شهرخبر

«حسین مجدوبی» تحلیلگر برجسته مراکشی در القدس العربی نوشت: طی هفته گذشته رسانه های عربی و بین المللی با اشاره به مانورهای اخیر اسرائیل که با مشارکت تعدادی از کشورها برگزار شد ، اخبار تدارک حمله اسرائیلی- آمریکایی علیه ایران را پوشش دادند در حالی که از بیست سال گذشته تاکنون چنین جنگی به افسانه ای تبدیل شده که رخ نداده و هرگز هم رخ نخواهد داد.

مجدوبی در این مقاله آورده است:

در طول هفته گذشته رسانه های عربی و بین المللی با اشاره به مانورهای اخیر اسرائیل که با مشارکت شماری از کشورها برگزار شد ، اخباری درباره تدارک حمله اسرائیلی- آمریکایی علیه ایران را پوشش دادند و مطبوعات در بیست سال گذشته نیز از حمله قریب الوقوعی صحبت می کنند که به افسانه ای تبدیل شده که رخ نداده و هرگز هم رخ نخواهد داد.

اسرائیل در اواخر اکتبر گذشته میزبان مانور «پرچم آبی» بود که عبارتست از مانورهایی که نیروی هوایی اسرائیل از سال ۲۰۱۳ میلادی تاکنون، هر دو سال یک بار برگزار می کند. اما وجه تمایز مانورهای امسال نسبت به سالهای گذشته،  حضور کشورهایی نظیر فرانسه، انگلیس، ایتالیا و حتی کشورهایی از جهان عرب مثل امارات عربی متحده در این مانورها بود و همین کافی بود تا عده ای از کارشناسان و تحلیلگران سخن از تدارک حمله ای نظامی علیه ایران را مطرح کنند.

در حالی که واقعیت این است که صحبت از هرگونه حمله اسرائیل علیه ایران حتی در صورت هماهنگی اسرائیل و آمریکا، به موضوعی غیرممکن تبدیل شده و حتی با توجه به واقعیت های کنونی، وارد باب افسانه سرایی و خرافات شده است. موضوع جالب در این زمینه، تکرار صحبت از چنین حمله ای علیه ایران از زمان جنگ عراق در سال ۲۰۰۳ میلادی تاکنون است که هجده سال از آن گذشته اما هرگز رخ نداده است.  صحبت دوباره از حمله اسرائیلی و آمریکایی علیه ایران، به فقدان اطلاع کافی از تحولات در روابط بین المل و توازن قدرت نظامی برمی گردد. هنگامی که دنبال نویسندگان مقالاتی را می گیرید که درباره جنگ قریب الوقوع صحبت می کنند و هر مانور را به حلقه ای قبل از اجرای چنین حمله ای تبدیل می کنند، نه فرماندهان جنگی سابق و کنونی را می بینید و نه کارشناسان جهان سلاح و جنگ؛ بلکه خبرنگارانی را می بینیم که دانش نظامی بالایی ندارند و در رسانه های مشخصی قدرت و نفوذ دارند و قادرند در بخشی از افکار عمومی تاثیر بگذارند و نظیر چنین مسائلی را ترویج دهند. از جمله عواملی که چنین جنگی را دشوار می کند، اگر نگوییم غیرممکن، موارد زیر است:

