اکتبر سال ۱۹۶۲ میلادی، جهان بیشتر از هر زمان دیگری در آستانه جنگ جهانی سوم قرار گرفت. حمله ارتش انقلابی کوبا به هواپیمای آمریکایی که به سقوط هواپیمای نظامی و کشته شدن خلبان انجامید، شوروی و آمریکا را به گونهای بیسابقه روبروی یکدیگر قرار داد.
وجود موشکهای شوروی در خاک کوبا خط قرمز آمریکا بود و خروشچف رهبر اتحاد جماهیر شوروی، با بیتوجهی به اخطارهای کندی رئیس جمهوری آمریکا، با استقرار این موشکها در خاک کوبا به استقرار موشکهای آمریکا در خاک ترکیه و اروپای غربی واکنش نشان داد، چون موشکهای آمریکا در فاصلهای نسبتاً نزدیک به مرزهای شوروی مستقر شده بود. رسانههای جهان آماده گزارش شروع جنگی خطرناک بین جهان کمونیستی به رهبری شوروی و جهان سرمایهداری به رهبری آمریکا بودند؛ جنگی که به آسانی میتوانست به نبردی اتمی بدل شود و حیات بشریت را بر روی کره زمین با خطری اساسی روبرو کند. بهانه این جنگ کشور کوچکی در مرزهای آمریکا به نام کوبا و انقلابیون حاکم بر آن به رهبری فیدل کاسترو بود. در این بحران، کشورهای مختلف خواهان فروکش کردن اختلاف بین دو قدرت جهانی بودند. دولت ایران هم با وجود نزدیکی به آمریکا، موضعی بی طرفانه راجع به این بحران داشت و روزنامه های رسمی،از جمله روزنامه اطلاعات ، خبر را بدون جانب گیری خاصی گزارش می کردند. پایان نفوذ آمریکا در کوبا کوبا جزیرهای کوچک در برابر ایالت متحده آمریکاست که فقط ۱۵۰ کیلومتر فاصله دریایی با ایالت فلوریدای آمریکا دارد. آمریکا در دوران قبل از انقلاب کوبا، این کشور را به حیاط خلوت خود بدل کرده بود.صاحبان مزارع نیشکر کوبا شکر قهوهای تولید شده را به قیمت ارزان به کمپانیهای آمریکایی میفروختند. این کمپانیها طی یک فرآیند ساده، شکر وارداتی کوبا را تبدیل به شکر سفید میکردند و با بهایی بسیار بیشتر میفروختند. کمپانیهای آمریکایی، با اعمال نفوذ، مانع از انجام این فرآیند در خاک کوبا میشدند و به این ترتیب، سهم بیشتر شکر کوبا نصیب آمریکا میشد. همچنین آمریکاییها در کوبا مراکز قمار و خوشگذرانی ساخته بودند. به این خاطر، این کشور کوچک همسایه با آمریکا، تبدیل به مرکزی برای فساد مردم آمریکا شده بود.دولت آمریکا با حمایت از رژیم باتیستا در کوبا مانع هرگونه تحول در این کشور شده بود. سرانجام، انقلابیون کوبا به رهبری فیدل کاسترو در سال ۱۹۵۹ میلادی توانستند هاوانا را تصرف کنند و با پایان دادن به دیکتاتوری باتیستا، دولتی انقلابی در کوبا تشکیل دهند و به سیاست وابستگی به ایالات متحده آمریکا پایان دهند. تلاش آمریکا برای سرنگونی کاسترو سقوط حکومت باتیستا در کوبا برای آمریکا امری غیرقابل قبول بود. مردمان جزیرهای کوچک، در کنار مرزهای آمریکا، دولت مورد حمایت این قدرت جهانی را سرنگون کرده بودند . به همین خاطر، دولت آمریکا سازمان سیا را مأمور طراحی عملیاتی برای سرنگونی حکومت کاسترو کرد. طرح سازمان سیا در پایان دوره ریاست جمهوری آیزنهاور تصویب شد، ولی در زمان دولت کندی به مرحله اجرا رسید. در مارس سال ۱۹۶۱ کوباییهای تبعیدی « شورای انقلابی کوبا» را به رهبری خوزه کاردونا، نخست وزیر سابق کوبا، در شهر میامی ایالت فلوریدا تشکیل دادند. قرار بر این بود که کوباییهای تبعیدی با کمک مالی و تسلیحاتی آمریکا،حملهای را از طریق خلیج خوکها در کوبا انجام دهند و پس از پیروزی دولتی به رهبری کاردونا در کوبا تشکیل شود. ضدانقلابیون کوبا توسط آمریکا آموزش دیدند و تجهیز شدند ولی حمله آنها به کوبا که با حمایت همه جانبه آمریکا در روزهای ۱۷ تا ۱۹ آوریل ۱۹۶۱ میلادی انجام شد، با شکست مفتضحانهای برای سازمان سیا و مخالفان کاسترو پایان یافت و ۱۰۱ نفر از مهاجمان کشته و ۱۱۸۹ نفر از آنها اسیر شدند. بعدها دولت انقلابی کوبا در عوض دریافت ۲۵ میلیون دلار غذا و دارو از آمریکا ۱۱۶۹ اسیر این نبرد را آزاد کرد. استقرار سامانه موشکی شوروی در کوبا نتیجه عملیات ناکام آمریکا در خاک کوبا، اتحاد دولت انقلابی کاسترو با اتحاد جماهیر شوروی بود. تا زمان قبل از عملیات خلیج خوکها، روابط گرمی بین دولت کوبا و شوروی وجود داشت، اما از این زمان به بعد، کاسترو، به صورت علنی، در جهت اتحاد نظامی و سیاسی با شوروی حرکت کرد. این اتحاد، یک فرصت طلایی برای خروشچف رهبر اتحاد جماهیر شوروی جهت تحت فشار قرار دادن آمریکا بود. دولت کوبا برای اینکه دوباره هدف حمله یا توطئه دولت آمریکا قرار نگیرد موافقت کرد تا سامانه موشکی بالستیک میانبرد شوروی در خاک کوبا مستقر شود. برای شوروی هم این عمل پاسخی بر قرار گرفتن سامانه موشکی آمریکا در اروپای غربی و به ویژه ترکیه بود.