فیلم  گفتگو با عروس و داماد جوان  پس از معجزه زنده ماندن در سقوط سنگ بزرگ روی خودرویشان
حجم ویدیو: 177.01M | مدت زمان ویدیو: 00:09:17

به گزارش اختصاصی خبرنگار رکنا، بوسه زدن به پیشانی مرگ و بازگشت به زندگی؛ خلاصه تمام اتفاق هولناکی است که برای امیر و راحله رخ داد.

همه چیز در یک چشم بر هم زدن برای عروس و داماد جوان رخ داد.وقتی در جاده عباس آباد در خودرو خود نشسته بودند و گل می گفتند و گل می شنیدند؛ ناگهان سنگی عظیم الجثه از کوه ریزش کرد و درست افتاد روی ماشین آنها!

خنده روی لبشان ماسیده بود انگار و تکان های مهیب و شدید ماشین به آنها شوکی برق آسا وارد کرد.

20 شهریور ماه امسال بود که امیر و راحله به همراه همسفر های خود بعد از یک هفته گشت و گذار در شهرهای شمالی کشور در راه برگشت دل به جاده عباس آباد زدند که حادثه ریزش کوه خودرو ساینای آنها را دامن گیر سانحه کرد.

امیر 35 ساله در توضیح این حادثه به خبرنگار رکنا می گوید:«وقتی سنگ عظیم الجثه به ماشین ما اصابت کرد،اصلا متوجه نشدیم که دقیقا چه اتفاقی افتاد.به همسرم گفتم من سرعت زیادی نداشتم و حتما سنگ روی ماشین افتاده است.هر دو هوشیار بودیم اما ماشین چپ کرده بود.با زحمت شیشه جلوی ماشین را که خرد شده بود با دست ریختم و راحله را بیرون از ماشین فرستادم اما پاهای خودم زیر فرمان ماشین گیر کرده بود و نمی توانستم بیرون بروم.»

لحظات هولناک و نفس گیری برای امیر و راحله می گذشت.راحله که ورم پایش خبر از آسیب جدی می داد و درد داشت، به همسر جوانش فکر می کرد که در ماشین حبس شده بود.همان موقع همسفرهایشان یکی یکی از راه رسیدند و یکدفعه امیر صدای فریادهای یکی از همسفران را شنید:«ماشین آتش گرفت!»

امیر در توصیف این لحظه دلهره آور می گفت:«چند وقت قبل بود که صحنه تصادفی را دیدم که نیم تنه راننده از ماشین بیرون افتاده بود و به خاطر آتش گرفتن خودرو، کاملا برشته شده بود.وقتی متوجه شدم خودرو من آتش گرفته است در یک لحظه تصور کردم که الان من همانطور طعمه حریق می شوم!»

اما گویی دست خدا در هر لحظه با این زوج جوان همراه بود.یک نفر از راه رسید و آتش را خاموش کرد و بعد هم همسفران امیر و راحله کمک کردند و امیر را از ماشین بیرون کشیدند.

تصاویر منتشر شده از خودرویی که امیر و راحله از آن زنده بیرون آمدند تصویری گویا از یک تراژدی است که می توانست رنگ مصیبت بگیرد.

زن و مرد جوان وقتی در بیمارستان عکس های خودرو را دیدند آن چنان یکه خوردند که برای عمر دوباره ای که خدا به آنها داده بود اشک از چشمانشان جاری می شد.

راحله درباره لحظه ای که عکس های خودرو را دید می گوید:«بعد از تصادف همسفران ما، من وهمسرم را از خودرو دور کردند.بعد هم سوار آمبولانس شدیم و به بیمارستان منتقل شدیم.برای همین بعد از خروج از ماشین اصلا ماشین را نگاه نکرده بودیم.وقتی در بیمارستان عکس های ماشین را دیدم فقط خدا را شکر می کردم.شاید اگر سنگ چند سانتی متر آن طرف تر اصابت می کرد اجساد له شده ما هم به سختی از ماشین خارج می شد!»

امیر هم در تائید حرف همسرش ادامه می دهد:«به ماشینم علاقه زیادی داشتم اما وقتی عکس های ماشین را دیدم فقط خدا را شکر می کردم که جان ما سالم است و وضعیت ماشین برایم ذره ای اهمیت ندارد.در بیمارستان دست راحله را گرفتم و گفتم خیلی خوشحالم که یک بار دیگر توانستم دستت را بگیرم.برای عمر دوباره ای که خدا به ما داد، هر لحظه قدر زندگی ام را بیشتر از قبل می دانم.»

امیر در مورد روند تشکیل پرونده و رسیدگی قضایی به این حادثه اینطور توضیح می دهد:«ماشین من بیمه بدنه داشت.با تشخیص کارشناس خودرو را به محل خریداری خودروهای اسقاطی تحویل دادیم چون جز صندوق عقب دیگر جای سالمی از ماشین باقی نمانده بود.هزینه خودرو را هم بیمه پرداخت خواهد کرد.سپس با دستور قاضی پرونده باید مقصر حادثه مشخص می شد که افسر راهنمایی رانندگی مقصر حادثه را راهداری اعلام کرد.با توجه به اینکه من و همسرم هر دو از ناحیه پا دچار صدمه شده ایم و حتی کار راحله به جراحی هم کشیده شد؛ مسئولیت پرداخت دیه ما بر عهده مقصر حادثه است که باید روال قانونی این پرونده طی شود.»

این زوج جوان که قرار بود در همین پاییز جشن عروسی خود را برگزار کرده و سر خانه و زندگی شان بروند، حالا به خاطر این حادثه خانه نشین شده اند.تقاضای آنها از مسئولین مربوطه این است که کمکشان کنند تا روال پرونده شان با سرعت بهتری طی شود.