شهرخبر
منصور داداش‌نژاد بیان کرد:

عباسیان نام حمزه را در مقابل امام علی(ع) بزرگ می‌کردند/ آیا «وحشی» جبران مافات کرد؟

عضو هیئت علمی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه اظهار کرد: اهل سنت معتقدند که «وحشی»، قاتل مسیلمه، رهبر مرتدان بود و این کفاره قتل حمزه بود و چون وحشی توانست یک شخص ضد اسلام را بکشد شهادت حمزه را جبران کرد، اما منابع شیعه معتقدند که افراد دیگری مسیلمه را کشتند و اگر هم کار وی بوده باشد، جبران مافات نشده است.

منصور داداش‌نژاد

به گزارش خبرنگار ایکنا، کرسی ترویجی «زندگانی حضرت حمزه(س) از دیدگاه شیعیان و اهل سنت» امروز شنبه 25 دی‌ با ارائه منصور داداش‌‌نژاد، عضو هیئت علمی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، برگزار شد. در ادامه سخنان وی را می‌خوانید:

اطلاعات مربوط به حضرت حمزه زیاد نیست و کسانی که به این عرصه ورود کرده‌اند بخشی از زندگی وی را مورد تحلیل قرار داده‌اند. بنده در اثری که در این باره نگاشته‌ام زندگانی ایشان را پیش از اسلام، دوره مکی و دوره مدنی بررسی کرده‌ام و فصلی را به دوران پس از حضرت حمزه اختصاص داده‌ام. پیش از اسلام، پنج رویداد کلی درباره حضرت حمزه وجود دارد که شامل شرکت‌ در جنگ‌ها، سفر به شام همراه با پیامبر(ص)، خواستگاری از حضرت خدیجه، سرپرستی از جعفر ابن ابی‌طالب و برخی از پیمان‌هایی است که از سوی ایشان بسته می‌شود.

رویدادهای مرتبط با زندگانی حضرت حمزه(س)

بنده دو شاهد پیدا کرده‌ام که افرادی پیش از اسلام با ایشان هم‌پیمان شدند و اگر این موارد بیشتر بود می‌توانستیم بگوییم که موقعیت وی پیش از بعثت، ممتاز و نگاه‌ها به وی معطوف بود، اما همین دو مورد هم نشان می‌دهد که ایشان جایگاه والایی داشت که افرادی با ایشان در مکه هم‌پیمان شدند، چراکه حضرت حمزه را شخصی شجاع و دلیر یافتند و روحیات و شخصیتش جلب توجه می‌‌کرد.

در دوره مکی یعنی پس از بعثت نیز رویدادهای مربوط به ایشان شامل حمایت از پیامبر اسلام(ص)، پذیرش اسلام، رفتن به شعب ابی‌طالب و حضور ایشان در عقبه دوم است. در مورد این دوره در منابع، پذیرش اسلام بسیار برجسته شده است و مطالب بسیاری درباره آن وجود دارد، چراکه پذیرش اسلام از سوی حمزه یکی از مقاطع سیره نبوی است. در دوره مدنی رویدادهای مختلفی رخ داد که بیشتر به شجاعت و پرچمداری او در جنگ‌ها مربوط است و نشان می‌دهد که توانمندی نظامی فوق‌العاده‌ای داشت و پیامبر اسلام هم از او در این موارد استفاده کرد.

نگاه‌های متفاوت شیعه و سنی

درباره برخی از نگاه‌های متفاوت شیعه و سنی به حضرت حمزه باید گفت که در لسان شعرا و منابع کهن، واژه سیدالشهدا برای حضرت حمزه نیست و بیشتر منابع شیعی از ایشان با عنوان سیدالشهدا یاد می‌کنند. نکته دیگری که نوعی تقابل بین منابع شیعه و سنی محسوب می‌شود سرنوشت قاتل حمزه است. «وحشی» مدت‌ها بعد از اینکه حمزه را به شهادت رساند و زمانی‌که اسلام آورد نزد پیامبر رفت اما پیامبر به وی گفت که از چشم من دور شو تا تو را نبینم. گفته می‌شود که وحشی در جنگ‌های رده، بزرگِ مرتدان را کشت که حرف و حدیث درباره‌اش زیاد است.

اهل سنت در این مورد می‌‌گویند که وحشی، قاتل مسیلمه، رهبر مرتدان بود و نوشته‌هایِ اهل سنت می‌‌گویند که این کفاره قتل حمزه بود و چون وحشی توانست یک شخص ضد اسلام را بکشد، شهادت حمزه را جبران کرد، اما منابع شیعه چنین چیزی را قبول ندارند و معتقدند افراد دیگری مسیلمه را کشتند و اگر هم کار وی بوده باشد اینگونه نیست که با کشتن وی جبران مافات کرده باشد، اما روایات مربوط به حضرت حمزه از دوره‌ای به بعد در منابع شیعی تحت تأثیر روند جریان تفکر شیعی قرار می‌گیرد. اگر بخواهیم برای جریان تفکر شیعی روندی را در دوره حضور ائمه تعریف کنیم، این جریان از جایی شروع شد و به جایی رسید. در این روند روایات مربوط به حضرت حمزه دستخوش تغییر و نیز در مواردی اسم وی پررنگ و گاهی کم‌رنگ شد و افراد دیگری در کنارش برجسته شدند.