در تابستان سال ۱۹۶۲ شوروی انتقال محرمانه تجهیزات نظامی، متخصصان و موشکهای بالستیک را به کوبا شروع کرد. در ۱۴ اکتبر همان سال هواپیماهای شناسایی آمریکا از انتقال موشکهای شوروی به کوبا مطلع شدند. از این روز بحران موشکی کوبا جهان را در آستانه جنگ جهانی سوم قرار داد. در آستانه نبردی هستهای روز ۲۲ اکتبر کندی در یک سخنرانی تلویزیونی اعلام کرد که شوروی در کوبا موشکهای هستهای مستقر کرده است. وی به ناوگان نظامی آمریکا دستور «قرنطینه دریایی» کوبا را صادر کرد. بلافاصله نیروی دریایی آمریکا کوبا را محاصره کرد تا مانع ورود و خروج کشتیها به کوبا شود. همزمان نیروهای نظامی آمریکا در حالت آمادهباش قرار گرفتند. در مقابل شوروی هم نیروهای نظامی را در منطقه داشت. در این بین، روز شنبه ۲۷ اکتبر یک هواپیمای نظامی آمریکا با آتش نیروهای انقلابی کوبا ساقط و رودلف اندرسون خلبان هواپیما کشته شد. این اتفاق به منزله قرار دادن دو قدرت جهانی در آستانه جنگی خطرناک بود. سخنان تهدید کننده از دو طرف به گوش میرسید و ناقوس جنگ در رسانههای جهان به صدا درآمده بود. توافق ۲ قدرت در همین روز،رابرت کندی، برادر رئیس جمهوری و دادستان کل آمریکا، در دیداری محرمانه با آناتولی دوبینین، سفیر شوروی در واشنگتن، از تمایل آمریکا برای پایان دادن به این اختلاف خبر داد و به نماینده شوروی گفت که دولت آمریکا در نظر دارد که سامانه موشکهای ژوپیتر را از ترکیه برچیند به شرط آنکه این کار به عنوان بخشی از معامله بین دو کشور در رسانهها مطرح نشود. سرانجام، خروشچف پیشنهادی مطرح کرد که کندی آن را پذیرفت. بر اساس این پیشنهاد شوروی سامانه موشکی خود را از کوبا جمعآوری میکرد و در عوض آمریکا پذیرفت که سامانه موشکیاش را ،چندی بعد و بی سر وصدا، از ترکیه جمعآوری کند و به عملیات جنگی و محاصره دریایی کوبا پایان دهد. به این ترتیب، دو کشور از آستانه جنگ خارج شدند و قرار بر این شد که یک خط ارتباطی سیاسی مستقیم بین دو کشور ایجاد شود تا از وقوع هرگونه جنگ یکباره و ناخواسته بین دو قدرت جلوگیری کنند. همچنین این اتفاق باعث شد تا آمریکا، شوروی و بریتانیا پیمان منع آزمایش هستهای در جو، ماورای جو و زیر آب را امضاء کنند که قدمی ابتدایی برای محدود کردن رقابت تسلیحاتی بین غرب و شرق به حساب میآمد. پیام کاسترو کاسترو از این مذاکرات مهم کنار گذاشته شد و دو قدرت بدون در نظر گرفتن نظر کوبا، که بر سر آن اختلاف داشتند و در آستانه جنگ قرار گرفته بودند، به توافق رسیدند و سامانه موشکی شوروی که سد دفاعی دولت انقلابی کوبا بود، از این کشور برچیده شد. در پی این رخدادها، مشخص شد که قدرتهای جهانی بدون در نظر گرفتن کشورهای متحد خود، بر سر منافع کشورشان، حاضرند متحدانشان را معامله کنند. کاسترو در پیامی بر پافشاری بر موضع انقلابی کشورش تأکید کرد و نوشت: « در هنگامی که کشور ما از طرف آمریکاییها محاصره شده و زندگی کودکان ما هر لحظه تهدید میشود و شبح جنگ جهانی در افق نمودار شده است مایلیم به جهانیان اعلام کنیم که ملت ما هیچگونه کینهای از آمریکاییها به دل ندارد. اما ملت ما که آزادی خود را بیش از زندگی خویش دوست دارد به سوگندی که به آن عهد و پیمان بستهایم پاسخ خواهد داد؛ ما در راه وطن جان فدا میکنیم، ما پیروز خواهیم شد. مردن در راه وطن زندگی کردن جاویدان است. هر مهاجمی که به خاک ما قدم گذارد کشته خواهد شد و هر کوبایی که هنگام دفاع از سرزمین خود شهید شود مایه افتخار کشورش میشود. مهاجمین در حمله به خاک ما متحمل تلفات سنگینی خواهند شد زیرا ما غافلگیر نخواهیم شد.»۱ پانویس ۱ – روزنامه اطلاعات، ۹ آبان ۱۳۴۱، ص۱۷