اولین عکس از گلاله شیخی / اعتراف هولناک به قتل نوعروس سقزی + فیلم گفتگوی اختصاصی
حجم ویدیو: 46.90M | مدت زمان ویدیو: 00:06:24

گلاله شیخی به دست همسر خود به قتل رسید. جسد سوخته گلاله چند روز بعد از حادثه کشف شد.

اخبار اختصاصی رکنا - کپی رایت

به گزارش اختصاصی خبرنگار رکنا، داغ گلاله بر جگر خانواده اش آتش کشیده است. دختر 25 ساله ای که به مهربانی و آرامش شهره بود. هر کس او را می شناخت باورش نمی شود که او این چنین بی رحمانه در آتش خشم همسرش سوخته باشد.

مردم شهر سقز دختر حقوقدان را با لبخند آرامش می شناختند. لبخندی که برای همیشه در گوشه قاب عکس خشکید.

گلاله شیخی نام دختر 25 ساله سقزی است که خبر به قتل رسیدن او به دست نامزدش، چند روز قبل منتشر شد. با پدر گلاله تماس می گیریم که گریه امان صحبت کردن به او نمی دهد. اما عموی گلاله در گفتگو با خبرنگار رکنا در توضیح جزئیات این قتل به خبرنگار رکنا گفت: «هشت ماهی می شد که گلاله و کیومرث عقد کرده بودند. روز هشتم خرداد کیومرث دنبال گلاله آمد تا با هم برای صرف شام به رستوران بروند. آن شب مادر گلاله چند باری با او تماس گرفته بود و گلاله گفته بود تا آخر شب حتما به خانه بر می گردد. ساعت یازده و نیم شب مادر گلاله برای آخرین بار با دختر خود حرف زده بود. اما بعد از آن به طرز مشکوکی گوشی تلفن گلاله و شوهرش کیومرث خاموش شد و دیگر از آنها خبر نشد.»

خانواده گلاله شیخی، شب را در دلواپسی و نگرانی به صبح رساندند و هر جایی را که فکر می کردند شاید سرنخی از دختر خود پیدا کنند گشته بودند.تا اینکه تماس کیومرث با دایی و برادرش خبر از یک فاجعه داد.

عموی گلاله در ادامه گفت: «روز بعد از گم شدن گلاله بود که کیومرث با برادر و دایی خود تماس گرفت و گفت که گلاله را به قتل رسانده است. بعد از آن تماس شوهر گلاله متواری شد و از همان موقع ماموران اداره آگاهی تلاش خود را برای یافتن ردی از قاتل آغاز کردند. نقطه زنی موبایل کیومرث نشان می داد که او شب حادثه در محلی به نام ایران خواه بوده است. در تحقیقات بعدی، ماموران پلیس رد کیومرث را در آستارا زدند و اقدام به دستگیری او کردند.»

متهم بعد از دستگیری در اولین اعترافات خود گفته بود که در پی یک مشاجره به همسرش مشت زده و سبب به قتل رسیدن او شده است: «کیومرث در مورد ماجرای شب حادثه گفته بود که بر سر مسائل پیش پا افتاده با گلاله بحث شان شده بود و با مشت به سر او کوبیده بود. او می گفت یکدفعه دیدم گلاله بی حال شد. نبضش را گرفتم و سرم را روی سینه اش گذاشتم و مطمئن شدم که او دیگر نفس نمی کشد. بعد او را به منطقه ای در از شهر بردم و در راه چهار لیتر بنزین خریدم. بعد هم بنزین را روی جسد ریختم و به آتش کشیدم.»

بعد از اینکه متهم به قتل اعتراف کرد، همراه ماموران پلیس و چند نفر از اعضای خانواده گلاله برای کشف جسد او راهی محلی شدند که کیومرث نشانی اش را داده بود: «روزی که کیومرث همراه ما برای کشف جسد آمد، ردی از جسد گلاله پیدا نشد و نشانی محل دقیق رها کردن جسد را نگفت. بعد از اینکه او را بار دیگر به اداره آگاهی منتقل کردند در آنجا کروکی محل رها کردن جسد را کشید و بالاخره پیکر گلاله عزیزمان را پیدا کردیم که بی رحمانه و بی گناه به طرز فجیعی به قتل رسیده بود و در آتش سوخته بود.»

داماد سقزی از قتل همسرش اظهار پشیمانی نمی کند

از عموی گلاله می پرسیم که آیا قاتل گلاله در مواجهه با شما یا در اعترافاتش از فاجعه ای که رخ داده است، اظهار ناراحتی و پشیمانی کرده است؛ که او می گوید:«کیومرث هیچ حرفی از پشیمانی یا عذاب وجدان نزده است. روزی هم که او را در اداره آگاهی دیدیم خیلی خونسرد به نظر می رسید. بعد از اینکه راز قتل فجیع دختر برادرم فاش شد، خانواده کیومرث حتی برای دلجویی و همدردی به خانه برادرم مراجعه نکردند.»

انگیزه کیومرث از قتل چه می توانست باشد؟ و آیا گلاله قبل از این با کیومرث اختلافی داشت یا گلایه ای به خانواده خود کرده بود؟

عموی گلاله در پاسخ به این سوالات می گوید:«کیومرث نسبت فامیلی دوری با خانواده ما دارد و پیش از این با خانواده برادرم آشنا بودند.تا اینکه به خواستگاری گلاله آمد. او جوان تحصیل کرده ای بود و کارمند بانک است. برای همین برادرم با ازدواج او و گلاله موافقت کرد. کیومرث و گلاله هر دو فارغ التحصیل رشته حقوق بودند. گلاله مشاور حقوقی دفتر قضایی بود و چند باری زمزمه هایی از نارضایتی کیومرث با کار کردن گلاله شنیده شده بود. اما این گلایه ها آن قدر جدی نبود. برادرم روز خواستگاری به کیومرث گفته بود که گلاله دلش می خواهد کار کند و ادامه تحصیل دهد و نمی دانم چرا همسر گلاله با اینکه شرط را می دانست اما حرف از مخالفت با کار گلاله می زد.در هر حال اختلاف جدی ای بین آنها نبود.اصلا پیش نیامده بود که گلاله شکایتی از ارتباطش با کیومرث داشته باشد.»

عموی گلاله شیخی در آخر گفت:«دختر برادرم بسیار مهربان و متین و آرام بود. قتل ناجوانمردانه او داغ بزرگی است بر دل خانواده ما.برادرم و همسرش به عنوان اولیای دم این پرونده تقاضای قصاص کیومرث را دارند و دلشان می خواهد قاتل هر چه زودتر به دار مجازات آویخته شود.»