میراث کوروش بزرگ

علیرضا عسکری چاوردی

میراث کوروش بزرگ به عنوان بنیانگذار سلسله هخامنشی در حوزه پارسه و پاسارگاد بر اندیشه و مبانی فکری این شخصیت تاریخی شکل گرفته است.

جهان بینی وی از حکومت بر اندیشه دیگر پادشاهان هخامنشی به ویژه داریوش یکم تاثیر گذاشت و داریوش تلاش کرد نه تنها مبانی فرهنگی کوروش بزرگ را ادامه دهد بلکه مکتبی علمی به وجود آورد تا اندیشه‌های بنیانگذاران سلسله هخامنشی در روند مناسب تری توسعه یابد.

به همین دلیل در پارسه پاسارگاد به عنوان موطن و خاستگاه هخامنشیان، شهرهای بزرگ «پاسارگاد» و «پارسه» بنیان نهاده شد. خط پارسی باستان اختراع شد و سیستم‌های مهندسی آبیاری، ساختمان سازی، کشاورزی، اقتصادی و مالی همراه با شبکه بزرگ راه‌ها ایجاد شد. نظام‌های مدیریتی از سطح محلّی و منطقه ای نیز به سیستم‌های فراسرزمینی ارتقاء یافت و جهان شمول شد. دروازه شهرها به روی مسافران گشوده و دروازه هر شهر به عنوان سمبل فرهنگی و کارکردی آن شهر و حکومت معرفی شد. در واقع دروازه شهرها معرف نوع ایدئولوژی و دیدگاه حکومت شد. 

دروازه شهرهای پاسارگاد، پارسه و تخت جمشید به صورت سمبلیک با نقوش ترکیبی هنرهای شرقی برگرفته از الگوهای هنری کهن ترین تمدن‌های جهان باستان تزئین شد. با نگارش کتیبه دروازه همه ملل در تخت جمشید، فرهنگ هخامنشی درهای خود را برای ملل مختلف جهان باز کرد و افق توسعه و پیشرفت خود را در مقیاس بین‌المللی قرار دارد. دروازه پاسارگاد با نقش برجسته‌های ترکیبی، برگرفته از سنت‌های کهن میان رودانی و عیلامی و مهم‌تر، دروازه مکشوفه جدید یعنی دروازه «پردیس پارسه»، نشان داد که مقیاس تمدنی هخامنشی بر الگوی جهانی استوار بود.

اصالت و انسجامی که در عناصر پارسه از تختگاه تخت جمشید تا نقش رستم، از دروازه پردیس پارسه و بناهای واقع در «مجموعه فیروزی»، بویژه دروازه مکشوفه در تل آجری تا برزن جنوبی تخت جمشید و تا شهر استخر دیده می‌شود را می‌توان یک واحد منسجم شهری در پیوند با رود سیوند، تنگ بلاغی و پاسارگاد، به عنوان هسته مرکزی و اصالت بخش و منشاء فرهنگی یک سازمان جهانی یعنی هخامنشیان در نظر گرفت.

 این هسته مرکزی یعنی پارسه، محل تولد فرهنگ کلاسیک ایران یعنی کشور ایران و زادگاه ایده فرهنگ ایران شد. آرمان جهانی در هسته مرکزی فرهنگ ایرانی در پارسه متولد شد که تا به امروز هویت و بنیان هستی فرهنگ ایرانیان را به خود وابسته کرده است.

این بنیان فرهنگی در روایات‌های اسطوره ای پس از هخامنشی تدوام یافت و به یک جریان فرهنگی در شعر، ادبیات و داستان‌های حماسی ایرانیان تبدیل شد. آرمان و ایده ایرانیان با همگرائی و وحدت فرهنگی به موضوع سمبلیک «از واقعیت تا ایده ایران»، به عنوان پل فیروزه بین شرق و غرب، موضوعی بنیادین است که هسته مرکزی این آرمان در بنای تخت جمشید در قرن ششم و پنجم پیش از میلاد نهادینه شد.

تخت جمشید نظام معرفتی ایرانیان است که بنیان آن بر هنر، صلح و دوستی بنا شد. نخستین بنای کلاسیک جهان در تاریخ و تمدن بشر که درست برای صلح با زبان هنر بنا شد. دانشمندان ایرانشناس مطالعات هخامنشی در دانشگاه‌های مختلف جهان امروز به نتیجه رسیده اند که این بنای باشکوه هنری برای نمایش هنر و صلح جهانی بنا شد و زبان همه الواح آن، نگارشی هنرمندانه از واقعیت‌های انسانی، اخلاق مدارانه با اتکاء به نظام توحیدی، اعتقادی و فرهنگی جهان باستان است.

از نظر هویت فرهنگی، تخت جمشید نه تنها اقوام سرزمین امروز ایران را به هم گره زد، بلکه پیوند دهنده انسجام ارضی سرزمین ایران با مردمان آسیا در دوره باستان است و این پیوند و انسجام ارزشمند، با زبان هنر با وحدت ایران فرهنگی در طول تاریخ امتداد یافت.

مردمان چهارگوشه ایران امروز در آذربایجان، سیستان و بلوچستان، خراسان و خوزستان، تخت جمشید را متعلق به خود می دانند چون با تخت جمشید در تاریخ پیوند دارند. مردم ایران فلسفه وجودی خود را در حفظ فرهنگ ملی ایران منسجم می پندارند. چون تخت جمشید، وحدت ارضی سرزمین ایران امروز را با هویت ملی کهن آنها معنا و مفهوم بخشید. این وحدت ملی میراث تاریخی ایرانیان است و ریشه در بنیان‌های تاریخی این سرزمین کهنسال دارد.

پیوندهای خویشاوندی هسته مرکزی ایران بزرگ فرهنگی با همسایگانش از شرق و غرب و شمال و جنوب نیز هویت فرهنگی شرق در برابر غرب را در دوره باستان به خود وابسته کرد. این پیوندها، قرن‌ها بر روح و جان ایرانیان در نسبت خویشاوندی خود با کشورهای خاورمیانه نقش آفرینی کرد. بسیاری از کشورهای امروز خاورمیانه، میراث برجای مانده از دوره باستان ایران هستند و بخش اعظم پیوندهای فرهنگی امروز ایران با کشورهای خاورمیانه به همان ابعاد تاریخی آنها در محدوده قلمرویی عصر هخامنشیان باز می‌گردد.

در دوره هخامنشی، بیش از ۳۰ ایالت تحت قلمرو ایران باستان قرار داشتند. با وجود تفاوت‌های فرهنگی میان این ایالت‌ها و فرهنگ رسمی حکومت، هخامنشیان با توسعه شبکه‌های ارتباطی و خلق نمادهای سمبلیک در چارچوب ایدئولوژی حکومتی، کوشیدند زمینه‌های همگرایی و قرابت فرهنگی را تقویت کنند و از این طریق، انسجام سرزمینی و سیاسی را در ساختار حکومت خود پدید آورد.

مفهوم ایران فرهنگی تاریخی به یک موضوع واحد ختم نمی‌شود. بلکه ایران مجموعه ای از مفاهیم را شامل می‌شود که مصادیق آن در موقعیت مکانی و فرهنگی ایران باستان در تخت جمشید قابل شناسایی و درک است.