بازی اردوغان با مفاهیم؛ از «قرنِ ترکیه» تا «عصرِ ترک»

اردوغان، در جمع سران کشورهای ترک زبان، از تلاش برای رسیدن به «عصرِ ترک» سخن به میان آورد.

به گزارش گروه بین الملل خبرگزاری تسنیم، در صد و سومین سالگرد تاسیس جمهوری ترکیه، این کشور نشست کشورهای ترک زبان را برگزار کرد.  

رجب طیب اردوغان رئیس جمهور ترکیه و رهبر حزب عدالت  توسعه، در جمع سران کشورهای عضو در «سازمان دولت‌های ترک»، سخنرانی کرد.

با آن که غیبت الهام علی اف در نشست مزبور و ردّ دعوت اردوغان، عملاً بر نشست کشورهای ترک سایه انداخت، اما اردوغان تلاش کرد در سخنانش، به مفاهیم جدیدی اشاره کند.

یکی از این مفاهیم «عصرِ ترک» بود. اردوغان و شریک سیاسی او در ائتلاف جمهور، در چند سال گذشته و در اثنای تاسیس سازمان کشورهای ترک زبان و سپس تبدیل آن به «سازمان دولت‌های ترک» بارها از عبارتِ «جهان ترک» استفاده کرده‌اند. آنان در سیاست داخلی نیز با وجود قرار گرفتن در یک بحران سیاسی عمیق و بی سابقه، بارها از مفهوم «قرنِ ترکیه» استفاده کرده‌اند.

اردوغان بر این باور است که رشد ترکیه در زمینه‌هایی مانند صنایع دفاعی بومی، انتقال انرژی، تحقیقات هوا و فضا و حوزه‌های دیگر، موجب شده که ترکیه در مسیر تبدیل شدن به یک قدرت جهانی قرار بگیرد و به همین خاطر در سه سال اخیر، همواره از این حرف زده که صد سال پیش رو را باید «سده ترکیه» دانست.

اما در سخنرانی جدید خود در جمع کشورهای ترک زبان، پا را فراتر برده و اعلام کرد: از صمیم قلب معتقدم؛ به عنوان جهان ترک، با همبستگی کامل، احترام متقابل و برادری، به سمت آینده خود گام خواهیم برداشت و تلاش خواهیم کرد تا به خواست خدا، دوره آینده را به قرن ترک تبدیل کنیم.

رئیس جمهور ترکیه همچنین به مناسبت صد و سومین سالگرد تاسیس جمهوری ترکیه گفت: «جمهوری ما که 103 سال پیش با آرمان حمایت از درماندگان اعلام موجودیت کرد، نه تنها برای ملت، بلکه برای مردمان مظلوم و قربانی جهان به چراغ امید تبدیل شد. خدا را شکر.

در 103 سالی که گذشته است، جمهوری ما نه تنها به آرمان‌های بنیادین خود جامه عمل پوشانده، بلکه در قلب‌های ما نیز ریشه دوانده است. جمهوری ترکیه، این آفرینش مشترک و سقف مشترک 86 میلیون نفر، با دستاوردهای بزرگی که در هر زمینه‌ای به دست آورده است، همچنان از موفقیتی به موفقیت دیگر می‌تازد.

به عنوان یک ملت، امروز بار دیگر متعهد می‌شویم که با تمام توان خود برای ارتقای جمهوری ترکیه به سطحی بالاتر از تمدن‌های معاصر تلاش کنیم. همانطور که ما این سرزمین را با به زانو درآوردن هفت قدرت جهانی از اشغال آزاد کردیم، مصمم هستیم کسانی را که سعی در جلوگیری از دستیابی ما به اهدافمان دارند، از سر راهمان برداریم».

با نگاهی به تاریخچه سخنرانی‌های اردوغان و مشی سیاسی و حزبی او، می‌توان به وضوح دریافت که او غالباً در موقعیت‌های بحرانی، به سمت عبارات و شعارهای اغراق‌آمیز روی می‌آورد. اما به جرات می‌توان گفت، مفهوم «قرنِ ترکیه» یکی از جاه طلبانه‌ترین و در عین حال متناقض‌ترین مفاهیمی بوده که در سخنان چند سال اخیر او بیان شده است.

