شهرخبر

مشرق | ارتش ایالات متحده آمریکا بعد از دو دهه اشغالگری بی‌فایده که نتیجه خاص برای آنها در منطقه غرب آسیا به همراه نداشت، در حال عزیمت به دو جبهه جدید در شرق آسیا و اروپا برای مقابله با چین و روسیه است.

پایگاه خبری تحلیلی مثلث آنلاین:

خروج نظامیان آمریکایی از افغانستان طی ماه های اخیر، توسط بسیاری از کارشناسان نظامی و بین المللی به عنوان تغییری بزرگ در آرایش نظامی آمریکا به عنوان بزرگترین اشغالگر فعلی، در یکی از مهمترین نقاط جهان محسوب می شود و بر این اساس، مسائلی همچون کاهش حضور نظامی آمریکا در منطقه غرب آسیا و افزایش توجه این کشور به حضور نظامی در شرق آسیا و شرق اروپا از مواردی است که در این تغییر آرایش مورد توجه قرار می گیرد.

اما یکی از مهمترین نتایج کاهش جدی حضور نیروهای فرامنطقه ای و اشغالگران در غرب آسیا و اطراف کشورمان، پررنگ شدن نقش کشورهای منطقه در تامین امنیت و ثبات آن است که در این میان، جمهوری اسلامی سالهاست دست بالاتر و مهمتر را دارد.

بعد از حادثه مشکوک ۱۱ سپتامبر در سال ۲۰۰۱ میلادی، ایالات متحده آمریکا با ویترین مبارزه با تروریسم، به افغانستان حمله و در سال ۲۰۰۳ میلادی نیز با همین بهانه و در عین حال بحث مبارزه با تسلیحات کشتار جمعی، عراق نیز اشغال کرد. با گذشت زمان و آشکار شدن حقایق زیادی در خصوص عدم وجود تسلیحات کشتار جمعی در عراق در آن زمان و قوت گرفتن بیش از پیش تروریست ها در هر دو کشور عراق و افغانستان، مشخص شد که شعارها و دلایل آغاز آنچه جنگ جهانی علیه تروریسم خوانده می شود تا چه اندازه پوچ و بی معنی بوده است.

در فضای بروز جنبش های مردمی در برخی کشورهای عربی، آغاز بحران سوریه و پیدایش گروه تروریستی داعش، آمریکا بهانه جدیدی برای افزایش حضور نظامی در عراق و وارد شدن به کشور سوریه پیدا کرد. از طرفی در افغانستان نیز با قدرت گرفتن مجدد گروه طالبان و در نهایت طی کردن ۲۰ سال زمان در این کشور، آمریکا به این نتیجه رسید که ادامه این روند ممکن نبوده و در نهایت با حواشی فراوان و سرافکندگی این کشور را ترک کرد.

اژدهای زرد ؛ برنده اول دو دهه جنگ بی پایان آمریکا

به اعتراف اکثر کارشناسان امور دفاعی و سیاست خارجی، بزرگترین برنده حضور غیرقانونی 20ساله آمریکا در منطقه غرب آسیا، از نظر مردمی، ایران و از نظر اقتصادی چین بوده است. چین بعد از شروع به رشد اقتصادی و نظامی دهه ۱۹۸۰ میلادی، بعد از وقوع حادثه ۱۱ سپتامبر و گسیل نیرو و توجهات آمریکا و ناتو به غرب آسیا به خوبی از فرصت ایجاد شده بهره برده و در یک سکوت کامل، توسعه اقتصادی و نظامی خود را آغاز کرد. اولین نشانه ها از بروز تغییر در رفتار آمریکا در این بخش از جهان، در دوره اوباما خود را نشان داد و آمریکا اعلام کرد در راستای استراتژی نظامی خود به دنبال انتقال بخش بیشتری از توانایی نظامی خود خصوصا بخش دریایی به منطقه شرق آسیا خواهد بود. این تغییرات به شکل گسترده ای نقشه توازن قبلی را تغییر داده و باعث حتی بروز مخالفت ها و بحث های جدی در بین متحدان قدیمی این کشور شد.

