دنی کارواخال پس از ۴۵۱ بازی با پیراهن رئال مادرید و کسب ۲۷ جام، سرانجام به دوران حضورش در این باشگاه پایان داد و راهی ختافه شد. این مدافع اسپانیایی پس از چهار ماه و ۲۴ روز دوری از مسابقات رسمی، در تاریخ ۱۹ اکتبر برابر رایو وایکانو برای تیم جدیدش به میدان رفت؛ مسابقهای که با تساوی یک بر یک به پایان رسید. او در ادامه نیز در شکست سنگین چهار بر صفر ختافه مقابل اتلتیک بیلبائو در ترکیب اصلی قرار گرفت.
کارواخال که حالا در ۳۴سالگی فصل تازهای از دوران حرفهای خود را تجربه میکند، در گفتوگویی مفصل با روزنامه آاس، از انگیزهاش برای ادامه فوتبال میگوید و تأکید میکند که هنوز هم عشق به این ورزش مهمترین عامل حضورش در زمین است.
تابستان متفاوتی را پشت سر گذاشتی. این دوران را چطور سپری کردی؟
خیلی تمرین کردم؛ واقعاً زیاد. چند هفتهای با همسرم به سفر رفتم، اما بقیه زمان را از دوشنبه تا جمعه تمرین میکردم و آخر هفتهها را آزاد میگذاشتم. آماده بودم که اگر هر لحظه پیشنهادی دریافت کردم، بتوانم تصمیم بگیرم. آخر هفتهها هم برای اینکه مجبور نباشیم همراه بچهها همه اعضای خانواده را جابهجا کنیم، در خانه میماندیم. در لاسروساس با خوسلو و مربیان فدراسیون فوتبال اسپانیا تمرین میکردم.
حتی سراغ ورزشهای دیگری مثل کیکبوکسینگ هم رفتی...
امسال بهاندازه قبل انجامش ندادم، اما دوستی دارم که مربی است و واقعاً حسابی تمرین میکردیم! (میخندد) البته همیشه کلاه محافظ داشتیم. واقعاً به هم ضربه نمیزنیم؛ او ترکیب ضربات را به من آموزش میدهد و در نهایت هم آسیبی نمیبینیم. چون اگر من ضربهای بزنم، باید یکی هم دریافت کنم! (میخندد)
تمرین انفرادی حتماً دشوار است و شرایط عجیبی دارد.
بله، این موضوع را احساس کردم؛ بهخصوص وقتی به ختافه آمدم. وقتی بهتنهایی تمرین میکنی، آن حسوحال بازی با توپ را از دست میدهی، هرچند خیلی زود دوباره به دستش میآوری. فوتبال ورزشی پربرخورد است؛ باید از دستهایت استفاده کنی، تنه بزنی و بدنت را درگیر کنی. تقریباً همهچیز به غریزه بستگی دارد. توپ اینجاست، آنجا میرود و سرعت اتفاقات بسیار بیشتر از زمانی است که تنها تمرین میکنی. تمرین انفرادی بیشتر برای آمادگی هوازی است تا اگر فرصت بازی پیش آمد، آماده باشی؛ اما آمادگی و هماهنگی واقعی با توپ فقط از طریق بازی کردن به دست میآید.
در ۳۴سالگی، وقتی باید بازیکنانی مثل نیکو ویلیامز یا رافینیا را مهار کنی، بیشتر از همه چه تغییری را احساس میکنی؟
با تجربهات این مسئله را جبران میکنی. بهتر میدانی کجا قرار بگیری، چطور جلوی حرکت بازیکن را بگیری و بسته به حریفی که مقابلت قرار دارد، چه تصمیمی بگیری؛ مثلاً چه زمانی از پشت به او فشار بیاوری یا اگر بازیکن بسیار سریعی است، کمی فضای بیشتری در اختیارش بگذاری.