مثلث مهم در جریان شیعی

در جریان شیعی مثلثی داریم که بسیار پرتکرار و شامل حضرت علی(ع)، جعفر بن ابی‌طالب و حمزه است و به مرور هرچه جلوتر می‌رویم افراد دیگری به آن‌ها افزوده می‌‌شوند. مخصوصاً وقتی به تفاسیر کهن نگاه می‌‌کنیم 29 آیه با نام حمزه گره خورده است و بخش زیادی از آنها شأن نزول نیست، بلکه بحث تطبیق است و این آیات به حضرت حمزه هم قابل تطبیق است، همانند آیاتی که در یک سمت آن تقواپیشگان و در سمت دیگر آلودگان هستند.

حضرت علی، حمزه، عبیده و جعفر بن ابی‌طالب قریشی هستند، اما ذیل برخی از آیات افراد دیگری همانند ابودجانه به این نام‌ها اضافه می‌شوند که از انصار هستند. الگوی دیگر حمزه و افراد خاصِ یاران حضرت علی(ع) همانند سلمان، ابوذر و مقدادند که وقتی قرار است افراد نیک را نام ببرند، حمزه را در کنار این افراد نام می‌برند. در اینجا محور حضرت علی(ع) است و بقیه افراد ذیل نامش ذکر می‌شوند. سپس پنج تن آل عبا و به مرور دوازده امام مطرح می‌شوند. در روایاتی که قرار است صالحین نام برده شوند حضرت حمزه به علاوه اصحاب کساء اشاره می‌شود.

به مرور حضرت حمزه از هویت استقلالی خود منفک و ذیل نام اهل بیت(ع) تعریف شد و حتی در برخی روایات، عقب‌تر از نام جعفر قرار گرفته است. به نظرم این وضعیت به روندهای تکامل و رشد جریان شیعی مربوط است و این موضوع در لقب سیدالشهدا نمود می‌یابد، چراکه وی تا پیش از شهادت امام حسین(ع)، حضرت حمزه سید الشهدا بود و حضرت علی سه بار از ایشان با عنوان سیدالشهدا نام برد، اما از دوره امام سجاد(ع) به بعد سیدالشهدا لقب حمزه نیست و این تحت تأثیر شهادت امام حسین(ع) و محور قرار گرفتن ایشان است. حتی تربت حضرت حمزه در رده بعد قرار می‌گیرد. برای مثال وقتی از امام صادق(ع) درباره نسبت تربت حمزه و امام حسین(ع) سؤال می‌شود، ایشان می‌گوید تسبیحی که از تربت خاک امام حسین(ع) ساخته شود افضل از تربت دیگری است که شما باید با آن ذکر بگویید. رقابتی هم میان عباسیان و علویان وجود دارد و نام حمزه از سوی عباسیان در برابر نام حضرت علی(ع) و ابوطالب بزرگ می‌شود و هدف اصلی نیز کم‌رنگ کردن نام ابوطالب و زیر سؤال بردن امام علی(ع) است.

گردآوری مناسب مطالب مرتبط با حمزه

محمد الله‌اکبری، عضو هیئت علمی جامعه المصطفی(ص)، نیز به عنوان ناقد اظهار کرد: اثر ایشان محسناتی دارد که اولین حُسن آن منابع معتبر و اصیل است، چراکه در این زمینه تخصص دارند. حُسن دیگر تنوع و تعدد منابع است که بیش از دویست و پنجاه مورد است. حسن بعدی توجه به ابعاد مختلف موضوع است. همچنین با وجود اینکه اطلاعات زیادی درباره حضرت حمزه وجود ندارد، ایشان مطالب زیادی را گردآوری کرده‌اند. نکته دیگر اینکه فقط نقل مطالب نکرده‌اند، بلکه در بسیاری از موارد نسبت به روایاتی که ایراد داشته‌اند نقدهایی را بیان کرده‌اند؛ مثلاً درباره سن حضرت حمزه نکات خوبی را نوشته‌اند.

درباره نواقص این اثر هم بگویم که باید مشخص شود که این اثر قرار است ترویجی باشد یا علمی ـ پژوهشی. اگر آن را علمی ـ پژوهشی بدانیم، بسیاری از نقل قول‌ها باید تلخیص و تحلیل شود، اما اگر بگوییم یک اثر ترویجی است و عموم خوانندگان می‌خواهند از آن استفاده کنند، بسیاری از مطالب همانند اشعار ترجمه نشده‌اند. برخی ایرادات ساختاری و طرح‌نامه‌ای نیز وجود دارد؛ چراکه قالبی که انتخاب کرده‌اند قالب تقسیم زمانی و تحت تأثیر تاریخ طبری و مورخان اولیه است و ایرادش این است که مثلاً جایگاه سیاسی یا نظامی حضرت حمزه در مکه یا جایگاه اجتماعی ایشان را نمی‌توانیم به خوبی و منظم پیدا کنیم، چراکه در متن پراکنده است و اگر به جای تقسیم‌بندی‌ زمانی از موضوعی استفاده می‌شد، ارزش پژوهشی اثر بیشتر می‌شد.

انتهای پیام