توان رقابتی ترکیه در آسیای مرکزی و قفقاز؛ سایه رقبای بزرگ- بخش اول

با حضور کنشگران قدرتمندی مانند آمریکا، اتحادیه اروپا و چین ، شرایط برای توسعه روابط ترکیه آسان نیست.

به گزارش گروه بین الملل خبرگزاری تسنیم، برکناری مشاور اوکتای سارال مشاور ارشد رئیس جمهور ترکیه به درخواست الهام علی اف رئیس جمهور آذربایجان، در رسانه‌های آنکارا و استانبول، بازتاب فراوانی یافته است.

تحلیلگران می‌گویند: برکناری مشاور ارشد اردوغان به درخواست علی اف، گوشه‌ای از اهمیت اهداف ترکیه در سازمان کشورهای ترک را روشن می‌کند. با آن که این اقدام اردوغان، به نوعی به مثابه پیروی از یک خواسته عجیب و نامتعارف به شمار می‌آید و احتمالاً هزینه‌های داخلی بالایی برای او و آکپارتی خواهد داشت، با این حال ناچار شد به چنین اقدامی تن دهد.  

اهمیت این موضوع در این است که به گفته سایت خبری – تحلیلی مستقل یتکین ریپورت در آنکارا، مقامات باکو صراحتاً به تیم اردوغان اطلاع داده‌اند که اگر اوکتای سارال از پست خود برکنار نشود، الهام علی اف حاضر نیست برای حضور در نشست سران سازمان دولت‌های ترک، دعوت اردوغان را اجابت کند.

همه اینها در حالی است که برخی از اعضای موسس حزب عدالت و توسعه و افراد قدیمی این حزب، به اردوغان توصیه کرده بودند که نه تنها درخواست علی اف را رد کند، بلکه به عنوان جایزه و پاداش، سارال را وزیر کند و او را به کابینه ببرد.

آنان گفته‌اند، اشاره شجاعانه اوکتای سارال به خطاب راهبردی علی اف در اعلام ممنوعیت حجاب برای دانش‌آموزان دختر و معلمین آنها در مدارس جمهوری آذربایجان، امری ناپسند و غیر قابل قبول است و آنکارا باید تحت هر شرایطی با این تصمیم مخالفت کند. ولی اردوغان تصمیم دشوار را گرفت و سارال را برکنار کرد تا روابط آنکارا – باکو به خطر نیفتد.

یتکین ریپورت در گزارش خود، به این نیز اشاره کرده که همزمانی این اقدام با اتفاقاتی که در دفتر کار دولت باغچلی رهبر حزب حرکت ملی گرا و شریک اردوغان در ائتلاف جمهور روی داده، حائز اهمیت است.

درست وقتی حزب عدالت و توسعه در حال تصمیم‌گیری درباره سارال بود، باغچلی در دفتر خود در آنکارا، سفیر جدید جمهوری آذربایجان را به حضور پذیرفت و اعلام کرد: روابط ترکیه و جمهوری آذربایجان، تحت هیچ شرایطی نباید به خطر بیفتد و ترکیه باید مراقب باشد که با توجه به جایگاه مهم آذربایجان در جغرافیای موسوم به «جهانِ ترک»، از باکو دلجویی کند. 

مجموع رویدادها و وضعیتی که توصیف شد، تحلیلگران ترکیه را به سوی این موضوع سوق داده که حالا دولت اردوغان و آکپارتی در موقعیتی هستند که برای از دست نرفتنِ میدان رقابت در آسیای مرکزی و قفقاز جنوبی، حاضرند هزینه‌های سنگینی بدهند.

از دید آنها، آسیای مرکزی و قفقاز جنوبی در حال تبدیل‌شدن به میدان رقابت چندلایه‌ای میان چین، ترکیه، آمریکا و اتحادیه اروپاست. جالب اینجاست که کشورهای این منطقه صرفاً میدانِ بازی نیستند، بلکه خودشان از این رقابت برای افزایش استقلال و قدرت چانه‌زنی استفاده می‌کنند.

در این زمینِ حساس، آمریکا و اتحادیه اروپا، گاهی علاوه بر چین و روسیه، ترکیه را نیز به عنوان رقیب تماشا می‌کنند و گاهی هم به دنبال آن هستند تا از ترکیه به‌عنوان ابزار کاهش نفوذ روسیه و چین استفاده کنند.