این ویژگیها با افزایش سن به دست میآیند؛ همانطور که مقداری از سرعت نهایی و شتابت را از دست میدهی. فوتبالیستهای نسلهای اخیر خیلی بهتر از خودشان مراقبت میکنند و در سنین بالاتر هم به اوج عملکردشان میرسند. آخرین برندگان توپ طلا بازیکنانی بالای ۳۰ سال بودهاند؛ مثل مودریچ، مسی و کریستیانو رونالدو. بیشتر نامزدهای نهایی این جایزه هم در همین گروه سنی قرار دارند. هری کین همسن من است.
وقتی بازی نمیکردی، چطور با اشتیاقت به فوتبال کنار میآمدی؟
عشق به فوتبال از روزی که به دنیا آمدهام، در وجودم بوده است. همین موضوع نقش مهمی در تصمیمم برای ماندن در اسپانیا و پیوستن به ختافه داشت. من عاشق فوتبال هستم. جو ورزشگاه پیش از ورود به زمین در سنمامس، در بازی چند روز پیش، همان چیزی است که به من انگیزه میدهد و باعث میشود احساس کنم چقدر خوششانس هستم. میخواستم دوباره حس یک فوتبالیست را تجربه کنم و از روی علاقه بازی کنم؛ از فوتبال لذت ببرم، درست مثل زمانی که کودک بودم.
لوکا مودریچ گفته بود نمیتواند زندگی بدون فوتبال را تصور کند. یک بازیکن چه زمانی میفهمد که باید بازنشسته شود؟
من هم ترجیح میدهم خودم تصمیم بگیرم چه زمانی فوتبال را کنار بگذارم و دیگر آن احساسات را تجربه نکنم. البته ممکن است زمانی برسد که بدنت به تو بگوید دیگر توان ادامه دادن را نداری یا اشتیاق رفتن به تمرین در هر صبح را از دست بدهی.
آیا مصدومیت شدید و یک سال دوری از میادین در تصمیم تو برای ادامه فوتبال تأثیر داشت؟
تأثیر زیادی داشت. از ماه اکتبر تقریباً یک سال کامل مصدوم بودم و پس از بازگشت هم فرصت بازی مداوم پیدا نکردم. همین مسئله باعث شد بخواهم دوباره لذت فوتبال را از درون زمین تجربه کنم. این موضوع یکی از عوامل اصلی تصمیمم برای ادامه دادن بود.
با سرخیو راموس درباره شرایطش و احتمال پیوستن به ختافه صحبت کردهای؟
بله، با او صحبت کردم. به من گفت که حضورش در تیم ما دشوار است، چون پنج یا شش مدافع میانی داریم. او تصمیم گرفته به تمرین کردن ادامه دهد تا اگر فرصتی پیش آمد، آماده باشد. اگر پیشنهاد جذابی دریافت کند، برای بررسی گزینههای موجود در بازار نقلوانتقالات آمادگی دارد. راموس در نحوه تمرین و آمادهسازی خودش واقعاً فوقالعاده است.
در این رابطه بخوانید: بازگشت سرخیو راموس به مادرید؛ مذاکرات جدی شد
تو از کودکی در آکادمی رئال مادرید حضور داشتی و حتی در مراسم گذاشتن نخستین سنگ بنای والدبباس شرکت کردی. حالا که پیراهن باشگاه دیگری را پوشیدهای، چه احساسی داری؟
بعضی روزها از روی عادت، بعد از اینکه بچهها را به مدرسه میرسانم، نزدیک است مسیر را اشتباه بروم و به سمت والدبباس رانندگی کنم! (میخندد)
مراسم خداحافظی فوقالعادهای داشتم؛ یکی از بهترین تجربههای زندگیام بود. اینکه در انظار عمومی قرار بگیری و محبت هواداران رئال مادرید را احساس کنی؛ هوادارانی که بابت تمام کارهایی که انجام دادهای از تو تشکر میکنند و میگویند در آینده برگردی، برایم حتی از جامهایی که به دست آوردهام ارزشمندتر است. اینکه احساس کنی هواداران به خاطر تمام تلاشت به تو افتخار میکنند، بالاترین دستاورد است. حالا حضور در ختافه را یک چالش میدانم و برای بازی کردن بسیار هیجانزدهام.