این مفهوم، بر اساس توضیحات چهره‌های مشهور اتاق فکر حزب عدالت و توسعه، دربردارنده چشم‌انداز ترکیه برای تبدیل‌شدن به کشوری قدرتمندتر در قرن دوم جمهوری است.

اما مفهوم «عصرِ ترک» با محتوا و چشم‌اندازی فراتر از مرزهای ترکیه، برجسته‌سازی جهان ترک و همکاری میان دولت‌های ترک‌زبان، اساساً فاز دیگری دارد.

با این وجود هر دو مفهوم، حاوی دو تناقض بزرگ هستند:الف) اردوغان در شرایطی از قرن ترکیه حرف می‌زند که تورم روزافزون، فرسایش نهادی، ناکارآمدی سیاسی حزب حاکم و دولت و بسیاری از مشکلات دیگر، ترکیه را با معضلات بزرگی مواجه کرده و احزاب مخالف، مداوماً بر این نکته تاکید می‌کنند که آکپارتی، علاوه بر محبوبیت و جایگاه اجتماعی، مشروعیت خودش را هم از دست داده و لازم است هر چه زودتر انتخابات پیش از موعد برگزار شود.

علاوه بر این مشکلات داخلی، در حوزه سیاست خارجی، واردات انرژی، تنظیم روابط بین دو قطب غرب و شرق و همچنین بلاتکلیفی در روند عضویت در اتحادیه اروپا، ترکیه عملاً در ابهام استراتژیک قرار گرفته است.

ب) اردوغان در فضایی از «عصرِ ترک» حرف می‌زند که اتفاقاً یکی از مهمترین کشورهای حوزه‌ای که اردوغان و باغچلی آن را «جهانِ ترک» می‌نامند، در انتقاد به سیاست‌ها و رویکردهای قیم مآبانه آنکارا، از سفر به ترکیه خودداری کرده است.

علاوه بر این، همچنان که در سال 2025 میلادی مشاهده کردیم، ترکمنستان، قزاقستان و ازبکستان، در دیدار با مقامات اتحادیه اروپا، آشکارا از سیاست ترکیه در جزیره قبرس انتقاد کرده و از ضرورت احترام نهادن به حاکمیت ملی قبرس واحد حرف زدند و این در حالی است که همان کشورها، در سازمان کشورهای ترک زبان، در کنار قبرس ترک نشین حضور دارند و این یکی از مهمترین اختلافات و تناقض‌های داخلی سازمان است. 

از حیث زمان بندی و تقویم سیاسی، مفهوم «قرن ترکیه» در اکتبر 2022 به‌ عنوان یک سند و برنامه سیاسی معرفی شد. یعنی در همان زمانی که اردوغان و تیم او متوجه شدند که هیچکدام از اهداف سند موسوم به چشم‌انداز 2023 ترکیه محقق نشده، این بار شعار بزرگتری به نام قرن ترکیه را مطرح کردند.

اما حالا و در شعار جدید «عصرِ ترک» با اضافه‌شدن یک لایه پان‌ترکی به پروژه ملی‌گرایانه و توسعه‌طلبانه نمادین دولت اردوغان روبه‌رو هستیم.

به عبارتی دیگر، اردوغان دیگر صرفاً از آینده جمهوری ترکیه سخن نمی‌گوید، بلکه می‌کوشد ترکیه را در مرکز یک حوزه تمدنی و فرهنگی بزرگ‌تر قرار دهد و این همان چیزی است که در سیاست خارجی ترکیه طی سال‌های اخیر در قالب مفهوم جهان ترک برجسته شده است.

بُعد دوم اهداف اردوغان، پیوندزدن رهبری ترکیه با یک پروژه فراملی و تباری است. از دید اردوغان و آکپارتی، ترکیه در این روایت فقط یک کشور موفق نیست؛ کشوری است که می‌تواند موتور هماهنگی و سازمان‌دهی یک فضای ژئوپلیتیکی گسترده‌تر باشد و خود را محور یک بلوک منطقه‌ای می‌داند.

نکته مهم اینجاست که تبدیل یک مفهوم فرهنگی به ادعایی درباره آینده نظم منطقه‌ای و جهانی، با طرفیت‌های سیاسی – اقتصادی ترکیه و دیگر اعضای سازمان دولت‌های ترک، منطبق نیست و در تابلوی کلان منطقه و جهان، بسیار اغراق‌آمیز به نظر می‌رسد.

