شهرخبر

چوبکاری بفرمایید تا ما وزیر و وکیل شویم

مَثَل «چوب‌کاری نفرمایید» در زبان شفاهی ما ماندگار شد. البته این عبارت به کلّی تغییر کرده و اکنون چوبکاری‌کردن، مجازاً به معنی بیش از حدّ معمول و انتظار به کسی یا کسانی پاداش یا مقامی دادن است؛ بی‌آنکه در حدّ لیاقت او باشد. در اینجا می‌گویند: قربان، چوبکاری فرمودید که ما را وزیر و وکیل و فلان کردید.

محمد صالح اعلا در یادداشتی در ضمیمه ادب وهنر امروز روزنامه اطلاعات نوشت: 

سلام بر کتک‌زن‌ها!

سلام به کتک‌زن‌های عزیزمان!

آنها که قوی‌اند، پرزورند، دست بزن دارند، دیگرها را کتک می‌زنند.

و هم سلام به کتک‌خورهای نازنین!

آنها که دوست دارند کتک بخورند، که یکی از کهن‌ترین مجازات‌ها از آغاز تاریخ تا امروز، کتک‌زدن است. ابتدای کتک‌زدن‌ها با چوب و ترکه بوده است. چوب درخت‌های جنگلی، آلت و ابزار کتک‌زن‌های نخستین بوده است. البته کتک‌‌زدن با چوب درخت‌ها هنوز هم در برخی جوامع بی‌تمدن مرسوم است. چنان که در برخی مناطق درخت می‌کارند، نه به خاطر میوه‌هایش یا لطیف‌کردن هوا، بلکه درخت‌ها را می‌کارند تا در آینده از شاخه‌‌های آن برای کتک‌زدن استفاده کنند.

می‌گویند در آغاز زندگی اجتماعی، آدمیان با چوب، حیوان‌ها را کتک می‌زدند. سپس چوب‌ها را برای تنبیه و تربیت کودک‌ها به کار گرفتند! یعنی آموزش و پرورش به وسیلۀ کتک! هنوز هم کسانی هستند که با کتک‌زدن،‌ بچه‌ها را تربیت می‌کنند یا تعلیم علم می‌دهند.

در قرون وسطی نیز در اوج مردسالاری، مردهای متأهل همسرهای عزیزشان را با چوب‌های ضخیم، به‌ویژه چوب درخت انار که ضربه‌های دردناکی دارد و اندام کتک‌خورده را متوّرم و خون‌آلود می‌کند، می‌زدند. اما بعدها کتک‌خوردن هم مثل همۀ پدیده‌ها پیشرفت کرد؛ چنان که کتک زدن از درون خانه‌ها بیرون آمد و گوشه‌ای از گوشمالی و مجازات سیاست‌پیشگان گناهکار، کتک‌زدن با چوب بود.

گناهکار را به پشت خوابانده و با چوب‌های ضخیم، او را چوب‌کاری می‌کردند. این گونه محکومان اکثراً از شاهزادگان و حکّام ولایت، حتی گاهی از بزرگان قشون بودند. به این طریق، آنها را با چوب زدن و نقره‌داغ‌کردن، یعنی جریمۀ نقدی و نفی بلد و تبعید، محکوم می‌کردند تا دیگرها تکلیف خود را معلوم شده بدانند و سرجای‌شان بنشینند.

در تاریخ نزدیک شده به ما، چوبکاری رجال سیاسی و زعمای قوم، از زمان فتحعلی‌شاه قاجار باب شد. چنان که شاهزاده‌های قاجاری یا حاکمان ولایات که در انجام وظایف قصور می‌کردند، چوب‌کاری و مجازات می‌شدند تا درس عبرتی برای سایر خدمتگزاران دولت و مردم باشد.

تا آنجا که حدود چهارده نفر از عموها و عموزاده‌های شاه، حتی پسران خود خاقان مغفور، به علت خطاهایی که مرتکب شده بودند، چوب خورده، جریمه‌های سنگین شدند. ولی پس از مقتول‌شدن امیرکبیر، این نظم و نسق و سختگیری به خطاکاران و دزدان اموال مردم و مملکت در عصر قاجاریه متروک شد. اما مَثَل «چوب‌کاری نفرمایید» در زبان شفاهی ما ماندگار شد. البته این عبارت به کلّی تغییر کرده و اکنون چوبکاری‌کردن، مجازاً به معنی بیش از حدّ معمول و انتظار به کسی یا کسانی پاداش یا مقامی دادن است؛ بی‌آنکه در حدّ لیاقت او باشد. در اینجا می‌گویند: قربان، چوبکاری فرمودید که ما را وزیر و وکیل و فلان کردید