الکلاسیکو را از بیرون زمین چطور تماشا کردی؟
استرس داشتم. به نظرم مسابقه بزرگی بود. هر دو تیم خیلی خوب بازی کردند، اما رئال مادرید عملکرد بهتری داشت و در هیچ لحظهای از جریان بازی عقب ننشست. رئال با این عملکرد قدرتش را نشان داد. تماشای مسابقه از بیرون زمین حس متفاوتی دارد، اما من آن را با پیراهن رئال مادرید تماشا کردم.
درباره احتمال حضور تو در فهرست جام جهانی صحبتهای زیادی مطرح شد. اینکه تا آستانه قهرمانی جهان پیش رفتی و بعد بدون تیم ماندی، چه شرایطی برایت رقم زد؟
زندگی همیشه آنطور که تصور میکنیم پیش نمیرود و باید با شرایط کنار بیاییم. طبیعتاً دوست داشتم در جام جهانی حضور داشته باشم و قهرمان شوم، اما بهعنوان یک اسپانیایی، خودم را قهرمان میدانم. گل فران تورس را هم مثل هر هوادار دیگری جشن گرفتم. پیدا کردن تیم هم روند طولانیای داشت، چون نمیخواستم به هر باشگاهی بروم. ثبات و آرامش همسر و فرزندانم را در اولویت قرار دادم.
با لوئیس دلافوئنته درباره تصمیمش برای دعوت نکردن تو صحبت کردی؟
بله، با سرمربی صحبت کردم و موضع او را درک میکردم. اگر در فهرست ۲۶ نفره قرار میگرفتم، بازیکن دیگری که شایستگی حضور در تیم را داشت، از فهرست کنار گذاشته میشد. با نگاه به گذشته، مشخص است که تصمیم درستی گرفته شد، چون ما قهرمان جهان شدیم. از صداقت او قدردانی میکنم؛ شرایط من به دلیل کمبود دقایق بازی ایدهآل نبود و این تصمیم را بهطور طبیعی پذیرفتم.
فدریکو والورده یکی از بهترین مدافعان کناری جهان است. او بازیکن بسیار چندپستهای است. با توجه به ویژگیهای بدنیاش، مثل جت در زمین بالا و پایین میرود، شوتهای بسیار خوبی دارد و از نظر دامنه حرکتی هم فوقالعاده است. عملکردش بسیار خوب بوده است.
پس از ۲۳ سال حضور در آکادمی و تیم اصلی رئال مادرید، خودت را در آینده بهعنوان مربی یا یکی از مدیران باشگاه میبینی؟
فعلاً از بازی کردن لذت میبرم. در آینده خدا میداند که قرار است مربی تیمهای پایه شوم، در هیئتمدیره باشگاه فعالیت کنم یا مسئولیت دیگری بر عهده بگیرم. بااینحال، بیشتر خودم را در متن کار میبینم؛ کنار زمین، در آکادمی یا در نقش مربی، چون دوست دارم فعال باشم.
از ۱۳ سال حضورت در تیم اصلی رئال مادرید، چه خاطرات ویژهای در ذهنت باقی مانده است؟
بدون شک روز معرفیام بهعنوان بازیکن رئال مادرید. روز قهرمانی در دهمین لیگ قهرمانان اروپا که آغاز یک دوره طلایی ۱۲ساله با گروهی بسیار جوان بود؛ گروهی که بازیکنان پرورشیافته آکادمی مثل ناچو، موراتا و خوسلو را هم در اختیار داشت. روز خداحافظیام را هم با علاقه زیادی به یاد میآورم.