برای نمونه از اواخر دوره ترامپ قرار بر این شد که بخش قابل توجهی از نظامیان آمریکایی از آلمان خارج شده و به مناطقی مثل گوام ، هاوایی ، آلاسکا ، ژاپن و استرالیا منتقل شوند. به طور کلی قرار است میزان نظامیان آمریکایی در آلمان از ۳۴۵۰۰ به ۲۵ هزار نفر کاهش پیدا می کند. این نیروها علاوه بر نقاط مورد نظر، به جمهورهای شوروی سابق در شرق اروپا نیز منتقل می شوند که در بخش مربوط به روسیه بیشتر به آنها پرداخته خواهد شد.

شوک بزرگ ارتش آمریکا به اعراب حاشیه خلیج‌فارس با خروج گسترده از منطقه/ ایالات متحده سرمای اقیانوس اطلس را به لرزیدن در تنگه هرمز ترجیح داد +عکس

ناو هواپیمابر چین - توسعه قدرت دریایی این کشور در دو دهه اخیر از جمله دلایل مهم توجه آمریکا به شرق آسیا است

با نگاهی به آمار و ارقام در خصوص میزان حضور نظامی آمریکا در نقاط خارج از این کشور، در سال ۲۰۲۰ به اعداد و ارقام مهمی خواهیم رسید. برای نمونه در کل مناطق شمال آفریقا ، جنوب و غرب آسیا ۸۱۰۰ نفر نیروی نظامی و کمی بیش از هزار نفر نیروهای غیر نظامی حضور دارند و این در حالی است که این رقم برای منطقه شرق آسیا و اقیانوسیه در همین سال بالغ بر ۸۳ هزار نفر نظامی و ۱۰ هزار نفر کارمند و پرسنل غیر نظامی بوده است. مقایسه همین دو رقم به راحتی نشان دهنده این مسئله است که در حال حاضر تمرکز آمریکا بیشتر در کدام نقطه از جهان قرار دارد.

بخش قابل توجهی از مهمترین یگان های زیر سطحی و سطحی نیروی دریایی آمریکا یا تاکنون به منطقه عملیاتی شرق آسیا انتقال پیدا کرده یا قرار است به این منطقه منتقل شوند. سپاه تفنگداران دریایی آمریکا به صورت خاص در حال یک تغییر بزرگ در سیستم رزمی و سازمان دهی نیروهای خود بوده و به سمت بهره گیری از ترکیب پرنده های بدون سرنشین ، راکت اندازهای سنگین هدایت شونده و پرتابگرهای ساحلی موشک های ضد کشتی برای نبرد در جزایر مختلف در منطقه شرق آسیا روی آورده است . نیروی هوایی آمریکا نیز بحث رزم هوایی دور برد و توسعه نسل جدید موشک های هوا به هوا را به صورت خاص برای مقابله با چین در نظر گرفته است.

شوک بزرگ ارتش آمریکا به اعراب حاشیه خلیج‌فارس با خروج گسترده از منطقه/ ایالات متحده سرمای اقیانوس اطلس را به لرزیدن در تنگه هرمز ترجیح داد +عکس

ناوشکن کلاس zumwalt  برای مقابله با چین به منطقه اقیانوس آرام منتقل می شود

شوک بزرگ ارتش آمریکا به اعراب حاشیه خلیج‌فارس با خروج گسترده از منطقه/ ایالات متحده سرمای اقیانوس اطلس را به لرزیدن در تنگه هرمز ترجیح داد +عکس

پرتابگرهای بدون سرنشین موشک های ضد کشتی برنامه جدید سپاه تفنگداران دریایی آمریکا علیه چین هستند

حدود چند هفته پیش وزیر نیروی هوایی آمریکا در اجلاسی اعلام کرده بود این نیرو به صورت خاص نیاز به از خدمت خارج کردن برخی پلتفرم های قدیمی و به خدمت گرفتن پرنده های جدید دارد و گرنه در نبرد آینده با چین شکست خواهد خورد . آمریکا اخیرا دو برنامه جدید برای توسعه موشک های هوا به هوای هدایت راداری برد بلند را آغاز کرده و مقامات این کشور اعلام کرده اند که توسعه سریع و نگران کننده قدرت هوایی چین، دلیل اصلی این مسئله است.

