.
کنترل تندرویها به سازوکارهای مؤثر و پاسخگویی نیاز دارد*تندروی در هر شرایطی میتواند پیامدهای منفی داشته باشد. نظام تصمیمگیری با چه سازوکارهایی میتواند این رویکردها را کنترل کند؟
- تندروی در عرصه سیاست و حکومت، صرفنظر از اینکه از چه جریان یا گرایشی سرچشمه بگیرد، هزینههای سنگینی برای جامعه ایجاد میکند. تصمیمهای شتابزده میتوانند مسائل قابل حل را به بحرانهای پیچیده تبدیل کنند.
برای کنترل این وضعیت، باید سازوکارهای مؤثر و ساختارمندی وجود داشته باشد. تقویت نهادهای نظارتی مستقل و شفافیت، امکان نقد آزادانه را فراهم میکند. همچنین مسئولان باید در برابر اظهارات و اقداماتی که به تشدید تنشهای اجتماعی منجر میشود، پاسخگو باشند.
سکوت در برابر مواضع تنشزا میتواند به برداشتهای منفی دامن بزند* مردم میان تندروها و تصمیمگیران سطوح بالای حاکمیت تمایز قائل میشوند؟
- برداشت و داوری شهروندان در این زمینه یکسان نیست و نمیتوان جامعه را دارای قضاوتی کاملاً مشابه دانست.
برخی افراد میان دیدگاههای جناحی و سیاستهای رسمی تمایز قائل میشوند، اما برخی دیگر، بهویژه هنگامی که مواضع رادیکال با واکنش روشن یا فاصلهگذاری صریح مسئولان مواجه نمیشود، ممکن است آن رفتارها را بخشی از رویکرد کلی حاکمیت تلقی کنند.
از این منظر، سکوت در برابر اظهارات تنشزا نیز گاهی به برداشتهای منفی دامن میزند. اگر نظام حکمرانی میخواهد تصویر دقیقتری از سیاستهای خود در جامعه ایجاد کند، باید مواضع رسمی را شفاف بیان کند، از رادیکالیسم فاصله بگیرد، مسئولیت تصمیمها را بپذیرد و میان سیاستهای مصوب و اظهارات شخصی افراد تمایز روشنی برقرار سازد.
مسئولیت اصلی حکمرانان، تبدیل نگرانیهای مردم به برنامههای عملی است*با توجه به شرایط موجود، وظیفه حکمرانان و مردم چیست تا مشکلات و دغدغههای جامعه تا حد امکان کاهش یابد؟
- برای عبور از شرایط دشوار و حل مشکلات جامعه، لاجرم نیازمند همکاری میان مردم و حاکمیت هستیم. مسئولان به دلیل برخورداری از اختیارات و قدرت تصمیمگیری، مسئولیت مستقیمتری در حل مشکلات دارند. آنان باید با تصمیمهای درست ودقیق و مبارزه با فساد به اولویتهای واقعی جامعه توجه کنند. و مسیر بهبود زندگی را هموار کنند. متقابلا مردم نیز با مشارکت مدنی و رعایت حقوق یکدیگر در تقویت همبستگی اجتماعی نقش خواهند داشت . گرچه نمیتوان از شهروندان انتظار داشت که به جای نهادهای مسئول، بار اصلی مشکلات اقتصادی و مدیریتی را بر دوش کشند. مهمترین وظیفه حکمرانان ، تبدیل نگرانیهای عمومی به برنامههای عملی و قابل قبول جامعه است. چرا که اعتماد با عملکرد مؤثر شکل میگیرد.
برخی افراد میان دیدگاههای جناحی و سیاستهای رسمی تمایز قائل میشوند، اما برخی دیگر، بهویژه هنگامی که مواضع رادیکال با واکنش روشن یا فاصلهگذاری صریح مسئولان مواجه نمیشود، طبعا آن رفتارها را بخشی از رویکرد کلی حاکمیت تلقی میکنند. از این منظر، سکوت در برابر اظهارات تنشزا نیز گاهی به برداشتهای منفی دامن میزند. اگر نظام میخواهد تصویر دقیقتری از سیاستهای خود در جامعه ایجاد کند، باید مواضع رسمی را شفاف بیان کند. از رادیکالیمسمفاصله بگیرد، مسئولیت تصمیمها را بپذیرد و میان سیاستهای مصوب و اظهارات شخصی افراد تمایز روشنی برقرار سازد.