گلزنی در فینال لیگ قهرمانان اروپا و انتخاب شدن بهعنوان بهترین بازیکن مسابقه هم باید تجربه ویژهای بوده باشد.
تجربه فوقالعادهای است، اما در ذهن من، لحظات احساسی و محبت هواداران اهمیت بیشتری دارند.
در مراسم توپ طلا چهارم شدی و بعد آن مصدومیت وحشتناک را تجربه کردی. چند بار با خودت فکر کردهای که ایکاش در آن صحنه پایت را درگیر نمیکردی؟
ما دو بر صفر جلو بودیم و بازی به دقیقه پایانی رسیده بود. اما این همان چیزی است که من هستم؛ شیوهای که کارها را انجام میدهم. مادرم بارها به من میگوید: «حالا که در ختافه هستی، آرامتر باش، انرژیات را مدیریت کن و برای هر توپی خودت را به آبوآتش نزن.» من به او میگویم که نمیتوانم این کار را بکنم؛ این شخصیت من نیست. چیزی که باعث شده چنین دوران حرفهایای داشته باشم، این است که در هر جلسه تمرین و هر مسابقه تمام توانم را به کار گرفتهام. این شیوه من برای درک فوتبال است و قرار نیست آن را تغییر بدهم.
البته زندگی همیشه بر وفق مراد نیست. مصدومیت پس از مسابقات قهرمانی اروپا ضربه سختی بود، اما باید مثبتاندیش میبودم. توانستم سالهای ابتدایی زندگی فرزندانم را در کنارشان بگذرانم، زمان زیادی را در خانه باشم و با پشت سر گذاشتن مراحل مختلف دوران نقاهت، از نظر ذهنی بسیار قویتر شوم. آن مصدومیت بزرگ باعث شد به بلوغ بیشتری برسم.
زدن پنالتی چیپ برای تعیین قهرمان یک جام؛ از قبل به این کار فکر کرده بودی یا تصمیمی ناگهانی بود؟
وقتی فهمیدم قرار است پنالتی ششم را بزنم و اگر گل کنم، قهرمان میشویم، تصمیمم را گرفتم؛ چون لوکا مودریچ هم آنجا بود و میدانست که من پنالتیهایم را به این شکل میزنم. لیواکوویچ به آن سمت شیرجه رفت و لوکا بعداً به من گفت: «اگر برای پیروزی مجبور نیستی پنالتی را گل کنی، چیپ نزن!» (میخندد) به هر حال، همهچیز خوب پیش رفت. این خاطرات و اتفاقات جالب هستند.
تو و ناچو، بهعنوان بازیکنان پرورشیافته آکادمی رئال مادرید، جامهای اروپایی بیشتری نسبت به تمام تاریخ بارسلونا کسب کردهاید. آن نسل کاستیا با حضور موراتا و خوسلو چقدر به احساس تعلق به باشگاه اهمیت میداد؟
ما در آن نسل کاستیا واقعاً خوششانس بودیم. برای رختکن، داشتن چنین حس تعلقی بسیار ارزشمند است؛ اینکه از ردههای پایینتر آمده باشی و ارزشهای آکادمی را با خودت به تیم اصلی بیاوری. هرچند امروزه رفتن مستقیم از کاستیا به تیم اصلی دشوار است، اما مسیری که من طی کردم، باعث میشود برای بازگشت احتمالی به باشگاه در آینده آمادگی بیشتری داشته باشم.
با کدام مربی احساس راحتی بیشتری داشتی؟
مربیان زیادی داشتهام و از هرکدام نکات مثبتی یاد گرفتهام، اما بیشترین مدت را با کارلو آنچلوتی کار کردم و بیشترین موفقیتها را هم با او به دست آوردم. او تقریباً مثل پدر دوم من است. در دوره دوم حضورش، رفتار او با من متفاوت بود، چون یکی از کاپیتانها بودم. او رشد من را دیده بود؛ بنابراین کارلو را انتخاب میکنم.