آمریکا به دنبال مقابله با خرس بزرگ در شرق اروپا

منطقه شرق اروپا در سال‌های بعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، شاهد یک دوره قابل توجه از سکوت و عدم وجود انفعال خاص بود. در این مدت اتحادیه اروپا و سازمان پیمان آتلانتیک شمالی - ناتو - در یک سیاست مشخص به سمت شرق پیشروی و کشورهای بلوک شوروی سابق را به درون این دو سازمان جذب کردند. بروز انقلاب‌های رنگی در کشورهایی مثل گرجستان و اوکراین در سال‌های اخیر، زنگ خطر را برای روسیه به صدا در آورد. دخالت نظامی روسیه در گرجستان به سال ۲۰۰۸ میلادی و بروز درگیری‌ها در سال ۲۰۱۴ در شرق اوکراین به نوعی حرکت‌های متقابل روسیه در برابر تحرکات غرب بود.

بعد از درگیری‌های شرق اوکراین، کشورهای اروپایی و آمریکا برنامه‌های جدیدی را برای منطقه شرق اروپا شامل لهستان ، کشورهای حضور دریای بالتیک و دریای سیاه در نظر گرفتند. افزایش توان جمهوری‌های تازه استقلال یافته در حوزه بالتیک، توسعه توان نظامی کشورهایی مثل اوکراین و گرجستان و استقرار پایگاه‌های جدید آمریکا در کشورهایی مثل لهستان از جمله برنامه‌های دفاعی جدید آمریکا در این بخش است.

اگر بخواهیم در حوزه اعداد و تعداد نیروهای آمریکایی در این بخش بپردازیم با این ارقام رو به رو می‌شویم: در سال ۲۰۲۰ میلادی در قاره اروپا حدود ۶۴ هزار نیروی نظامی و ۱۶ هزار نفر پرسنل غیرنظامی و در جمهوری های تازه استقلال‌یافته شوروی سابق نیز حدود ۷۰ هزار نظامی و ۳۵ هزار نفر غیرنظامی آمریکایی حضور دارند. همان طور که مشاهده می‌کنید باز هم ارقام نظامیان آمریکایی در این بخش نسبت به منطقه غرب آسیا و شمال آفریقا بسیار بیشتر است.

شوک بزرگ ارتش آمریکا به اعراب حاشیه خلیج‌فارس با خروج گسترده از منطقه/ ایالات متحده سرمای اقیانوس اطلس را به لرزیدن در تنگه هرمز ترجیح داد +عکس

نظامیان آمریکایی در اوکراین

در بحث تمرکز نظامی همان طور که در بالا نیز اشاره شد لهستان از جمله کشورهایی است که در برنامه اصلی آمریکا حضور دارد ولی کشور لیتوانی اخیرا با هزینه ۷ میلیون یورو یک پایگاه نظامی برای آمریکا در کشور خود ساخته است تا توجه آنها را به حضور جدی تر در خاک خود و ایفای نقش جلب کند. البته به صورت دوره ای نظامیان آمریکایی در این کشور حاشیه دریای بالتیک حضور دارند و دولت این کشور امیدوار است که با ساخت این پایگاه آمریکا را ترغیب کند تا یک حضور دائمی در این کشور داشته باشد.

شوک بزرگ ارتش آمریکا به اعراب حاشیه خلیج‌فارس با خروج گسترده از منطقه/ ایالات متحده سرمای اقیانوس اطلس را به لرزیدن در تنگه هرمز ترجیح داد +عکس

افتتاح پایگاه نظامی آمریکا در لیتوانی

اما مسئله آمریکا با روسیه صرفا به شرق اروپا و یا جمهوری های تازه استقلال یافته شوروی سابق محدود نشده و به نظر می رسد ترس از نسل جدید زیردریایی های روسی باعث شده که دوباره آمریکایی ها به فکر مقابله با دشمن قدیمی خود بیافتند.

