شهرخبر
برچسب‌های مهم خبری:#دمشق#رئیسی

دستاورد سفر رئیسی به دمشق را تخریب نکنیم؛ برایش دستاورد هم نتراشیم

سفر دو روزه رئیس جمهور کشورمان به سوریه، در بهترین تعبیر، یک سفر کاملا عادی است .

روابط تهران و دمشق از فردای پیروزی انقلاب اسلامی روابطی گرم و صمیمی بوده است. با آغازجنگ تحمیلی از آنجا که حافظ اسد رهبر فقید سوریه متحد حزب بعث عراق بود و راهش را از صدام جدا کرد، برای ایران رابطه با این کشور اهمیت زیادی داشت. بعلاوه حافظ اسد به همراه معمر قذافی توانسته بودند اتحادعربی مورد توقع صدام علیه ایران را بشکنند.

هرچند سوریه در جریان دفاع مقدس کمک نظامی خاصی به ایران نکرد اما به همراه لیبی توانسته بودند موازنه سیاسی را تا حد قابل اعتنایی به نفع ایران حفظ کنند. حافظ اسد فردی باهوش در دنیای عرب به حساب می آمد و تعاملش با هم نژادانش توانسته بود موقعیت او را به عنوان یکی از 4کشور همسایه اسرائیل، به عنوان چهره ای ضدصهیونیسم و طرفدار ایران حفظ کند.

مرگ حافظ اسد و روی کارآمدن دومین پسرش "بشار" سیاست خارجی این کشور را دستخوش تغییرات بنیادین نکرد و همچنان رابطه با ایران گرم ماند و روابط تجاری دو کشور نیز در حد مقدورات حفظ شد.

سقوط صدام و ایجاد تغییرات ژئوپولیتیک در منطقه که با حضور امریکایی ها در عراق وضعیت تازه ای یافته بود، روابط ایران و سوریه را وارد فاز جدیدی کرد.

از سوی دیگر امریکایی ها برای زیر فشارگذاشتن دولت دمشق، طرح براندازی حکومت بشار اسد را طراحی کردند. این طرح به همراه موج نارضایتی های داخلی روسیه که بیشتر از سوی طبقات روشنفکر کلید زده شد زمینه تضعیف اسد را فراهم کرد.بعدا حضور گروه تروریستی داعش در این کشور ، فاز جدیدی از برخورد غرب بهمراهی برخی کشورهای عرب منطقه را رقم زد.

سقوط دولت بشار اسد عملا به معنی روی کارآمدن یک دولت متمایل به غرب، برای جمهوری اسلامی نامطلوب بود ( و هست) و طبیعتا ایران همه توان خود برای حفظ دولت مرکزی سوریه را بکار بست و با جلب حمایت روسیه ، بر توان نظامی این کشور افزوده شد.

از ان پس سوریه به عمق استراتژیک جمهوری اسلامی ایران تبدیل شد و تلاشهای بی وقفه سردارشهید حاج قاسم سلیمانی، هدف جمهوری اسلامی را چنان محقق کرد که امریکاییها از صرافت سرنگونی بشار اسد افتادند. با این حال سوریه به کشوری با ویرانیهای بزرگ(ناشی از حملات داعش) و اقتصادی ضعیف تر از گذشته تبدیل شد ، هر چند که اقتدار سیاسی خود را حفظ کرد.

چندماه گذشته تحولات بسیار سریع و عمیقی در منطقه به وجود آمد که برجسته ترین آن بهبود روابط ایران و عربستان بود. رابطه دیپلماتیک تهران و ریاض کلید گشوده شدن قفلهای بزرگی در منطقه شد ، از جمله حل مسالمت آمیز مسئله یمن و بازگشت سوریه به جهان عرب. و این یعنی نوید آرامش در منطقه. این آرامش در کنار برقراری ارتباطات دیپلماتیک میان اعراب منطقه با اسرائیل معنای تازه ای دارد.

حسن رابطه ایران و سعودی ، تنش های نفتی و نظامی عربستان را پایان می بخشد و توسعه این کشور و اقمارش را در پی خواهد داشت. ایران نیز اگر بتواند در این میان گلیمش را از آب بکشد موفقیت بزرگی به دست می آورد.

دوستی ایران و عربستان با خرسندی اکثر قریب به اتفاق کشورهای عرب منطقه مواجه شد و به نظر می رسد سوریه در این میان بهره بیشتری خواهد برد تا بتواند با استفاده از فرصت عربستان و امارات و قطر به بازسازی اقنصادی خود بپردازد و عملا موقعیت بشار اسد مستحکم شود. مفهوم این واقعیت ان است که سهم ایران از سیاست منطقه ای در سوریه کمتر از قبل خواهد شد و جای آن را اعراب ثروتمند پر خواهند کرد. اتفاقا دلیل اصلی سفر رئیسی به دمشق را باید در همین اتفاق جستجو کرد. به این معنا که رئیسی با سفر به سوریه عملا به بشار اسد یادآوری می کند که بزرگترین سهم در بقای حکومتش متعلق به ایران بوده و نباید آن را فراموش کند. اگر سفر رئیس جمهور ایران به دمشق توانسته باشد این پیام را علاوه بر رئیس جمهور سوریه  به رهبران عرب منطقه منتقل کند دستاورد قابل توجهی است. طبیعتا از این پس بهانه حضور موثر ایران در سوریه(صرفنظر از مقاومت در برابر اسرائیل) روابط گسترده تر اقتصادی است ؛ با این هدف که عربستان و متحدانش نتوانند سوریه را از ایران بی نیاز کنند.

دستاورد تراشی بیش از این برای سفر رئیسی فقط داستان است. اینکه رسانه های دولت از جهش بزرگ اقتصادی در روابط طرفین می گویند، سراب است. این رسانه ها  پیوستن به پیمان شانگهای را نیز فتح الفتوح قلمداد کردند حال آنکه کشورهایی که سابقا عضو این پیمان بوده اند از آن طرفی نبسته اند. در مورد سوریه نیز افراط های تبلیغاتی جز بالابردن انتظارات متوهمانه سود دیگری نخواهد داشت.

سوریه همچنان عمق استراتژیک جمهوری اسلامی و نقطه برخورد ایران و اسرائیل است. توفیق ایران برای حفظ چنین موقعیتی بسیار مهم است.درک تحولات اخیر جهان عرب،جنگ اوکراین، رقابت شدید چین و امریکا و ... می تواند منافع ایران را حفظ کند؛ نیازی به پروپاگاندا نیست.