از مربیان دیگری مثل زینالدین زیدان، لوپتگی، ژابی آلونسو یا آربلوا هم چیزهایی یاد گرفتی؟
بله، سعی میکنم نکات مثبت را از همه آنها یاد بگیرم. من فردی هستم که بهخوبی احساسات دیگران را درک میکند و وقتی مربی باید تصمیمی بگیرد، تلاش میکنم خودم را جای او بگذارم.
اینکه رئال مادرید در این مدت جامهای زیادی نبرده، تو را ناراحت نمیکند؟
ناراحت میشوی، چون سطح انتظارات در رئال مادرید از هر باشگاه دیگری بالاتر است. دو سال بدون کسب جام گذراندن دشوار بود، بهویژه اینکه این شرایط را بهعنوان کاپیتان تجربه میکردم.
شبهای کامبک در برنابئو، زمانی که ورزشگاه به مرز جنون میرسید، چه حالوهوایی داشت؟
واقعاً حاضرم پول زیادی بدهم تا دوباره آن لحظات را تجربه کنم. باورکردنی نیست! جو ورزشگاه در آن مسابقات لیگ قهرمانان اروپا غیرقابل توصیف است. یکی از لحظات کلیدی برای من زمانی است که از بلندگوهای ورزشگاه اعلام میکنند شش دقیقه وقت تلفشده در نظر گرفته شده و ناگهان فضای ورزشگاه کاملاً تغییر میکند. همه ما بسیار خوششانس بودیم که چنین لحظاتی را تجربه کردیم.
در نیمهنهایی مقابل بایرن مونیخ، مارکو آسنسیو فقط بهاندازهای به توپ ضربه زد که توپ بهخوبی به رودریگو برسد. تیبو کورتوا هم مهارهای فوقالعادهای انجام داد. در شرایط دشواری بودیم و بهسختی دوام میآوردیم، اما ناگهان آن گل به ثمر رسید و همهچیز تغییر کرد.
وقتی به گذشته نگاه میکنی، تصور میکردی چنین دوران حرفهایای در رئال مادرید داشته باشی؟
وقتی به گذشته نگاه میکنی، متوجه میشوی که چقدر دشوار است سال به سال جایگاهت را در ترکیب اصلی رئال مادرید حفظ کنی. برای اسطورههایی مثل رائول، سرخیو راموس، مارسلو، روبرتو کارلوس، کریستیانو رونالدو و مودریچ که توانستند این کار را انجام دهند، احترام زیادی قائلم. مردم ممکن است از دیدن چهرههای تکراری کمی خسته شوند و این طبیعی است. همیشه صحبت از ایجاد تحول، هیجان خرید بازیکن جدید و تماشای عملکرد او وجود دارد. حفظ جایگاه در چنین شرایطی دشوار است و تلاش و تعهد زیادی میطلبد.
در سال ۲۰۱۲ گفته بودی وقتی برای پیوستن به بایر لورکوزن راهی آلمان شدی، برایت غذای سنتی اسپانیایی فابادا در چمدانت گذاشتند. بعدها هم به دلیل مصدومیتهای عضلانی متعدد، رژیم غذایی ویژهای را در پیش گرفتی. آیا این مسئله برای افزایش طول دوران حرفهای فوتبالیستهای امروزی اهمیت دارد؟
در سال ۲۰۲۱، پس از تکرار مشکلات عضلانی، عادتهای غذاییام را تغییر دادم. در فوتبال سطح بالا، روندی مشابه NBA شکل گرفته است؛ بازیکنان برای طولانیتر کردن دوران حضورشان در بالاترین سطح، روی مربی بدنساز، فیزیوتراپیست و متخصص تغذیه شخصی سرمایهگذاری میکنند.