در دوره جنگ سرد، منطقه اقیانوس اطلس و آب های اطراف انگلستان تا سواحل آمریکا از جمله مناطقی بود که برای چندین دهه شاهد یک رقابت مهم و نامحسوس بین زیردریایی های آمریکایی و انگلیسی از یک سو و زیر سطحی های شوروی سابق از طرف دیگر بود. بعد از فروپاشی شوروی سابق و کاهش فعالیت زیر سطحی های روسی، برای مدت ها این منطقه شاهد نوعی آرامش بود و این مسئله تا به آنجا پیش رفت که آمریکا ناوگان دوم خود که وظیفه پوشش اقیانوس اطلس را داشت را منحل کرد اما در سالهای اخیر همه چیز عوض شده است.

با افزایش قدرت اقتصادی روسیه در دوره جدید، زیردریایی های اتمی نسل جدید وارد میدان شدند و آمریکا به صورت ویژه از ناحیه این شناورها احساس خطر کرد. آمریکا در تابستان سال ۲۰۱۸ میلادی ناوگان دوم خود را مجددا فعال کرده و کم کم در حال اضافه کردن واحدهای جدید برای ناوگان است. دو تحول جدید در خصوص روسیه و آمریکا در دریا بسیار مهم و خبرساز بوده است؛ چراکه در بهار سال جاری میلادی روسها نسل جدیدی از مجموعه زیردریایی های تهاجمی و حامل موشک کروز سری یاسین را با نام کازان وارد خدمت کردند.

شوک بزرگ ارتش آمریکا به اعراب حاشیه خلیج‌فارس با خروج گسترده از منطقه/ ایالات متحده سرمای اقیانوس اطلس را به لرزیدن در تنگه هرمز ترجیح داد +عکس

زیردریایی اتمی تهاجمی کلاس یاسین

شوک بزرگ ارتش آمریکا به اعراب حاشیه خلیج‌فارس با خروج گسترده از منطقه/ ایالات متحده سرمای اقیانوس اطلس را به لرزیدن در تنگه هرمز ترجیح داد +عکس

ناوشکن های کلاس  آرلی برک نیروی دریایی آمریکا

مقامات آمریکایی این نسل جدید از زیرسطحی‌های روسی را شناوری بسیار قابل و از نظر کم‌صدا بودن در سطح زیردریایی‌های جدید آمریکایی بر آورد کرده‌اند. در مقابل نیز اخیرا نیروی دریایی آمریکا یک تیم مخصوص جنگ ضدزیردریایی شامل ۴ فروند ناوشکن کلاس آلری برک را تشکیل داده و نام آن را Greyhound قرار داده است. این واژه به معنی سگ شکاری بوده و نام یک فیلم جدید آمریکایی با بازی تام هنکس هنرپیشه معروف هالیوودی در خصوص کاروان‌های اسکورت ضد زیردریایی در جنگ جهانی دوم نیز است. این ۴ ناوشکن وظیفه دارند به سرعت به انجام عملیات کشف و نابودی زیردریایی در منطقه آتلانتیک شمالی اقدام کنند.

با این آرایش جدید و تغییرات مهمی که با پایان اشغالگری نظامی آمریکا در منطقه رخ داده و به نظر می‌رسد به زودی در عراق و سوریه نیز رخ می‌دهد، عملا هزینه‌های ده‌ها میلیاردی کشورهای عربی نزدیک به آمریکا برای خرید سامانه‌های آفندی و پدافندی در سال‌های اخیر، بی‌ثمر خواهد بود چراکه قرار بود این خریدهای گران و کم‌فایده، عملا نقش ایجاد انگیزه را ایفا کنند تا آمریکا همچنان حضور نظامی و فشار روانی خود را روی کشورمان و نیروهای مسلح حفظ کند.

با این روند، حالا کشورهای منطقه بیش از گذشته به این نتیجه می‌رسند که باید روابط مسالمت‌آمیز و دوستانه خود را با جمهوری اسلامی ایران حفظ کنند و هرگونه تنش و تهدید، نتیجه‌ای جز افزایش احساس ترس آنها از منطقه‌ای بدون آمریکا و انگلیس نخواهد داشت و اکنون می توان بهتر از گذشته، دلایل علاقمندی و پالس‌های متعدد برخی کشورهای منطقه به افزایش روابظ دیپلماتیک و امنیتی با ایران را متوجه شد.