البته در عین حال، نمی‌خواهند ترکیه به قدرت مسلط بر این منطقه تبدیل شود. البته ترکیه در این میان، با توجه به اهمیت موضوع گذرگاه یا کریدور میانی، شانس بیشتری برای خودش قائل است.

این مساله توجه نهادهای جهانی را نیز به سوی خود جلب کرده و بانک جهانی در سپتامبر 2026 اعلام کرد که سرمایه‌گذاری در راه‌آهن، بنادر، مراکز لجستیکی و سامانه‌های دیجیتال می‌تواند کریدور حمل و نقل ترانس خزر را به مسیر رقابتی‌تری میان آسیای مرکزی و اروپا تبدیل کند.

این مسیر از آسیای مرکزی، قفقاز جنوبی و ترکیه می‌گذرد. بنابراین موضوع مهم کریدور میانی، دیگر فقط یک شعار ترکی نیست و تبدیل به یک پروژه بین‌المللی شده است.

نگاهی به رویکردهای چند سال گذشته، به وضوح نشان دهنده این است که آمریکا می‌خواهد وابستگی آسیای مرکزی به چین و روسیه کاهش پیدا کند.

در همین حال، اتحادیه اروپا به دنبال آن است که راه‌های تجاری، انرژی و مواد معدنی حیاتی منطقه به اروپا متصل شود و وابستگی به روسیه و چین کاهش یابد. اما در این معادله و در کنار این دو قدرت بزرگ، ترکیه اهداف متنوع‌تری دارد و می‌خواهد به گره ارتباطی، اقتصادی و امنیتیِ جغرافیای موسوم به «جهان ترک» تبدیل شود.

ولی علاوه بر این مثلث، قدرت دیگری به نام چین در این منطقه فعال است که می‌خواهد سرمایه، زیرساخت، تجارت و زنجیره تأمین خود را در منطقه تثبیت کند.

در ارزیابی نوع واکنش کشورهای آسیای مرکزی نیز باید گفت: تقریباً همه آنها با رویکردی عملگرایانه می‌خواهند با همه در ارتباط باشند، اما هیچ‌کدام از 4 قدرتی که اسامی‌شان ذکر شد، بر آنها مسلط نشوند.

یکی از دلایل افزایش اهمیت این بازی پیچیده، نوع تصور این کنشگران از موقعیت روسیه است. آنان تصور می‌کنند که جنگ اوکراین، ظرفیت روسیه برای حفظ نفوذ انحصاری در آسیای مرکزی و قفقاز را کاهش داده است.

در این جغرافیای گسترده، اتحادیه اروپا نیز برای توسعه نفوذ، اقدامات فراوانی انجام داده که گاهی با حیرت و تعجب ترکیه نیز روبرو شده است. 

خبرگزاری آناتولی ترکیه در یک گزارش تحلیلی به اهمیت این موضوع اشاره کرده و نوشته است: روابط نزدیک بین کشورهای ترک زبان و اتحادیه اروپا، موضوع مهمی است که نباید آن را به مفاهیمی مانند پشت کردن به ترکیه تقلیل داد.

این رویکرد را باید بر اساس نظریه «وابستگی متقابل پیچیده» رابرت کوهن و جوزف نای تحلیل کرد.

بر اساس این رویکرد، کشورها همکاری‌های چندبعدی را نه تنها در محور قدرت نظامی یا امنیت، بلکه در سطوح اقتصادی، زیست‌محیطی، فناوری و فرهنگی نیز توسعه می‌دهند.

در این چارچوب، برای ترکیه ضروری است که دیپلماسی منطقه‌ای و جهانی خود را نه تنها با رویکردی امنیت‌محور، بلکه با ابزارهای دیپلماتیک چندسطحی و چندبازیگری نیز بازسازی کند.

کاهش قابل توجه حضور نظامی آمریکا در منطقه یکی از عواملی است که این تغییر ساختار استراتژیک را تسهیل می‌کند.

تعطیلی پایگاه هوایی ماناس توسط قرقیزستان در سال 2014 و خروج کامل آمریکا از افغانستان در سال 2021 میلادی و همچنین جنگ روسیه و اوکراین، خلاء قدرتی را در آسیای مرکزی ایجاد کرد.