یعنی دیگر فرصتی برای اینکه گاهی به خودت سخت نگیری وجود ندارد؟
برای هر کاری زمانی وجود دارد. ممکن است یکشنبه، پس از مسابقه، از مکدونالد برای خودم و بچهها غذا سفارش بدهم و از آن لذت ببرم؛ اشکالی ندارد. کریستیانو نمونهای از مراقبت دقیق و وسواسگونه از بدن است، اما میتوان در زمانهای مشخص کمی هم به خودت استراحت بدهی. میتوانی گاهی از چارچوب همیشگی خارج شوی و با دوستانت بیرون بروی؛ البته باید بدانی که چه جایگاهی داری و نماینده چه چیزی هستی.
وقتی گفته میشود فوتبالیستهای امروزی انگیزه و عطش گذشته را ندارند، این فقط یک روایت رسانهای است یا خود بازیکنان هم چنین چیزی را احساس میکنند؟
این فقط یک روایت رسانهای نیست، اما فکر نمیکنم مسئله کمبود انگیزه باشد. نسلهای جدید مثل ما فوتبال را در خیابانها تجربه نمیکنند. با این حال، وقتی وارد زمین میشوی، همه میخواهند برنده شوند.
وینیسیوس را در حال حاضر چطور میبینی؟ تو شناخت خوبی از او داری. فکر میکنی روزهای سختی را پشت سر میگذارد؟
او انسان فوقالعادهای است و شادی زیادی به رختکن میآورد. هیچوقت از به دوش کشیدن بار تیم و درخواست توپ در مسابقات دشوار تردید نکرده است؛ این ویژگی ارزش زیادی دارد. او بازیکنی است که هرگز خودش را پنهان نمیکند. فکر میکنم وینیسیوس در حال حاضر، با توجه به اخراج اخیرش و تردیدهایی که درباره حضور یا عدم حضورش در ترکیب وجود دارد، شرایط خوشایندی را تجربه نمیکند. اما او موقعیتهای پیچیدهتری را هم پشت سر گذاشته و از آنها بازگشته است. باید آرامش خود را حفظ کند. او بهتازگی قراردادش را تمدید کرده و سالهای زیادی پیش رو دارد. بازیکنی فوقالعاده است و بهزودی دوباره همان وینیسیوس مهارنشدنی را خواهیم دید.
چه چیزی هری کین را به گزینهای جدی برای کسب توپ طلا تبدیل میکند؟
او همسن من است و شایستگی کسب توپ طلا را دارد. بازیکن بسیار باهوشی است. وقتی بازیاش را میبینی، متوجه میشوی که نه بازیکن سریعی است و نه دریبلزن، اما ساختار دفاعی حریف را به هم میریزد. گاهی تا نزدیکی محوطه جریمه خودی عقب میآید تا توپ بگیرد و برای یک وینگر سریع فضا ایجاد کند. چرخشهای خوبی دارد، دید بازیاش فوقالعاده است و توانایی گلزنیاش باورنکردنی است. تا حدودی به کریم بنزما شباهت دارد، هرچند بهاندازه او یک مهاجم مرجع نیست. کین باعث میشود بازیکنان اطرافش بهتر بازی کنند.
تو کیلیان امباپه را از نزدیک دیدهای...
او یک هیولاست؛ عملکردش در الکلاسیکوی چند روز پیش فوقالعاده بود. صحنههای منتخب بازی را هم دیدهام و واقعاً نمیدانم چطور میتوان بهتر از آن او را مهار کرد. کوبارسی در چند صحنه مسیر حرکتش را بست و او را گرفت، اما کیلیان باز هم خودش را از دست او رها کرد. او با سرعتی باورنکردنی حرکت میکند، مدافعان را پشت سر میگذارد و گل میزند. از نظر ویژگیهای بدنی، یکی از قدرتمندترین بازیکنانی است که دیدهام.
