در تاریخ معارف اسلامی، مناظرات و گفتوگوهای اصحاب پیامبر(ص) همواره چراغی بوده است بر تاریکخانهی شبهات. یکی از درخشانترین این مواجهات، گفتوگوی تند و بیپرده میان ابنعباس و معاویه است؛ آنجا که معاویه در سودای تخریب جایگاه علمی و معنوی امیرالمؤمنین(ع) برآمد، اما در برابر سیل خروشان آیات الهی که ابنعباس بر حقانیت علی(ع) جاری میکرد، تنها راهی جز عقبنشینی نیافت. این واقعه تاریخی که در «بحار الانوار» ثبت شده، بیش از آنکه یک مجادله کلامی باشد، پردهبرداری از یک حقیقت بزرگ است: قرآن و علی(ع) دو روی یک سکهاند. حجتالاسلام والمسلمین سید مهدی حسینزاده، استاد اخلاق تهران، در گفتوگویی با «صد آنلاین» ابعاد معرفتی این روایت و چرایی حضور «علی(ع)» در جایجایِ کلام وحی را تبیین کرده است.
صد آنلاین: استاد حسینزاده! روایت ابنعباس و معاویه در «بحار الانوار» بسیار تکاندهنده است. جایی که ابنعباس با قاطعیت میپرسد «کجای قرآن را بخوانم که فضل علی در آن نباشد؟». آیا این ادعای ابنعباس یک مبالغه تاریخی است یا ریشه در هندسه معنایی قرآن دارد؟
حجتالاسلام والمسلمین سید مهدی حسینزاده:
بسم الله الرحمن الرحیم. آنچه ابنعباس در آن مجلس بیان کرد، فراتر از یک بحث سیاسی یا دفاع از شخصیت یک رهبر است؛ این بیانگر یک اصل بنیادین در فرهنگ تشیع است: «قرآن ناطق و قرآن صامت».
ببینید، قرآن کریم دارای ظاهر (تلاوت) و باطن (تأویل) است. پیامبر اکرم(ص) فرمودند: «علیٌ مَعَ القُرآنِ وَ القُرآنُ مَعَ عَلی». این همراهی یعنی در هر کجا که حقیقت توحید، عدل، هدایت و کمال الهی مطرح باشد، «علی» مصداق اکمل و بارز آن است. ابنعباس در آن مناظره نمیخواست بگوید که همه آیات درباره شخصیت اجتماعی علی(ع) است، بلکه میخواست این نکته را گوشزد کند که علی(ع) «مفسرِ زنده» و «تجسمِ عینی» آیات خداست. وقتی آیه از «هادی» میگوید، وقتی از «اهلبیت مطهر» سخن میگوید، یا از «حبلالله» دم میزند، مصداقِ تام و تمام آن در سیرهی علی بن ابیطالب(ع) متبلور است. لذا این ادعا، مبالغه نیست؛ بلکه پردهبرداری از پیوند ذاتی بین کلام خدا و ولیّ خداست.
صد آنلاین: یکی از نکات برجسته این روایت، ارجاع ابنعباس به آیات مختلفی است؛ از آیاتی که ولایت را اثبات میکند تا ماجرای مباهله و حتی سوره زلزله. به نظر شما چرا معاویه تا این حد از این بازخوانیها عصبانی بود؟
حجتالاسلام والمسلمین حسینزاده:
چون معاویه به دنبال «تفسیر به رأی» و جدا کردن قرآن از عترت بود. او میخواست قرآن را به یک کتاب بیطرف و بیخطر برای حکومتش تبدیل کند. وقتی ابنعباس ثابت میکند که حتی سورههایی که به ظاهر روایی یا توصیفی هستند، به نحوی با فضائل و شئون ولایی امیرالمؤمنین(ع) گره خوردهاند، در واقع «مشروعیت» معاویه را زیر سؤال میبرد.
صد آنلاین: بسیاری از جوانان امروزی وقتی این روایت را میخوانند، ممکن است بپرسند چگونه «سوره زلزله» فضیلت علی(ع) محسوب میشود؟ اگر بخواهیم این نگاه ابنعباس را به نسل امروز منتقل کنیم، چه پیامی دارد؟
حجتالاسلام والمسلمین حسینزاده:
پیام این روایت این است که «قرآن را بدون امام نبینید». اگر شما قرآن را بخوانید اما به ولایت نرسید، مثل کسی هستید که نقشه راه را دارد اما بلد نیست چگونه حرکت کند. ماجرای سوره زلزله در کلام ابنعباس، نمادِ قدرتِ ولایت بر عالم ماده است.
درسِ این روایت برای امروز ما این است که هر جا حقیقتی از کمال، عدالت و تقوا در قرآن ستایش شده، مصداقِ آن امیرالمؤمنین(ع) است. ابنعباس به ما یاد میدهد که با قرآن «زندگی کنیم»؛ نه اینکه فقط آن را تلاوت کنیم. وقتی آیه «وَ اعتَصِموا بِحَبلِ الله» را میخوانیم، باید بدانیم که این «حبلالله» یعنی ولایت علی(ع)؛ یعنی چنگ زدن به دامان کسی که هیچگاه از مسیر حق منحرف نشد. این نگاه، قرآن را از یک کتاب موزهای به یک کتاب «حیاتبخش» تبدیل میکند.
صد آنلاین: در پایان، اگر بخواهید عصاره این مناظره تاریخی را برای مخاطبان ما خلاصه کنید، چه میفرمایید؟
حجتالاسلام والمسلمین حسینزاده:
خلاصه همان جمله معاویه است که از روی عجز گفت: «ابنعباس راحت بگو تا قرآن باشد، علی هم خواهد بود». ما امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند این پیوندیم. رمز ماندگاری و پویایی فرهنگ دینی ما در همین است که قرآن و عترت را از هم جدا ندانیم. اگر کسی میخواهد قرآن را بفهمد، باید آینه فضائل علی(ع) را در برابر چشمانش قرار دهد. امید که ما هم در تلاوتهایمان، نه تنها کلمات، که «روح قرآن» را که در ولایت علی(ع) تجلی یافته، درک کنیم.
صد آنلاین: سپاس از وقت و تبیین عمیق شما.
حجتالاسلام والمسلمین حسینزاده:
توفیق خدمت به معارف اهلبیت(ع) نصیب همه ما باشد. السلام علیکم و رحمة الله.