در حالی که بازیگرانی مانند ترکیه و چین به طور فعال برای پر کردن این خلاء از طریق ابزارهای اقتصادی، فرهنگی و دیپلماتیک تلاش می‌کنند، اتحادیه اروپا در تلاش است تا با استراتژی‌های جدید همکاری و سرمایه‌گذاری در منطقه، موقعیتی متعادل ایجاد کند.

این تحولات پتانسیل ایجاد تنش‌های دیپلماتیک یا شکست‌های روانی خاصی را برای ترکیه در کوتاه مدت، به ویژه در مورد سیاست‌هایش در قبال جمهوری ترک قبرس شمالی و مدیترانه شرقی، دارند.

با این حال، در میان مدت و بلندمدت، ممکن است مزایای استراتژیکی مانند دسترسی مستقیم ترکیه به آسیای مرکزی، به ویژه با عملیاتی شدن کریدور زنگه زور، ایجاد شود.

بنابراین، شرایط بین‌المللی فعلی به یک دوره پویا برای ترکیه اشاره دارد که همزمان شامل چالش و  فرصت‌های بسیاری است.

گزارش جدید موسسه مطالعات استراتژیک csis در ژوئن 2026 دقیقاً همین دیدگاه را نقطه آغاز تغییر جدید می‌داند و می‌گوید: جنگ اوکراین منابع روسیه را تحت فشار قرار داده و در نتیجه فضای بیشتری برای آمریکا و سایر بازیگران ایجاد شده است.

از دید تحلیلگران غربی، حیطه گسترده آسیای مرکزی، خزر، جمهوری آذربایجان، گرجستان و ارمنستان، حالا بیش از هر زمان دیگری اهمیت دارد و نقش ترکیه و اروپا نیز در اتصال دادن این کشورها به دنیای سرمایه، تجارت انرژی و جهان غرب، اهمیت فراوانی دارد.

ولی به این مساله نیز اذعان دارند که با وجود تلاش‌های گسترده آمریکا، اتحادیه اروپا و ترکیه، هنوز هم کسی نتوانسته فضا را برای چینی‌ها تنگ کند.

در گزارش جدید موسسه مطالعات استراتژیک به این اشاره شده که چین با تنوع نقش، خود را مانند یک سرمایه‌گذار قدرتمند، خریدار مواد معدنی، سازنده زیرساخت، قدرت فناوری و شریک امنیتی معرفی کرده و حذف او از این رقابت بزرگ، میسر نیست.

تجارت چین با آسیای مرکزی در 2025 به حدود 106 میلیارد دلار رسید و پکن علاوه بر زیرساخت، در حال گسترش همکاری‌های نظامی، آموزش نیروهای امنیتی و صادرات فناوری‌های نظارتی نیز هست. 

نوع رویکرد پیچیده چین در آسیای مرکزی و قفقاز، مورد توجه تحلیلگران ترکیه نیز قرار گرفته و یتکین ریپورت در گزارشی اعلام کرده که عملکرد چین، نوع نگاه سیاسی و اقتصادی کشورها را از پرسش مهم «چه کسی پول بیشتری می‌دهد؟» به سوال مهمتری تغییر مسیر داده که می‌پرسد: «چه کسی معماری آینده منطقه را شکل می‌دهد؟».

این پایگاه تحلیلی خبری مهم ترکیه، اقدامات آمریکا در چند سال گذشته را نیز تحلیل کرده و به این اشاره می‌کند که تعامل و مشارکت گسترده آمریکایی‌ها با قزاقستان، قرقیزستان، تاجیکستان، ترکمنستان و ازبکستان، کار را هم برای چین و هم برای ترکیه دشوار می‌کند.

اگر در گذشته، آمریکایی‌ها در منطقه، غالباً درباره مسائل امنیتی، دموکراسی و روابط سیاسی اظهارنظر می‌کردند، حالا در دوران ترامپ، رفتاری عملگرایانه دارند و غالباً به سمت مسائل مهمتری همچون مواد معدنی حیاتی، انرژی، زنجیره تأمین، حمل‌ونقل، فناوری و سرمایه‌گذاری می‌روند. 

ادامه دارد...

انتهای پیام/