و البته کریستیانو رونالدو هم هست که...
او قطعاً به رکورد هزار گل خواهد رسید و شایسته آن هم هست. کریستیانو نمونه نظم و پشتکار است. مردم بیشتر روی چند سال اخیر او تمرکز میکنند. کسانی که کریستیانو را در دوران حضورش در رئال مادرید، بهویژه در اوج دورانش، ندیدهاند، نمیدانند چه بازیکنی بود. باید از نزدیک او را میدیدند؛ بهخصوص در رختکن. او پیش از یکی از مسابقات مهم لیگ قهرمانان به من میگفت: «ببین، وقتی به محوطه جریمه نزدیک شدی، توپ را ارسال کن، چون من آنجا خواهم بود.» با خودت فکر میکردی: «خدای من، هر کسی مقابلم قرار بگیرد، از پیش رو برمیدارم و هر توپی داشته باشم، برای تو ارسال میکنم!» (میخندد) او بازیکنی بسیار تأثیرگذار و یک شکارچی واقعی در محوطه جریمه بود.
حالا ختافه دنیای متفاوتی است و چالشها هم فرق دارند.
وقتی کارم را در لومان شروع کردم، سه قهرمانی لیگ به دست آوردیم و بعد به رئال مادرید رفتم. حضور در ختافه نخستین تجربه من در تیمی است که برای بقا در لیگ میجنگد و فشار متفاوتی را تحمل میکند. میخواهم از هر پیروزی لذت ببرم و ارزش آن را مثل یک قهرمانی بدانم. اینجا احساس راحتی میکنم. بسیار خوشحالم که دوباره حس یک فوتبالیست را دارم و میتوانم بازی کنم. مطمئنم تیم از این شرایط عبور خواهد کرد و دوباره پیروز میشویم و از فوتبال لذت خواهیم برد.
پس از نتایج ضعیف اخیر، حالوهوای رختکن ختافه چطور است؟
به امتیاز نیاز داریم. در دو مسابقه اخیر ۹ گل دریافت کردهایم و باید از نظر دفاعی محکمتر شویم تا دوباره به همان ختافه سرسخت و آزاردهنده برای حریفان تبدیل شویم. نکته مثبت فوتبال این است که پنجشنبه در جام حذفی بازی داریم و یکشنبه هم در خانه مقابل سویا مسابقهای بسیار مهم پیش رو خواهیم داشت؛ مسابقهای که برای ما حکم یک فینال را دارد.
در بازی اخیر، سومین مدافع میانی در سیستم سهدفاعه بودی.
بله، در رئال مادرید هم چندین بار در این پست بازی کردهام. سرمربی با من صحبت کرد و من به او گفتم: «میتوانی مرا در پست وینگبک چپ، هافبک هجومی یا هر جای دیگری که فکر میکنی میتوانم بیشترین کمک را به تیم بکنم، قرار بدهی. من آمادهام.» من همیشه به تصمیمات تاکتیکی احترام میگذارم.
در پایان، آیا هواداران لگانس به خاطر پیوستنت به ختافه تو را بخشیدهاند؟
خب... (میخندد) بین دو باشگاه رقابت وجود دارد، چون همسایه یکدیگر هستند، اما در نهایت، دستکم در حال حاضر، سطح دو تیم متفاوت است. فکر میکنم ختافه در مقطع فعلی بیشتر از هر تیم دیگری به بازیکنی در پست من نیاز داشت. از اینکه دوباره حس یک فوتبالیست را دارم، واقعاً بسیار خوشحالم. کسانی که مرا میشناسند، میدانند وقتی قرارداد امضا کردم، لبخندی از این گوش تا آن گوش روی صورتم بود.
همچنین بخوانید: درس بزرگ کین به امباپه و یامال/ پیام شاهزاده هری برای دو مدعی مغرور؛ در سکوت بدرخش!