اسرائیل یک قدرت نظامی با پتانسیل و امکانات نظامی بسیار بالاست اما در حال حاضر نمی تواند بر ایران پیروز شود همچنین نمی تواند از سلاح هسته ای استفاده کند زیرا استفاده از ان به معنای پایان خود اسرائیل است. برای اینکه آمریکا با سلاح های سنتی یعنی غیر هسته ای بر ایران پیروز شود، به جنگی حداقل سه ساله، هلی برن های مکرر نظامی مشابه جنگ جهانی دوم و همکاری مطلق کشورهای عربی همسایه و دیگر کشورهای غربی نیاز دارد. این  در حالی است که پنتاگون نمی تواند آزمایشگاههای هسته ای ایران را فقط با انواع محدود جنگنده های B-52 منهدم کند زیرا این آزمایشگاهها در اعماق زمین قرار دارند و هر گونه فرایند انهدام، مستلزم تهاجم واقعی به مناطقی است که این آزمایشگاهها قرار دارند؛ موضوعی که از نظر زمانی و مادی هزینه بر است و به معنای قربانی کردن دهها هزار سرباز بدون تضمین نتیجه نهایی است. ایران جهشی کیفی در صنایع جنگی داشته است که از یک سو در سیستم ضد هوایی و ضد موشکی و از سوی دیگر در موشک های تهاجمی قادر به نابودی اسرائیل بویژه در سایه شکنندگی گنبد آهنین و ضعف سامانه پاتریوت تجلی می یابد. یکی از مهمترین نقاط عطف در این زمینه، موفقیت ایران در سرنگونی پهپاد بسیار پیشرفته گلوبال هاوک در سال ۲۰۱۹ میلادی است که با سرنگونی آن، آمریکا به درستی حدس های خود در مورد قدرت ایران پی برد. در عین حال آمریکا و اسرائیل از نوع سلاحی که چین وروسیه ممکن است پس از توافق استراتژیک عظیم تهران و پکن با حمایت مسکو، در اختیار ایران قرار داده باشند، بی اطلاع هستند.علاوه بر این اطلاعاتی مبنی بر دستیابی ایران به سامانه اس ۴۰۰ برای مقابله با هرگونه ماجراجویی آمریکاو اسرائیل وجود دارد. اما موضوعی که بسیاری از تحلیلگران رسانه ای آن را نادیده می گیرند، تغییرات حاصله در توازن قدرتهای نظامی است. اسرائیل و آمریکا با سرعت از نظر نظامی در حال پیشرفت هستند اما کشورهای دیگری نیز در این راستا در حال پیشرفت هستند که دست کمی از آنها ندارند و شاید مهمهترین نمونه پاکستان، ایران و ترکیه باشند که جزو پانزده کشور در رده بندی نظامی قرار دارند و برعکس گذشته در حال ساخت و توسعه تجهیزات نظامی هستند.

علاوه بر این عوامل، باید اضافه کرد که  کشورهای بزرگی نظیر پاکستان، چین و روسیه نگران دستیابی ایران به سلاح هسته ای نیستند علاوه بر این یک جریان قوی و نفوذی نیز در واشنگتن هست که خیلی نگران این موضوع نیستند و معتقدند که می توان با تهران هسته ای نیز همانند پاکستان هسته ای همزیستی کرد؛ در نتیجه وجود چنین جریان عملگرایی در آمریکا که قبلا مانع جنگ جرج بوش علیه ایران در سال ۲۰۰۶ شده بودند، به معنای حذف کامل فرضیه جنگ است.

در پایان باید گفت که صحبت درمورد حمله اسرائیل علیه ایران معادل این گزافه گویی است که عربستان سعودی یک قرارداد تسلیحاتی با آمریکا به ارزش بیش از چهارصد میلیارد دلار در دوران دونالد ترامپ رئیس جمهور سابق آمریکا امضا کرده است درحالی که پس از گذشت چهار سال از آن معامله معروف، سلاح تحویل داده شده به عربستان دو میلیاد دلار بیشتر نبود یعنی دویست برابر کمتر. در حالی برای آن معامله تبلیغ شد که کسی نپرسید چطور کارخانه های آمریکایی می خواهند ان مقدار سلاح را تولید کننند  و اینکه پنتاگون چطور ممکن است به عربستان چنین سلاح های پیشرفته ای را بفروشد و به این موضوع باید عدم امکان نگهداری این مقادیر سلاح توسط ارتش عربستان را نیز اضافه کرد. بنابراین هیچ گونه جنگ آمریکایی اسرائیلی علیه ایران رخ نخواهد داد و طرح این موضوع افسانه سرایی  رسانه ای بیش نیست.

خبر را در القدس العربی ببینید

 

∎​