یعنی اگر مفهوم عصر ترک، صرفاً به معنای افزایش همکاری فرهنگی، آموزشی، تجاری و حمل‌ونقلی محدود بین چند کشور عضو یک سازمان باشد، یک هدف قابل فهم است.

اما اگر به معنای ورود جهان ترک به جایگاه یکی از مراکز تعیین‌کننده نظم جهانی تلقی شود، ادعایی بسیار بزرگ‌تر در شرایط عینی این کشورها است.

حتی اگر بخواهیم این ادعا را با معیارهای اقتصادی بنگریم، می‌توانیم به وضوح ببینیم که بر اساس برآورد بانک جهانی، ترکیه با تولید ناخالص داخلی 1.6 تریلیون دلاری در سال 2025 میلادی، در حد یک کشور متوسط باقی مانده، اما با این حال، در خوشبینانه‌ترین شرایط، با تورم 34 درصدی روبروست و این وضعیت با تصویر یک اقتصاد باثبات و آماده رهبری یک بلوک اقتصادی بزرگ، فاصله زیادی دارد. 

علاوه بر موضوع اقتصاد و ظرفیت مالی، باید به این موضوع نیز بپردازیم که آیا جغرافیای موسوم به جهان ترک، واقعاً یک بلوک ژئوپلیتیکی است؟ طرح این سوال از این جهت اهمیت دارد که حتی اهداف بلندپروازانه و تبلیغاتی جنجالی این گروه مانند ایجاد الفبای مشترک، هنوز هم به نتیجه نرسیده است.

از این گذشته، سازمان دولت‌های ترک شامل ترکیه، جمهوری آذربایجان، قزاقستان، قرقیزستان و ازبکستان دو عضو ناظر دیگر یعنی ترکمنستان و مجارستان و عضو غیررسمی دیگری به نام جمهوری ترک قبرس شمالی، از نظر زبان، تاریخ و برخی علایق فرهنگی پیوندهایی دارند، اما از نظر ساختار اقتصادی، نظام سیاسی، منافع امنیتی و جهت‌گیری ژئوپلیتیکی یکسان نیستند.

به عنوان مثال، قزاقستان سیاست خارجی چندجانبه و متوازن خود را دنبال می‌کند و نمی‌خواهد در یک مدار انحصاری قرار گیرد. ازبکستان به دنبال افزایش استقلال اقتصادی و دیپلماتیک و حفظ انعطاف در روابط خارجی است.

جمهوری آذربایجان پیوند راهبردی بسیار مهمی با ترکیه دارد، اما سیاست خارجی و امنیتی خاص خود را نیز دنبال می‌کند و با رژیم صهیونیستی روابط نزدیکی دارد.

ترکمنستان بی‌طرفی دائمی را در سیاست خارجی خود حفظ کرده است. قرقیزستان از نظر اقتصادی و امنیتی با محدودیت‌هایی روبه‌رو است که با موقعیت ترکیه قابل مقایسه نیست.

مجارستان در دوران جدید و پس از اوربان، تمایل چندانی به همراهی ندارد و قبرس ترک نیز رسماً اعلام کرده که ایده دولت واحد را دنبال می‌کند و از آرمان استقلال، عقب نشینی کرده است.

بنابراین، اشتراک زبانی و فرهنگی الزاماً به معنای وحدت راهبردی نیست. این کشورها ممکن است در زمینه حمل‌ونقل، تجارت، انرژی، آموزش و فرهنگ همکاری کنند، اما این به‌خودی‌خود یک بلوک سیاسی ـ نظامی یا اقتصادی یکپارچه نمی‌سازد. بنابراین نه تنها تثبیت نقش ترکیه به‌عنوان مرکز ارتباطی و سیاسی جهان ترک، بلکه طرح این ادعا که ترکیه و کشورهای ترک‌زبان می‌توانند در آینده نظم جهانی سهمی فراتر از وزن فعلی خود داشته باشند، سرشار از ابهام است و چارچوب منطقی و باورپذیری بالایی ندارد. انتهای پیام/